دیدار با مترجمی که تا امروز بیش از ۵۰۰ کتاب ترجمه‌کرده است | برخی ناشران به جای چاپ کتاب فاجعه می آفرینند!

دیدار با مترجمی که تا امروز بیش از ۵۰۰ کتاب ترجمه‌کرده است | برخی ناشران به جای چاپ کتاب فاجعه می آفرینند!
مجید عمیق علاوه بر ترجمه، صدها کتاب نیز ویرایش کرده که نام او در این فهرست هم در نوع خود شاخص است. «نگهبان قوچ های وحشی» که چند سال پیش نامزد دریافت جایزه کتاب سال شد و تا مرحله نهایی پیش رفت، «آن سوی جنگل خیزران» که سال 1373 به چاپ رسید و پس از آن چندین بار تجدید چاپ شد و «اسلحه سری» نوشته «الیوت آرنولد» که رمانی جنگی برای نوجوانان و چندین بار از سوی انتشارات سوره مهر تجدید چاپ شده، از جمله درخشان ترین آثار این مترجم و ویراستار است. عمده ترجمه های عمیق اما در حوزه علوم و فنون و برای گروه سنی نوجوانان است. به بهانه ترجمه کتاب جدیدش با وی گفت وگو کرده ایم. ترجمه کتاب های علوم و فنون سخت تر است یا رمان و داستان؟ این را به آن دلیل می پرسم که می دانم در کارنامه کاری تان ترجمه بیش از 20 عنوان رمان نوجوان هم به چشم می خورد. از سال 1359 تا 1372 در حوزه ادبیات کار کردم و تحصیلات دانشگاهی ام نیز در رشته زبان و ادبیات انگلیسی بوده، بنابراین، در هر دو عرصه، کتاب ترجمه و ویرایش کرده ام. یعنی امتحان کرده ام و امتحان پس داده ام. می توان گفت که حوزه علوم وفنون با حوزه ترجمه رمان تفاوت هایی دارد. حوزه علمی دو تا دو چهارتاست، اما در زمینه رمان درستی و سلیس بودن نثر اهیمت دارد، اما در عین حال اگر در رمان دو سطر از کتاب را حذف کنید، به چشم نمی آید و در برخی مواقع اصلاً معلوم نمی شود. در ادبیات و رمان اصطلاحاً می گویم، مترجم فقر واژه ندارد و از حیث واژگان ثروتمند است. بنابراین مترجمی موفق است که تعداد واژگانی را که برای معادل یک کلمه به کار می برند، بداند و از آنها استفاده کند. در صورت دانش بیشتر مترجم هم، نثر او سلیس و پخته تر خواهد شد. اما بازگردیم به حوزه علوم و فنون. در این حوزه دو مبحث مطرح است که در ادبیات تنها یک مورد مطرح است. یکی اینکه در حوزه علوم و فنون، مترجم نه تنها باید متن را بفهمد، بلکه پیش از ترجمه باید به آن اشراف داشته باشد و صحیح ترجمه کند. محبث دیگر این است که هر علمی واژگان خاص خودش را می طلبد. اما در ادبیات و داستان این موضوع چندان مطرح نیست. می توانید مثال بزنید تا موضوع برای مخاطبان ما روشن تر شود؟ در قانون سوم نیوتن می گوید در مقابل هر عمل، عکس العملی است. اما وقتی اسید با فلز واکنش نشان می-دهد، شما نمی توانید بگویید فلز عکس العمل نشان داد و لاجرم باید واژه دیگری انتخاب کنید. در مورد پوست باید بگویید پوست آسیب دیده ترمیم یافت که در حوزه پزشکی مصطلح است. نمی گویید پوست دست من بهبود یافت. حوزه علوم و فنون نه تنها نیاز به ترجمه درست دارد بلکه هر علمی و هر حوزه ای واژگان خاص خودش را می طلبد. اگر گیاه شناسی ترجمه می کنید باید متنتان بوی گل و گیاه بدهد. اگر شیمی ترجمه می کنید باید بوی اسید به مشامتان برسد. همان طور که در حوزه حقوق به عینه درمی یابید که متن ها بوی حقوقی می دهند و گویی وقتی متن حقوقی می خوانید، در راهروهای دادگستری نشسته اید یا رفت و آمد می-کنید. هر کسی سرنوشتی دارد. سلسله اتفاق هایی باعث می شود تا وارد حوزه  ترجمه شوید. چه چیزی باعث شد که امروز بالغ بر 500 عنوان کتاب ترجمه کنید و پرکارترین مترجم ایران لقب بگیرید؟ دلایلش به دوران کودکی ام بازمی گردد؛ وقتی10 سالم بود، پول توجیبی ام حدود یک ریال بود. 10 شاهی بامیه می خریدم و با 10 شاهی دیگر کتاب کرایه می کردم. آن هم از یک سلسله مغازه هایی که فله ای کتاب می چیدند روی هم و وقتی 10 شاهی به او می دادی خودش کتاب انتخاب می کرد و به تو می داد. آن زمان دسترسی به کتاب کودک و نوجوان هم نداشتیم. چه سالی بود؟ سال 1345 و 1346. من در شهرستان ارومیه بودم و کودکی و نوجوانی ام آنجا گذشت. کتاب هایی هم که می گرفتم 400 و 500 صفحه ای بود. کتاب های جنایی، پلیسی و البته بلد نبودم آنها را بخوانم. در کنار مشق هایی که انجام می دادم، می خواندم و فردایش باید کتاب را پس می دادم تا بدهکاری ام 10 شاهی بیشتر نشود. روز بعد کتاب دیگری می گرفتم. این علاقه به کتاب همراهم بود تا اینکه به رشته پزشکی علاقه مند شدم. آن زمان نه می توانستم به کلاس های کنکور بروم و نه مشاوره ای وجود داشت. نمرات و رتبه ای هم در رشته پزشکی به دست آوردم اما به دلیل پس و پیش زدن رشته ها در زبان و ادبیات انگلیسی پذیرفته شدم و درسم را در این رشته ادامه دادم. ابتدا به فکر تدریس نیفتادید؟ راستش را بخواهید به نظرم تدریس امر مقدسی است. اما آن را دوست نداشتم. به نظرم عموما تدریس مانند آب استخر می ماند و دانش افزایی ندارد. در این حوزه از ابتدا می خواستم مانند آب رودخانه جاری باشم و دانش افزایی در کارم به عینه دیده شود. از همان ابتدا می خواستم هر روز به علمم افزوده شود. دیپلم طبیعی گرفتم و همیشه در پس ذهنم این بود که روزی باید حوزه علوم و فنون را شروع کنم. در واقع در اعماق وجودتان، با کار ترجمه، پاسخی به قبول نشدن در رشته پزشکی دادید؟ دقیقاً. پس از 17، 18 سال وارد این حوزه شدم و تک و توک کتاب های علمی منتشر کردم اما جدی تر داستان را دنبال کردم. البته مرا بیشتر با عنوان مترجم علوم و فنون می شناسند و این در حالی است که تا امروز 200 عنوان داستان کوتاه برای نوجوانان و 150 قطعه شعر در حوزه بزرگسال و 20 رمان نوجوان به فارسی برگردانده ام. چه شد که به شمار 500 عنوان کتاب رسیدید؟ خودتان فکر می کردید 500 عنوان کتاب ترجمه کنید؟ دلیل اصلی این موضوع، آشفتگی بازار ترجمه در ایران بود. همواره دوست داشته ام که کار در حوزه علوم و فنون به شکل فله ای نباشد. بسیاری از ناشران تک کتاب های علمی منتشر می کنند که نه پیشوند و نه پسوند دارد و رهاست. از همان ابتدا سعی کردم اگر می خواهم در حوزه علوم و فنون کار کنم باید سلسله کارهایی را به فارسی برگردانم. در واقع 500 عنوان کتابم 150 مجموعه است. مجموعه های 4، 6 و 8 جلدی که هر یک عنوانی جداگانه دارند