طراحی وارائه نقشه های معماری ، …برس صنعتیآموزش تخصصی سنتور در تهرانپارسدستگاه تسمه کش

«مجتمع سالمندان حجت» خانه کهنسالان معلول، بیمار و رهاشده است | بهشـت فراموش شده‌ها
همشهری آنلاین_ابوذر چهل امیرانی: پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها چشم به آنها دوخته‌اند. خیلی‌هایشان حسرت می‌خورند و دوست دارند برای یکبار هم شده، بچه‌های‌شان را این‌طور در آغوش بگیرند، اما حیف که کسی به ملاقات‌شان نمی‌آید. طولی نمی‌کشد که به دختر خبر می‌دهند باید از پدرش جدا شده و همراه شوهرش که بیرون مرکز ایستاده، از آنجا برود. جدا شدن از پدر سخت است. چند بار می‌رود و برمی‌گردد، اما صدای بوق ممتد ماشین که می‌آید، می‌فهمد که دیگر حوصله شوهرش سر رفته و باید هرچه زودتر مرکز را ترک کند. دختر که می‌رود، هق هق گریه‌های پدر به هوا بلند می‌شود و دیگر نمی‌تواند خودش را کنترل کند. عمو رحمان که مددجو و «پدریار» است، سراغش می‌آید. نازش را می‌کشد و ویلچرش را حرکت می‌دهد. هر ‌کاری از دستش بر می‌آید، برای رهایی او از این وضعیت انجام می‌دهد. پدربزرگ و مادربزرگ‌ها چشم از او می‌دزدند و جوری وانمود می‌کنند که انگار چیزی ندیده‌اند. «مجتمع سالمندان حجت» که زیرمجموعه «بهشت امام رضا(ع)» دایر شده، کم از این قصه‌های تلخ ندارد؛ مجموعه‌ای که جمعی از سالمندان در آن زندگی می‌کنند و نه تنها اعضای خانواده آنها را به دلایل مختلف نپذیرفته‌اند، بلکه جایی برای نگهداری آنان وجود ندارد.   فضا را درخت و گیاهان سبز پر کرده و اسمش را بهشت گذاشته‌اند. حیاط بزرگی دارد و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها هر روز در این محوطه به هواخوری و اختلاط با همدیگر می‌پردازند. گاهی شیطنت می‌کنند و سوار تاب‌هایی می‌شوند که روزگاری برای بچه‌های مرکز نصب کرده بودند. اینجا برای کسانی که برای نخستین بار قدم در آن می‌گذارند، بی‌شباهت به بهشت نیست و می‌توان اکسیژن خالص را وارد ریه‌ها کرد، اما وقتی دلت گرفته و فکرت مشغول باشد حضور در چنین جایی هم دلنشین نیست، اما مسئولان مرکز و پدریارها و مادریارها، یعنی مددکارهایی که از آنها مراقبت و پرستاری می‌کنند، با محبت‌های بی‌دریغ‌شان‌کاری کرده‌اند که پیرمردها و پیرزن‌ها در اینجا احساس آرامش کنند.   «یوسف اصلانی» که حالا آدم شناخته شده‌ای است و کارهای خیرش برای آدم‌های آسیب‌دیده نقل محافل است و به برنامه‌های تلویزیونی زیادی مثل عصر جدید و خندوانه دعوت شده، اینجا را ۱۳ سال پیش از سازمان بهزیستی تحویل گرفته است. او در مراکز بهزیستی می‌دید که بیشتر خانواده‌ها در آلبوم‌های عکس دنبال بچه‌های زیبا بودند تا آنها را به سرپرستی قبول کنند، اما کسی سراغ بچه‌های معلول نمی‌رفت. او سرپرستی همه این بچه‌ها را قبول کرد و با کمک خیّران مشغول نگهداری از آنها شد. اصلانی برای پیدا کردن بچه‌های معلول و بی‌سرپرست به مراکز مختلف بهزیستی می‌رفت، تا اینکه ۳ سال پیش در این رفت وآمدها سالمندانی معلول، مجهول‌الهویه یا بیمار و بی‌کس در گوشه و کنار شهر دید که به حال خود رها شده بودند. دیدن این آدم‌ها دلش را به درد آورد. بچه‌ها را به محل دیگری برد و سالمندان معلول و بیمار را جایگزین آنها در این مجموعه سرسبز کرد. «امیر عمیدی» که مدیریت این مرکز را برعهده دارد، می‌گوید: «این سالمندان به دلایل مختلف رها شده‌اند و اعضای خانواده آنها را نمی‌پذیرند. عده‌ای از آنها بیماری‌های خاصی مثل هپاتیت دارند و برخی هم به بیماری سرطان مبتلایند. تعدادی از آنها دیالیز می‌شوند و در بین آنها