
همشهری آنلاین - آرش نهاوندی: ایرانیها از معدود ملتهایی هستند که خونشان را رایگان اهدا میکنند و هیچگونه خرید و فروشی در این حوزه وجود ندارد. این روحیه نوعدوستی در روزهای جنگ هم بار دیگر خود را نشان داد؛ زمانی که مردم با وجود نگرانیها و ناامنیها، در پایگاههای انتقال خون صف کشیدند و «صف همدلی» به یکی از ماندگارترین تصاویر آن روزها تبدیل شد و بازتاب گستردهای هم داشت. دکتر بابک یکتاپرست، معاون اجتماعی سازمان انتقال خون همزمان با روز جهانی اهداکنندگان در تلویزیون همشهری از پشتصحنه این روزها، چالشهای تأمین خون و نقش مردم در شکستن رکورد ذخایر خونی کشور گفته که بخشی از آن را در ادامه میخوانید.

«اگر یک روز پایگاههای انتقال خون تعطیل میشدند، فردای آن روز دیگر خونی برای بیماران نداشتیم.» این اولین توصیف یکتاپرست از روزهای آغازین جنگ است؛ روزهایی که ذخایر خونی کشور در برخی استانها به مرز بحران رسیده بود. به گفته او، شرایط به گونهای بود که چند عامل همزمان، احتمال کمبود خون را تشدید میکرد؛ ماه رمضان که معمولا آمار اهدای خون در آن کاهش مییابد، فصل زمستان و تعطیلات ناشی از آلودگی هوا، نزدیک شدن به نوروز و افزایش سفرها و در مقابل، بالا رفتن مصرف خون بهویژه در حوادث ترافیکی. در این میان، استانهای جنوبی کشور شرایط دشوارتری داشتند و یکتاپرست در این باره هم میگوید: «در روزهای نخست جنگ، ذخیره خون کشور حدود ۴ روز و در استان سیستان و بلوچستان تنها یک روز بود، یعنی اگر یک روز اهدای خون انجام نمیشد، فردای آن روز خون نداشتیم.»
«اما حضور مردم معادلات را تغییر داد. هنوز ساعات زیادی از آغاز بحران نگذشته بود که پایگاههای انتقال خون با صفهای طولانی مراجعهکنندگان مواجه شدند.» یکتاپرست به این نکته هم اشاره و درباره عکسهایی که از صفهای انتظار در آن روزها منتشر میشد، عنوان میکند: «ظرفیت تختها محدود بود و همین موضوع باعث شکلگیری انتظار و نارضایتی شد. از مردم عذرخواهی کردیم و توضیح دادیم که مشکل، کمبود فضای پذیرش است، نه نبود اراده برای خدمترسانی. به همت روابط عمومی سازمان هم پویش «صف همدلی» شکل گرفت؛ یعنی مردم تصاویر حضور خود در صفهای اهدای خون را منتشر میکردند که بازتاب خوبی هم داشت.» به گفته او همزمان، ساعات کاری پایگاهها افزایش یافت و بسیاری از مراکز تا نیمههای شب و حتی ساعات اولیه بامداد فعال بودند. یکتاپرست یکی از مهمترین خاطراتش را هم در این باره تعریف میکند، درباره حضور حدود ۴۰ رسانه خارجی در ایران در ایام جنگ تحمیلی سوم: «از خبرگزاری شینهوای چین، آناتولی ترکیه، اسپوتنیک روسیه و... آمده بودند. به گوش آنها رسیده بود که صفهای طولانی مردمی در پایگاههای انتقال خون ایجاد شده است. در میانشان یک عکاس مطرح از برزیل هم بود که من خودم کارهای او را در فضای مجازی دنبال میکردم. یک روز او را در حال عکاسی از پایگاه انتقال خون دیدم.»

