اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

امام موسی صدر از نگاه دیگران
خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران خواندن و دانستن از موسای صدر خواندن و آگاه شدن از روش و منش انسان است، انسانی بر مدار دین و دوستی. در این روزگار تشنه صلح و محبت و قرائت طالبانی از دینی، سخن گفتن از منش و روش امام صدر به‌حق بیان سرّ دلبری‌ست، خاصه اینکه «دیگران» که حدیت او می‌گویند خود دلبرند و صاحب سرّ. و کتاب «سخن خوش‌ترِ دوست» مصداق این حدیث‌گویی دیگران است. کتاب «سخن خوش‌تر دوست» خاطرات استادان بزرگی است از امام صدر که در حوزه تخصصی خود استادی‌شان مسلّم است و کلامی به زبان نمی‌آورند که بدان واقف نباشند و یقین نداشته باشند و از این‌رو روایت‌شان از امام موسی صدر و تحلیل‌شان از اندیشه و منش او قابل تامل و اتکاست و درس‌آموز. هفتمین مجموعه از کتاب‌های تاریخ شفاهی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر با همان عنوان پیش‌گفته دربرگیرنده خاطرات دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، دکتر احمد احمدی، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر فتح‌الله مجتبایی، دکتر محمد مجتهدشبستری و دکتر مهدی محقق است که به همت سرکار خانم طیبه ولی‌بغدادی به‌قلم آمده و چون هم‌ردیفانش با چند پیوست و عکس و سند در قطع پالتویی منتشر شده است. کتاب در مهر ۱۴۰۰ منتشر شد و من که مشتاق خواندنش بودم آن را در سی و سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (خرداد۱۴۰۱) دیدم و هدیه گرفتم. کتاب مقدمه‌ای شایسته، مفصل و کامل از چند و چون کار دارد که به قلم خانم ولی‌بغدادی نوشته شده است. از آن مقدمه می‌توان به‌خوبی دریافت که تدوین‌گر کتاب چه راه سختی پیموده تا بتواند کتابش را به‌سامان برساند. البته کاستی‌ها را می‌توان در چاپ‌های بعدی برطرف کرد. کتاب اگرچه در ۳۷۰ صفحه منتشر شده، اما فقط ۲۰۰ صفحه آن خاطرات و تحلیل‌های استادان است و الباقی همان‌طور که گفته شد چند پیوست و عکس و سندِ مغتنم است. خاطرات بر اساس ترتیب الفبایی نام آن بزرگان تنظیم شده که نخستین آن دکتر ابراهیمی‌دینانی و آخرینش دکتر محقق است. دکتر ابراهیمی‌دینانی در بیان خاطراتش به‌جا و شایسته از امام موسی صدر سخن به‌میان آورده و نسبت و زاویه نگاه او را با اسلام‌شناسی چون هانری کُربن بیان می‌کند و به نقدی که امام صدر به نوع «نگاه باطنی‌گر» کُربن دارد، اشاره می‌نماید؛ همان نقدی که تدوین‌گر برای دسترسی آسان خواننده به آن، در یکی از پیوست‌های کتاب خود گنجانده است. استاد دینانی البته در خلال تحلیل شخصیت امام صدر از احترام و جایگاه او نزد شیخ عبدالحلیم محمود، رییس وقت دانشگاه الازهر مصر خاطره‌ای بیان می‌کند تا نشانه‌ای باشد برای منش و بزرگی موسای صدر. خاطرات دکتر احمدی کوتاه، اما مغتنم است. اشارات دکتر احمدی به موضوع مجله مکتب اسلام و تلاشی که هرکدام از موسسان در نگارش مقالات آن داشتند اهمیت دارد. این اهمیت زمانی برای خواننده آشکارتر می‌گردد که ببیند تدوین‌گر کتاب هم نسبت به موضوع مجله مکتب اسلام توجه نموده و یکی از پیوست‌های خود را بدان اختصاص داده و شرحی در تاریخچه مجله مکتب اسلام نوشته است، هرچند که به عقیده من پیوستی چنین مفصل و مستقل ضرورت نداشته باشد. دکتر احمدی در گفت‌وگویش از امام صدر به خاطره‌ای اشاره می‌کند تا با مصداق نشان دهد علاقه امام صدر به شعر و ادبیات تا چه اندازه بوده و همین علاقه در دیگرانی چون خودش چه تاثیری داشته است. استاد اعوانی در ربط اهداف امام صدر و رشته‌ای که در دانشگاه