سالمندانی وجود دارند که به علت معلولیت، گم شدن یا رها شدن در معابر، جایی برای زندگی ندارند و اینجا رایگان نگهداری می‌شوند؛ یعنی در مجموعه‌ای که کنار ریل راه‌آهن تهران‌ـ اهواز و پل شهید نواب قرار دارد.» فرشته‌های زمینی سالمندانی که به هر دلیلی امکان زندگی در کنار اعضای خانواده خود را ندارند، اینجا برای خودشان صاحب خانواده شده‌اند. مددکاران و پدریارها و مادریارها هوای‌شان را ۲۴ ساعته دارند. مراقب‌شان هستند و غذای‌شان را می‌دهند. اگر مریض شوند همین فرشته‌های زمینی تا صبح بر سر بالین‌شان می‌نشینند و اگر نیاز به جراحی داشته باشند، پدریارها و مادریارها همراه آنها در بیمارستان می‌مانند. آنان را استحمام و پوشک می‌کنند و اگر نیاز داشته باشند همراه خود بیرون می‌برند تا چرخی در محله‌ها بزنند. اگر خدایی ناکرده یکی از آنها فوت کند، همین مددکارها و مسئولان مجتمع برایشان اشک می‌ریزند و آنها را تا خانه ابدی بدرقه می‌کنند. آخرین نفری که از بین آنها رفته «ابراهیم» نام داشته که صبح از خواب بیدار نشده و همه ساکنان بهشت را داغدار کرده است. به همین خاطر است که عمیدی عنوان می‌کند تعداد سالمندان اینجا متغیر است و گاهی تا ۱۵۰ نفر می‌رسد، ولی اکنون ۸۰ سالمند کنار هم در این مرکز روزگار می‌گذرانند.    در کنار رسیدگی به وضعیت سالمندان، همه روزه نمازجماعت در این مرکز و در مناسبت‌ها جشن برگزار می‌شود و از آنجا که برخی از سالمندان به دلیل اعتیاد از طرف خانواده رانده شده‌اند، جلسات مشاوره برای آنان برگزار می‌شود. به گفته عمیدی، گاهی کلاس‌های آموزشی از جمله هنرهای دستی هم برای سالمندان برگزار می‌شود. به‌عنوان مثال، چندی پیش توانستند نحوه بافت فرش‌هایی در ابعاد کوچک را یاد بگیرند. وی می‌گوید: «البته برخی از این افراد در رشته‌های مختلف هنری باتجربه‌اند و حتی می‌توانند به دیگران آموزش دهند.» وقتی از عمیدی می‌پرسیم چه عواملی غیر از اعتیاد باعث شده تا پای این افراد به مرکز باز شود، می‌گوید: «دلایل زیادی وجود دارد. از ضعف عاطفی در خانواده‌ها گرفته تا فقر. تک فرزند شدن خانواده‌ها و ناتوانی بچه‌ها در نگهداری از پدر و مادرها، مجرد ماندن افراد تا زمان کهنسالی و فراموشی نیز برخی از این عوامل هستند.»  زندگی جوان ۳۰ ساله در کنار سالمندان وقتی از عمیدی درباره نحوه پذیرش سالمندان می‌پرسیم، می‌گوید: «شرط پذیرش سالمندان در این مرکز بررسی شرایط آنان از طرف قاضی ویژه دادسرای سرپرستی و معرفی از سوی سازمان بهزیستی است. اگر سالمندی به دلیل بیماری خاص، معلولیت یا توان مالی کم خانواده‌ها به مجتمع‌های قضایی یا دادسرای ناحیه ۲۵ معرفی شود و قاضی واحد سرپرستی تشخیص دهد که نمی‌تواند کنار اعضای خانواده‌اش زندگی کند یا اینکه سالمندی پیدا شود که به حال خود رها شده باشد، به سازمان بهزیستی ارجاع و از آنجا به ما معرفی می‌شود.» مدیر مرکز سالمندان حجت، میانگین سنی افراد پذیرش شده را این‌طور بیان می‌کند: «اوایل سالمندان ۷۰ سال به بالا در این مرکز پذیرش می‌شدند، اما متأسفانه سن افراد بستری در حال پایین آمدن است و اکنون شخص ۳۰ ساله‌ای داریم که در این مرکز نگهداری می‌شود. دلیل پذیرش چنین افرادی در مرکزی که برای نگهداری سالمندان راه‌اندازی شده، معلولیت آنهاست؛ چراکه محلی برای نگهداری رایگان معلولان جسمی و حرکتی وجود ندارد و این کار را برعهده گرفته‌ایم.» خیّران اینجا را اداره می‌کنند از مجموع ۸۰ نفری که در مرکز سالمندان حجت یا بهشت امام رضا(ع) زندگی می‌کنند، ۵۳ نفر آقا و مابقی خانم هستند. آنها در ۲ خوابگاه