«اهدای خون فقط آغاز مسیر است. هر واحد خون باید تحت آزمایشهای متعدد از جمله تعیین گروه خونی و بررسی بیماریهایی مانند هپاتیت B و C، HIV و سیفلیس قرار گیرد.» یکتاپرست با بیان این مطلب توضیح میدهد که بخش بزرگی از این مسئولیت بر دوش کارکنان آزمایشگاهها بود؛ نیروهایی که در شرایط ناامن جنگی، شبها در محل کار میماندند تا چرخه تامین خون متوقف نشود. او به تولید ۳ فرآورده از یک کیسه خون هم اشاره میکند و میگوید: خون یک ماده زنده است و اولین فرآورده آن گلبول قرمز است که برای بیماران مبتلا به تالاسمی استفاده میشود و ۳۵ روز قابلیت نگهداری دارد. دومین فرآورده هم پلاسماست که برای بیماران دچار سوختگی تهیه میشود و قابلیت نگهداری آن ۶ ماه است. و البته پلاکت که برای بیماران مبتلا به سرطان یا دچار اختلال انعقاد خون تامین میشود و فقط ۳ روز میتوانیم آنها را نگهداری کنیم.
بیماران تالاسمی از آسیبپذیرترین گروهها در حوزه خون بودند. تنها در سیستان و بلوچستان حدود ۷ هزار بیمار تالاسمی زندگی میکنند که هر ماه به دو تا سه واحد خون نیاز دارند. این یعنی باید ماهانه نزدیک به ۲۰ هزار واحد خون فقط برای این بیماران تامین شود. معاون اجتماعی سازمان انتقال خون، از دشواری تصمیمگیری و مدیریت منابع خون در شرایط بحران و جنگ میگوید؛ زمانی که ممکن است یک کودک تالاسمی از روستایی دورافتاده برای دریافت خون به مرکز درمانی برسد، اما همزمان مادری باردار در شرایط اضطراری نیاز فوری به همان گروه خونی داشته باشد. توضیح این شرایط برای خانوادههایی که با مشقت فراوان خود را به مراکز درمانی میرسانند، ساده نیست که یک کیسه دریافت کند و هفته آینده مراجعه دوباره داشته باشد.
البته که با وجود همه این دشواریها، شبکه ملی خونرسانی کشور موفق شد رکوردی کمسابقه را ثبت کند. ذخایر خون سیستان و بلوچستان از یک روز به هفت روز افزایش یافت و در سطح کشور نیز میزان ذخایر خونی در کمتر از دو هفته به بیش از ۹ روز و سپس به ۱۲ روز رسید؛ آماری که به گفته یکتاپرست، رکورد ۱۰ سال گذشته را شکست.

نکته غافلگیرکننده روزهای جنگ افزایش مشارکت زنان و جوانان در اهدای خون بود. در حالی که پیش از جنگ سهم بانوان از اهدای خون حدود پنج درصد و سهم جوانان حدود ۱۵ درصد بود، در روزهای بحران این ارقام به ترتیب ۷۹ و ۶۳ درصد افزایش یافت. به گفته معاون سازمان انتقال خون، این تجربه نشان داد بسیاری از باورهای رایج درباره عدم تمایل زنان و جوانان به اهدای خون نیازمند بازنگری است. او معتقد است اگر اطلاعرسانی درست و ارتباط مؤثر با جامعه شکل بگیرد، میتوان ظرفیتهای بزرگی را فعال کرد. به گفته یکتاپرست، امروز حدود دو میلیون ایرانی سالانه سه میلیون واحد خون اهدا میکنند، اما برای رسیدن به شرایط ایدهآل، کشور به حدود سه میلیون اهداکننده مستمر نیاز دارد.
بسیاری از اهداکنندگان از پرسشهای متعدد در پایگاههای انتقال خون گلایه دارند، اما به گفته یکتاپرست این سوالات با دو هدف مهم مطرح میشوند: حفظ سلامت اهداکننده و تضمین سلامت خون اهدایی. سابقه بیماریهای قلبی، سکته، کمخونی، مشکلات کبدی یا برخی شرایط پزشکی میتواند اهدای خون را برای فرد خطرناک کند یا ایمنی فرآورده خونی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، پاسخ صادقانه به این پرسشها بخشی از فرآیند نجات جان بیماران است.
یکی از مهمترین نگرانیهای بانوان درباره اهدای خون، احتمال کمخونی است؛ یکتاپرست در این باره هم توضیح میدهد که به طور میانگین ۷۵ درصد زنان ایرانی دچار کمخونی نیستند و بسیاری از آنها میتوانند با اطمینان خون اهدا کنند. در پایگاههای انتقال خون هم پیش از هر اقدامی آزمایش اولیه کمخونی انجام میشود و در صورت وجود مشکل، فرد برای درمان و پیگیری راهنمایی خواهد شد. البته یکی دیگر از شکایتهای بانوان خارج از بحث اهدای خون، ضعف، بیحالی، خستگی و حتی عصبانی شدن زودهنگام است که به گفته این مسئول میتوانند علائم کمخونی باشند اما کمبود ویتامین D هم دقیقا میتواند این علائم را ایجاد کند. یکتاپرست درباره میزان مجاز اهدای خون سالانه هم اینطور عنوان میکند که مردان سالانه ۴ بار و زنان ۳ بار میتوانند در این باره اقدام کنند.

