
همشهری آنلاین: شعار جهانی امسال در روز جهانی محیط زیست «اکنون زمان اقدام» با محوریت تغییرات اقلیم انتخاب شده است؛ شعاری که دو پیام روشن دارد؛ نخست اینکه جهان امروز درگیر مسائل محیط زیستی و تغییرات اقلیم است و دوم اینکه زمان زیادی برای اقدام باقی نمانده و باید همین حالا وارد عمل شد.

با وجود جهانی بودن این چالش، شرایط کشور ما به دلیل موقعیت جغرافیایی، مرحله توسعه و سرعتی که در برخی روندهای توسعهای داشتهایم، این مسئله را جدیتر و پیچیدهتر کرده است. از همین رو شعار هفته محیط زیست با عنوان «حفظ محیط زیست، حفظ امنیت ملی» انتخاب شده؛ شعاری که نشان میدهد محیط زیست موضوعی جدا از امنیت ملی و توسعه کشور نیست، بلکه بخشی جداییناپذیر از آن است.
به دلیل مجموعه چالشهای متنوع محیط زیستی کشور، نیازمند بازنگری بنیادین در نحوه نگاه و مواجههمان با محیط زیست است. در غیر این صورت، بخش قابل توجهی از اقدامات انجامشده، صرفا جنبه ظاهری و مقطعی خواهد داشت. برای نمونه دریاچه ارومیه را ببیند که تا حدودی آبگیری شده است. این دریاچه میتواند مثل سال ۷۴ پرآب شود ولی بدون اصلاح الگوهای کشاورزی، بهبود نظام مدیریتی و بازنگری در شیوه بهرهبرداری از منابع، خطر بازگشت به شرایط گذشته همچنان وجود خواهد داشت. بنابراین تغییر سبک زندگی و تغییر نگاه به محیط زیست ضروری است. اگرچه این تغییر با آموزش کلید میخورد و با آگاهی شروع میشود؛ اما شرط استمرار آن «پذیرش اجتماعی» است.
هر تغییری که مورد پذیرش مردم قرار نگیرد، دوام نخواهد داشت. البته تأکید بر نقش مردم به این معنا نیست که منشأ اصلی مشکلات محیط زیستی مردم هستند؛ در بسیاری از نقاط جهان، دولتها سهم اصلی را در ایجاد این مسائل دارند، اما مسیر درمان بدون مشارکت مردم ممکن نیست. مردم میتوانند پشتوانه فکری، مالی و سیاسی تصمیمات باشند. زمانی که جامعه آگاه باشد، مدیران نیز برای اتخاذ تصمیمهای دشوار و شجاعانه اطمینان بیشتری خواهند داشت.
در این میان یک پرسش اساسی مطرح است؛ چرا آنگونه که باید از این سرمایه اجتماعی بهره نمیبریم؟ یکی از دلایل این است که مردم باید احساس کنند قانون به نفع آنهاست، نه صرفاً به نفع دولتها. در بسیاری موارد چنین احساسی وجود ندارد. به عنوان مثال، هنگام آلودگی هوا، محدودیتهایی مانند طرحهای ترافیکی اعمال میشود و هزینهها متوجه مردمی میشود که نقشی در سوخت یا خودروهای بیکیفیت ندارند. در چنین شرایطی قربانی، هزینه مسئلهای را میپردازد که در ایجاد آن نقشی نداشته است.
یکی از اقداماتی که در سازمان حفاظت محیط زیست پیگیری شده، تهیه و تصویب «سند ارتقای فرهنگ محیط زیستی» و «تشکیل کارگروه ملی» آن بوده است تا ابتدا دستگاههای دولتی نسبت به آنچه در حوزه محیط زیست مطالبه میکنند، خود پایبند باشند و سپس به سطح عمومی جامعه برسیم.
در حوزه محیط زیست باید نگاه کوتاهمدت سیاسی جای خود را به حکمرانی بلندمدت بدهد. نباید برای موفقیتهای کوتاهمدت سیاسی کسی را تشویق کرد؛ افراد تصور میکنند «اگر تولید انبوه داشتهاند یعنی به موفقیت رسیدهاند» در حالی که تولید یا توسعه انبوه میتواند منابع را نابود کند و در آینده مشکلات و پیامدهای اجتماعی و سیاسی ایجاد کند.
از سوی دیگر «مردم هدف توسعه و هم ابزار توسعه هستن.». اگر آنها را فقط هدف قرار دهیم خودمان را از خواستهها، تفکر و منابع آنها محروم کردهآیم و اگر صرفاً آنها را ابزار بدانیم، آنها را قربانی توسعه کردهایم. توسعه پایدار بدون در نظر گرفتن هر دو وجه امکانپذیر نیست.
برای مشارکت واقعی و عملی مردم، اطلاعرسانی درست ضروری است؛ مردم باید بدانند مسئله چیست. اما دانستن به تنهایی کافی نیست. باید باور شکل بگیرد و فرهنگسازی انجام شود. اما مهمتر از این اطلاع رسانی «توانایی اقدام» توسط مردم است. این مرحله نیازمند آموزشهای مهارتی و تخصصی و همچنین فراهم شدن فناوری و تکنولوژی از سوی دولتهاست. صرف توصیه و نصیحت نمیتواند سبک زندگی را تغییر دهد. امروز بسیاری از راهکارهای موجود گران شده و از دسترس مردم خارج میشود. برای مثال، هزینه ایجاد یک گلخانه «هایتک» ۳هزار متری که تا پارسال ۱۴میلیارد تومان نیاز داشت امسال به ۵۰ میلیارد تومان رسیده است. این رشد هزینهها، آن را از دسترس مردم خارج میکند. بنابراین اگر مردم «بدانند، باور کنند و بتوانند»، خود به خود مشارکت عملیشان شکل خواهد گرفت به شرطی که دولتها هم کمک کنند.
انسانها به طور طبیعی در برابر تغییر مقاومت میکنند، چون معمولا رنج شناختهشده را به خوشبختی ناشناخته ترجیح میدهند. بنابراین اگر قرار است آینده مطلوبی ترسیم شود، باید آن آینده برای مردم روشن، شفاف و قابل تصور باشد. از سوی دیگر عادت گاهی بسیار قویتر از آگاهی عمل میکند. تغییر عادتهای شکلگرفته دشوار است؛ به همین دلیل باید از سنین پایین اقدام کرد و پیش از شکلگیری عادتهای نادرست، آموزش و عادتهای پایدار ایجاد شود. در سازمان حفاظت محیط زیست، برنامههایی برای کودکان طراحی شده و طرح «محیطیار» آغاز شده است که تاکنون بیش از ۵۰۰ هزار عضو در مقاطع دبستانی جذب کرده است. هدف این است که از طریق آموزش، آگاهی و شکلگیری عادتهای پایدار، نسل آینده با رویکردی متفاوت نسبت به محیط زیست رشد کند.
این به معنای نادیده گرفتن بزرگسالان نیست؛ چرا که بزرگسالان تصمیمگیران امروز هستند و کودکان حاملان فرهنگ آینده. هر دو گروه باید مورد توجه قرار گیرند، اما اثرگذاری بنیادین و ریشهای را میتوان بیشتر از سنین پایین آغاز کرد.

















