مجزا و در اتاق‌هایی ۳ تا ۴ نفره زندگی می‌کنند و مسئولان مرکز تلاش کرده‌اند محیط مرکز و اتاق‌ها را به نحوی آراسته کنند که سالمندان احساس کنند در خانه خود زندگی می‌کنند. البته خانم‌ها به سلیقه خودشان اتاق‌ها را با ترمه و وسایل گلدار خوشرنگ کرده‌اند. در مجموع ۳۵ مددکار زندگی خود را وقف این افراد کرده و از آنها پرستاری و نگهداری می‌کنند. این مجموعه از کمک سازمان‌های دولتی بی‌بهره‌است و با کمک خیّران اداره می‌شود. جمعی از مسئولان و چهره‌های هنری هم از این مرکز و بهشت امام رضا(ع) حمایت می‌کنند که می‌توان به دکتر «علی ربیعی» سخنگوی دولت و دکتر «محمدباقر قالیباف» رئیس مجلس اشاره کرد که ۱۴ سال متوالی است در یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان مهمان بچه‌های بی‌سرپرست این مرکز می‌شود. دکتر «پیروز حناچی» شهردار تهران هم از این مرکز بازدید کرده و هنرمندانی همچون «احسان علیخانی» و «رامبد جوان» حامی آنان هستند.   ساکنان منطقه هوای‌مان را دارند این روزها مرکز نگهداری سالمندان حجت هوای دلپذیری دارد و سرسبزتر از همیشه است، اما عده‌ای از کهنسالان دوست دارند پاییز زود از راه برسد و برگ درختان را بریزد. آنها با لخت شدن شاخه درخت‌ها بهتر می‌توانند خانه بچه‌های‌شان را از اینجا ببینند و دل‌شان سبک شود، چراکه بچه‌های چندنفر از آنها ساکن همین منطقه‌اند. عمیدی می‌گوید: «در این ۳ سال نزدیک به ۱۵ نفر از سالمندان پذیرش شده در این مرکز، ساکن منطقه ۱۷ و مناطق اطراف بوده‌اند. یک نفر را هم کلانتری امامزاده حسن(ع) به ما معرفی کرد و پیرزنی را پیدا کردیم که کنار بیمارستان ضیائیان در خیابان زندگی می‌کرد. در محله قلعه‌مرغی هم ۲ سالمند رهاشده پیدا کردیم و از محله جوادیه هم فردی را به ما معرفی می‌کردند.» صحبت که به اینجا می‌رسد، از او می‌پرسیم ساکنان منطقه ۱۷ چقدر در تأمین نیاز افراد بستری در این مرکز به آنها کمک می‌کنند. می‌گوید: «الحق که ساکنان این منطقه خونگرم هستند و گاهی اوقات با اهدای مواد غذایی خشک، گوشت و... از این افراد حمایت می‌کنند. با این حال اغلب افرادی که در این منطقه زندگی می‌کنند درآمد زیادی ندارند که بتوان از آنها توقع زیادی داشت. محبت آنها به‌خصوص کاسبان محل همیشه شامل حال ما شده، ولی در همین منطقه بازارهای متعددی مثل بازار مبل وجود دارد که مالکان واحدهای تجاری می‌توانند دست ما را برای رسیدگی بهتر به سالمندان بگیرند. افراد زیادی هم در این منطقه وجود دارند که از فعالیت‌های مرکز بی‌اطلاعند. آنها نیز می‌توانند یاریگر ما در کارهای خیرخواهانه باشند.» عمیدی درباره علت بی‌اطلاعی برخی از ساکنان منطقه از فعالیت‌های مرکز می‌گوید: «زمانی که کودکان بی‌سرپرست در این مجموعه نگهداری می‌شدند، برای حفظ شأن و کرامت آنها، درباره فعالیت‌های بهشت امام‌رضا(ع) اطلاع‌رسانی نشد. پس از سکونت سالمندان، تصمیم به اطلاع‌رسانی گرفتیم و با مسئولان محلی از جمله «داود لطفی» شهردار منطقه گفت‌وگو کردیم تا بنرهایی در محله‌ها نصب شود. ایشان هم قول مساعد دادند. در این خصوص رسانه‌های محلی مثل همشهری محله و گروه‌های مجازی هم می‌توانند به ما در معرفی خدمات مرکز کمک کنند.» وی اضافه می‌کند: «نگهبانی مجموعه به‌صورت ۲۴ ساعته آماده دریافت کمک‌های مردمی است و از شهروندان می‌خواهیم در صورت امکان موادغذایی را جایگزین غذاهای آماده کنند.» کرونا را بیرون راندیم سالمندان از گروه‌های پرخطری هستند که درصورت ابتلا به بیماری کرونا، امکان به خطر افتادن جان آنها وجود دارد. به همین خاطر، با