جوانان هر زمان احساس کردهاند حضورشان ضروری است، در کنار نظام سلامت ایستادهاند؛ از حادثه بندر شهید رجایی تا روزهای جنگ که آمار اهدای خون آنها ۶۳ درصد افزایش یافت. با این حال، به گفته دکتر یکتاپرست، چالش اصلی، برقراری ارتباط مستمر با نسل جدید است. پیامهایی که دو دهه پیش برای ترغیب مردم به اهدای خون مؤثر بود، امروز دیگر کارایی گذشته را ندارد. به اعتقاد او، باید از ظرفیت شبکههای اجتماعی و گروههای دانشجویی بهره گرفت و خود جوانان را در تولید محتوا و فرهنگسازی مشارکت داد؛ چراکه آنها بهتر از هر کسی میدانند چگونه میتوان همنسلان خود را برای مشارکت در یک کار انساندوستانه همراه کرد.
یکتاپرست درباره یکی از باورهای مردم درباره این که خون دادن میتواند باعث تندرستی بیشتر شود هم میگوید: سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند که اهدای خون باید تنها با انگیزه نجات جان انسانها انجام شود، نه به امید دریافت منفعتی برای سلامتی. یعنی اگر فردی صرفاً به دنبال کسب یک فایده شخصی باشد، ممکن است در پاسخ به پرسشهای پزشک سازمان انتقال خون صداقت لازم را نداشته باشد و این موضوع سلامت خون را به خطر بیندازد. اما به گفته این مسئول یک نکته مهم این است که بسیاری از اهداکنندگان پس از این اقدام، احساس رضایت و آرامش روانی را تجربه میکنند؛ حسی ناشی از آگاهی به اینکه شاید با اهدای یک واحد خون، در نجات جان سه انسان سهیم شدهاند. از این منظر، اهدای خون پیش از هر چیز یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است که حال خوب را هم برای گیرنده و هم برای اهداکننده به همراه دارد. این در حالی است که ایران از معدود کشورهایی است که نظام اهدای خون در آن بر پایه مشارکت کاملا داوطلبانه و رایگان شکل گرفته و دریافت پول در ازای اهدای خون سالهاست حذف شده است. این رویکرد با توصیههای سازمان جهانی بهداشت همسو است؛ زیرا انگیزههای مالی میتواند سلامت خون را به خطر بیندازد.
ایران جزو کشورهای با رتبه خوب در حوزه فناوری خون و فرآوردههای خونی است و یکتاپرست در این باره هم میگوید: «پلاسمای ایرانی پس از طی ارزیابیهای سختگیرانه بینالمللی، به عنوان ماده اولیه تولید داروهای بیولوژیک به مراکز تخصصی اروپا ارسال و پس از تبدیل به دارو، دوباره به کشور بازگردانده میشود؛ فرآیندی که نشاندهنده کیفیت بالای نظام انتقال خون ایران است.» اما این مسئول تاکید میکند: «ایران با وجودی که در بسیاری از مراحل زنجیره انتقال خون، از دریافت خون از اهداکننده تا رساندن آن به بیمار، از استانداردهای پیشرفته جهانی بهره میبرد، فرسودگی تجهیزات به یکی از مهمترین چالشهایش تبدیل شده است.»
به گفته یکتاپرست، روی تمام واحدهای خون در کشور تست «NAT» انجام میشود؛ آزمایشی با بالاترین استاندارد جهانی برای تشخیص زودهنگام بیماریهایی مانند HIV و هپاتیتهای ویروسی. تنها برای تامین اقلام مصرفی، از کیسههای خون و کیتهای آزمایشگاهی گرفته تا مواد ضدعفونیکننده، سالانه حدود ۱۰۰ میلیون دلار هزینه میشود. با این حال، برخی تجهیزات حیاتی سازمان انتقال خون سالهاست بهروز نشدهاند؛ بهطوری که ۱۵ سال است سانتریفیوژهای یخچالدار جدید وارد کشور نشدهاند. این موضوع در شرایط بحرانی خود را بیشتر نشان میدهد؛ زمانی که افزایش مراجعه برای اهدای خون، فشار مضاعفی بر دستگاههای فرسوده وارد میکند و خرابی آنها میتواند روند آزمایش و آمادهسازی خون را به تأخیر بیندازد. در چنین شرایطی، بار این کمبودها بر دوش نیروهای انسانی قرار میگیرد؛ نیروهایی که ناچارند با اضافهکاریهای طولانی، خلأ ناشی از فرسودگی تجهیزات را جبران کنند.

یکتاپرست در پایان این برنامه تاکید میکند: «امروز حدود دو میلیون ایرانی با اهدای سالانه سه میلیون واحد خون، نیاز کشور را در شرایط مطلوب تأمین میکنند، اما رسیدن به وضعیت ایدهآل مستلزم دستیابی به جامعهای سه میلیون نفری از اهداکنندگان مستمر است. در این میان، افزایش مشارکت بانوان و جوانان هم میتواند نقشی تعیینکننده داشته باشد. در این باره راهاندازی اتوبوسهای سیار انتقال خون در محلات و استفاده از کیسههای خون با حجم کمتر برای بانوان، بخشی از برنامههایی است که با هدف گسترش فرهنگ اهدای خون و نزدیکتر شدن به این چشمانداز دنبال میشود؛ چشماندازی که در آن، هیچ بیماری به دلیل کمبود خون در انتظار نماند.»

















