و مستقل اند. اگر کتاب «کاوش در فضا»، «حیوانات دانشمند» یا «علم در قرن 21» را ترجمه کرده ام، خوشبختانه ناشران پس از 25 سال دریافته اند که کتاب در قالب مجموعه خودش را بهتر نشان می دهد تا به شکل فله ای و پراکنده. وقتی مجموعه ها را برای ترجمه انتخاب می کردم، سعی داشتم همه شان را ترجمه کنم. با ناشران مختلف هم کار کرده ام. تقریبا تا امروز با بیش از 20 ناشر همکاری مستمر داشته ام. در حال حاضر هم روابط کاری ام را بیشتر با ناشرانی حفظ کرده ام که ظرافت و سنجیدگی بیشتری را در کار به خرج می دهند. بنابراین انتخاب مجموعه، دلیل دیگر تعداد بالای عناوین کتاب هایم است. اغلب نسخه اصلی کتاب ها را از کجا فراهم می کردید؟ ناشران در اختیار شما قرار می دادند یا به واسطه دوستانی که داشتید کتاب ها را تهیه می کردید؟ در طول این 40 سال تا به امروز از هیچ ناشری کتاب نگرفته ام. این مورد جز معدود ناشرانی است که در نمایشگاه هایی مانند «بولونیا» یا «فرانکفورت» شرکت می کردند و با خودشان از آنجا کتاب می آوردند. در این 40 سال شاید به تعداد انگشتان یک دست از ناشران کتاب نگرفته ام. معمولاً خودم کتاب ها را انتخاب کرده ام. چگونه و با چه معیاری کتاب ها را انتخاب می کردید؟ انتخاب های من به خودی خود معنا دارد. چیزی حدود هزار ناشر خارجی را در حوزه ادبیات و علوم و فنون شناسایی کرده ام. این ناشران هم در واقع ناشران بازاری بوده اند و به اصطلاح مانند عرصه سینما که فیلم های گیشه ای تولید می کنند، کتاب های مخاطب‌پسند از سوی آنها راهی بازار کتاب می شود. در انتخاب ناشران از همان ابتدا ظرافت خاصی از خود نشان می دادم. حدود 50 ناشر خارجی را سرلوحه انتخاب ترجمه هایم قرار دادم و این ناشران در همه حوزه ها به اصطلاح شمول بودند. اگر کتابی درباره سوخت های فسیلی کار می کنم، سعی دارم کتابی را از ناشری انتخاب کنم که به سوخت های فسیلی و منابع گاز و نفت در همه دنیا اشاره کرده نه اینکه به صورت پروپاگاندا(تبلیغات) فقط به کشور مولف اشاره داشته باشد. کتابی که درباره سوخت-های فسیلی بوده و در آن به نفت و گاز در ایران هم اشاره کرده همه طیف مخاطبان را دربرمی گیرد، اما کتابی هم وجود داشته که درباره زغال سنگ نوشته اند و مولف به فرض اهل انگستان است و اگر در آن کتاب، اشاره ای به معادن زغال سنگ می شود، صرفاً به کشور انگستان محدود است و بنابراین این کتاب بیشتر جنبه تبلیغی دارد و من چنین کتابی را برای ترجمه انتخاب نکرده و نمی کنم. بعضی از ناشران از حیث لیات، تصویر، متن و محتوا حرف اول را می  زنند. من این کتاب ها را با پول شخصی خودم تهیه می کردم. در حال حاضر هم طی یک دو سال اخیر به دلیل نوسان قیمت ارز، نمی توان کتاب تهیه کرد. دوستی هم آن سوی آب ها ندارم و اگر هم برایم کتاب تهیه می کنند، تمام و کمال پولش را پرداخت می کنم. به تازگی قصد خرید چند جلد کتاب داشتم که قیمتش بالغ بر 7 میلیون تومان می شد. وقتی کتابی 50 پوند است قبلا قیمتش به پول ما، 250 هزار تومان بود اما در حال حاضر دو میلیون تومان است. به هر حال این مشکلات وجود دارد. غیر از علوم و فنون و رمان، کتاب های دیگری هم ترجمه کرده اید؟ بیش از 150 عنوان کتاب ویراستاری کرده ام و علاوه بر این ها دایره المعارف هایی هم در حوزه علوم و فنون دارم. تعداد این دایره المعارف ها نیز به 18 عنوان می رسد و برای نوجوانان دبیرستانی است. چقدر طی این سال ها ناشران سفارش کرده اند که کتابی را ترجمه کنید؟ در حوزه ادبیات بزرگسال وقتی نام نویسنده ای خارجی سر زبان ها می افتد، ناشران از این سفارش ها فراوان و با عجله می-دهند! چون در حوزه علوم و فنون تعداد مترجمان از 5، 6 نفر بیشتر نیست و خود ناشران ما هم در این حوزه تخصص ندارند، بدیهی است که نمی توانند در این حوزه سفارش ترجمه دهند. پیش از هر چیز ناشر باید انگلیسی بداند و با محتوای کتاب ها آشنا باشد. بنابراین در این 40 سال در حوزه علوم و فنون هیچ ناشری را سراغ نداشتم که کتابی را سفارش دهد. اما در حوزه ادبیات و رمان نوجوان بسیاری از ناشران، حتی رمان ها و داستان های کلاسیک را و حتی خلاصه شده آنها را برای مخاطب نوجوان، سفارش ترجمه می دهند. به نظر شما راز کتاب های ماندگار چیست؟ کتابی ماندگار است که بدون سر و صدا چاپ می شود. «هری پاترها» نمونه کتاب هایی اند که مانند ویروس اگر 48 ساعت یا 72 ساعت در معرض هوا قرار بگیرند از بین می روند و تاریخ انقضاء دارند یا در بهترین حالت مانند گُلی می مانند که طی یک هفته پژمرده می شوند. کتابی ماندگار است که هیچ وقت کهنه نشود. رمانی داریم که 80 سال پیش چاپ شده و همچنان برای نویسنده اش ارزش و احترام قائل اند اما از سوی دیگر کتاب هایی داریم که عمری 48 ساعته دارند. «هری پاتر» کهنه شد اما شما هیچ وقت نمی توانید بگویید «بینوایان» ویکتور هوگو کهنه می شود. نمی توانید بگویید «برباد رفته» نوشته «مارگارت میچل» تاریخ انقضاء دارد. اما برخی رمان ها عمر کوتاه دارند و سر و صدایشان فقط برای سوددهی است. و ناشران ما هم، اگر در حال حاضر 100 ناشر فعال کودک و نوجوان داشته باشیم، تنها 20 یا 30 ناشر از این تعداد، از کارشناسان متبحر و زبده بهره می برند. همواره علاقه مند بوده ام که ناشرانی با من کار کنند که صرفاً دنبال سوددهی و بازگشت سرمایه نباشند. گرچه بازگشت سرمایه مهم است اما کار ارزشمند زمانی به ثمر می رسد که ناشر در انتخاب کتاب دقت کند و ظرافت داشته باشد. به ویژه در حوزه علوم و فنون ما نمی توانیم مخاطب را سر کار بگذاریم. بوده اند ناشرانی که به یک مترجم دست چندم و دانشجویی که در خوابگاه زندگی می کرده، صرفاً به دلیل اینکه پول کمتری بدهند، کتاب را سپرده و او نارنگی را پرتقال ترجمه کرده! ناشر هم می گوید مهم نیست! اما حقیقت این است که آن دانش آموز و مخاطب 14، 15 ساله چه گناهی کرده که در حقش خیانت شده و ترجمه های غلط را وارد بازار می کنند و آن بچه این غلط را با خودش تا مادامی که روزی خودش به آن پی ببرد و بفهمد، یدک می کشد. این کار خبیثانه ای است که برخی از ناشران ما انجام می دهند. ناشران ایرانی با این وصف در مقایسه با ناشران خارجی حوزه علوم و فنون چه جایگاهی دارند و کجا قرار می گیرند؟ فعالیت فرهنگی اغلب ناشران خارجی کشورهای توسعه یافته با برنامه و زیرساخت است. پروژه ای را که آغاز می کنند، دست کم 10 ساله است. ناشری را می شناسم که در خارج از ایران طی سال های اخیر 60 عنوان کتاب درباره بدن انسان با گرافیک و طراحی و متن جدید چاپ کرده است. این ها جملگی با در نظر گرفتن نیاز مخاطب انجام می گیرد اما ناشران ما متأسفانه کتابی را که 15 سال پیش در اروپا چاپ شده، همچنان منتشر می کنند و به دست مخاطب می سپارند. از آنجا که داور جشنواره های مختلف بوده ام، به عینه دیده ام که کتابی متعلق به 25 سال پیش و درباره فضا نوشته شده که ترجمه و منتشر هم می‌شود؛ در آن زمان قرار بود ایستگاه بین المللی ای در فضا ساخته شود و فلان سفینه کاوشگر فلان سیاره یا قمر را ببیند. شاتل فضایی بازنشسته و از دور خارج شده اما همچنان در آن کتاب دانش آموز می خواند که آن شاتل قرار است، ساخته شود! راه حل چیست؟ نباید جلو چاپ این کتاب ها را در حوزه علوم و فنون گرفت؟ این کتاب ها یا باید بازنگری شوند یا از رده خارج شوند و در عوض، کتاب به روز به فارسی برگردانده شود. البته مشکلات ما در حوزه کتاب های علوم و فنون یکی دو تا نیست. کتاب های علوم و فنون ما به روز نمی-شوند. مانند دایره العارف هایی که درباره شخصیت های جهانی است که باید به روز شوند. یعنی اگر در کشوری انقلابی شده باید دایره المعارف در آن بخش تغییر کند. چطور می شود کتابی را که 30 سال پیش چاپ شده و دو آلمان شرقی و غربی داشته ایم، یک نوجوان بخواند و پایتخت آلمان، در آن کتاب شهر «بُن» نوشته شده باشد. خب، این فاجعه و جفا در حق مخاطب نوجوان است! آیا ناشر ما نباید وقتی کتاب را تجدید چاپ می-کند به فراخور زمان، آن را مجدداً بررسی کند. اغلب این کتاب ها درست است که می نویسند: چاپ دهم 1400، اما واقعیتش این است که کتاب متعلق به سال 1380 است و محتوایش هیچ تغییری نکرده! در حوزه ادبیات به هیچ وجه با این تغییرات روبه رو نیستیم. در حوزه نجوم این وضع چگونه است؟ باور کنید که این تغییرات به ویژه در حوزه نجوم سال به سال رخ می دهد. سال 2006 میلادی، یعنی 15 سال پیش «پلوتون» از سیارات منظومه شمسی حذف شد. یعنی ما دیگر 9 سیاره ای نیستیم و 8 سیاره شده ایم. آیا کتابی که متعلق به قبل است و می نویسد منظومه شمسی دارای 9 سیاره است به مخاطب فارسی زبان خیانت نمی کند؟ در حوزه نجوم موضوع بسیار حساس است اما در حوزه ادبیات اگر بالکن را حیاط خلوت ترجمه کنید به جایی برنمی خورد و همان طور که در ابتدای بحث گفتم، ترجمه در حوزه علوم دو دو تا چهارتاست. البته هستند برخی ناشرانی که به فراست دریافته اند که در حوزه علوم و فنون باید به شکل مجموعه ای کار کتاب را به مخاطب ارائه داد و به همین دلیل، در مقایسه با دیگر ناشران، کارشان بهتر است. در غیر این صورت، ما سرمایه و کاغذ را هدر داده ایم و وزارت فرهنگ و ارشاد باید برای اعطای مجوز به ناشران دقت لازم را مبذول دارد.            کد خبر 639987