تلاش مسئولان بهشت امام رضا(ع)، چندی پیش به سالمندان این مجموعه واکسن کرونا تزریق شد. عمیدی با اعلام اینکه پیش از تزریق واکسن، تعدادی از سالمندان به این بیماری مبتلا شدند، می‌گوید: «رفت ‌و آمد افراد متفرقه به مرکز ممنوع است و افراد بستری هم ملاقات‌کننده چندانی ندارند. با این وجود مرکز را قرنطینه کردیم و کارکنان هم در نوبت‌های ۷‌ـ ۶روزه جابه‌جا می‌شدند. با وجود رعایت تمامی پروتکل‌ها، متأسفانه تعدادی از سالمندان و کارمندان مرکز به این بیماری مبتلا شدند، ولی خوشبختانه سلامتی خود را به دست آوردند. از مهر سال گذشته هم تاکنون کسی به این بیماری مبتلا نشده، ولی نکته مهمی که باید عنوان کنم این است که مددکاران این مرکز همانند مدافعان سلامت و حتی بیشتر از آنها در معرض ابتلا به بیماری قرار دارند و باید اقدامی برای واکسیناسیون آنها انجام شود. نمونه‌اش «حسین آقاکوچکی» یکی از همکاران ماست که اینک به دلیل ابتلا به بیماری کرونا در قرنطینه به سر می‌برد.» قصه عجیب ساکنان بهشت هر کدام از ساکنان مجتمع حجت زندگی پرماجرایی داشته‌اند و روزها و هفته‌ها می‌توان پای صحبت تک تک آنها نشست. می‌توان یک کتاب از زندگی هرکدام نوشت و حتی از زندگی‌شان فیلم و سریال ساخت. بین آنها پزشک متخصص زنان تا فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های خارج از کشور وجود دارد. برخی‌های‌شان اقامت کشورهای دیگر را داشته‌اند و عده‌ای هم کارخانه‌دار و کارتن‌خواب بوده‌اند. آقا «محمود» تکنسین بالگردهای کبری بوده، «اصغر» آقا از کفاش‌های بسیار قابلی بوده که به‌صورت حرفه‌ای در رشته ژیمناستیک فعال بود، آقا «ناصر» از رزمنده‌های بسیجی بوده که هنوز با ترکش‌های باقیمانده از جنگ در اینجا زندگی می‌کند و «نهال» خانم که به ۳ زبان فرانسوی، انگلیسی و روسی مسلط است. «احمد» آقا هم مهندس راه‌آهن و سردبیر یک مجله در آلمان بوده و همیشه می‌توان او را روی تخت دید که مشغول خواندن کتاب است. قصه زندگی آقا «نعمت» هم شنیدنی است که سال‌هاست مسئولیت رسیدگی به درخت‌ها و گیاهان را برعهده دارد. روزگاری یک ملوان نیروی دریایی که بوکسور قابلی هم بوده، در اینجا نگهداری می‌شد. او کشورهای زیادی را سیاحت کرده و حتی یک روز مهمان «محمدعلی کلی» بوکسور معروف جهان شده بود، اما بعد از جدایی از همسرش به تنهایی وارد کشور شده ودار و ندارش را یکی از دوستانش برده بود. مسئولان بهشت امام رضا(ع) برای رساندن او به فرزندانش تلاش کردند ولی بچه‌هایش به مراسم تدفین او رسیدند. آقای «شاهسون» هم مهندس الکترونیک و ۲۸ سال ساکن هلند بوده و فردی به نام «علی» آقا در این مرکز زندگی می‌کند که به علت تصادف و سکته، قدرت تکلم خود را از دست داده و کسی از گذشته و خانواده‌اش خبر ندارد.   وقف زندگی  زندگی «امیر عمیدی» با ساکنان مجموعه حجت گره خورده است. این مدیر جوان و همسرش «حدیثه محمدی» زمانی که قرار شد اینجا به محل نگهداری سالمندان تغییر کاربری بدهد، خانه و زندگی خود را رها کرده و به مدت ۳ ماه در این مجموعه زندگی کردند. عمیدی در کنار رسیدگی به امور مجموعه، هر روز سراغ تک تک سالمندان می‌رود و پای حرف‌های‌شان می‌نشیند. همسرش نیز پا به پای او در این مرکز تلاش می‌کند و حتی در طول هفته، دختر ۸ ماهه خود «ری را» را با خود به اینجا می‌آورند تا کمی از دلتنگی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی کم کنند که مثل «اصغر» آقا صاحب نوه‌اند، اما به هر دلیلی نمی‌توانند آنها را ملاقات کنند و فقط دل به عکس‌های‌شان دوخته‌اند.     کد خبر 598823