تهران از آن فارغ التحصیل شده یعنی رشته حقوق با گرایش اقتصاد سخن می‌گوید و معتقد است که امام صدر «می‌خواست به وضع معیشتی مسلمانان برسد» برای همین آن رشته را برگزید. دکتر اعوانی اگرچه در برخی سخنان به کلی‌گویی بسنده کرده، اما به طرح نظرات امام موسی صدر بر نگاه باطنی‌گرای هانری کُربن نیز پرداخته است. خاطرات و تحلیل‌های استاد اعوانی اگرچه بر محور امام صدر شکل گرفته، اما لابلای آن به‌نحو شایسته از شاعر معاصر عرب (مصری) صلاح الصاوی سخن به میان آورده؛ شخصیتی که خانم ولی‌بغدادی فرصت را مغتنم شمرده و در یکی از پیوست‌هایش به زندگی و آثار او پرداخته است، شاید که از نگاه قلم او مجال دیگری یافت نمی‌شد و البته مرحوم صلاح الصاوی ادیبی نیست که بتوان ساده از کنارش گذشت. خاطرات دکتر مجتبایی برشی از زندگی دوره جوانی امام موسی صدر در دوران تحصیل‌شان به همراه دکتر بهشتی (که خدا بر درجات شهادتش بیفزاید) است. آنچه دکتر اعوانی در منظور امام صدر برای انتخاب رشته حقوق با گرایش اقتصاد بیان نموده بود در این بخش دکتر مجتبایی از منظر فکری و فرهنگی بیان می‌کند و می‌گوید: «آقا موسی خیلی خوب عربی می‌دانست. بیشتر اطلاعاتی که داشت از کتاب‌های عربی بود. او نویسندگان عربی آن زمان مانند جرجی زیدان را به ما معرفی می‌کرد… رمان عربی می‌خواند. تاریخ عربی می‌خواند… همه نویسندگان لبنانی را می‌شناخت، حتی شاعرهایش را می‌شناخت.» بواسطه فعالیت دکتر مجتبایی در دهه ۱۳۵۰ به عنوان رایزن فرهنگی ایران در هند و پاکستان، اطلاعات قابل تاملی در نسبت امام موسی صدر و حکومت پهلوی مطرح شده است. او در قسمتی از خاطراتش می‌گوید: «سفارت ایران در لبنان می‌خواست در کارهای آقا موسی دخالت کند، ولی ایشان به سفیر روی خوش نشان نمی‌داد.» دکتر مجتهدشبستری خاطراتی پر و پیمان‌تر از دیگر استادان دارد و می‌توان به جرات گفت که کفه خاطرات بر تحلیل‌ها می‌چربد. او از مجله مکتب اسلام و جدایی شخصیتی چون امام صدر و دعوت از نسل دوم نویسندگان مجله سخن گفته، به آیت‌الله سیدرضا صدر نیز اشاره نموده و کلاس‌های اخلاق او را متفاوت و البته تاثیرگذار برای طلاب و روحانیان برمی‌شمارد. او از نسبت دکتر مصطفی چمران (که خدا بر درجات شهادتش بیفزاید) با امام موسی صدر و اعتماد و علاقه‌ای که امام به دکتر داشت و متقابلا دکتر به امام، سخن گفته و اشاره می‌کند که دکتر چمران چه زحماتی در لبنان کشیده است. اما آنچه در میانه خاطرات دکتر مجتهدشبستری می‌توان دریافت تبیین برخی دیدگاه‌های فرادینی امام موسی صدر و بیان نظرات امام در موضوعاتی چون مواجهه با زنان و موسیقی و آوازخوانی آنان و نیز ازدواج‌شان با غیر از پیروان مذهب و طوایفی که در آن بودند. او با توصیفی که از امام موسی صدر می‌کند او را «انسانی موفق» و شخصیتی با «چهره ملی - مذهبی» و «مصلحی دینی – اجتماعی» معرفی می‌کند که اهدافش را بر مدار محبت و دوستی با انسان و به خاطر صلح پیش‌می‌برد و شیوه تکلیف‌محور جاری در احکام اسلامی را به بوته نقد می‌کشد. دکتر محقق رفیق دوران تحصیل امام موسی صدر با بیان خاطراتش از آن روزها برگی دیگر از زندگی و تحصیل امام صدر را ورق می‌زند. خاطرات او از امام صدر و دکتر بهشتی قابل توجه است، به‌خصوص که با خاطره‌ای از دکتر بهشتی گریزی به دغدغه‌های او زده و نگاه تقریبی آن شهید را در جلوگیری از تفرقه بین شیعه و سنی و نیز در نوع پوشش زنان بیان می‌کند. منش و روش زندگی امام موسی صدر از بیان دکتر محقق خواندنی‌ست، آن‌چنان‌که از زبان و بیان دیگر استادان باید خواند و آموخت و به‌کار بست. شایسته است که کتاب «سخن خوش‌تر دوست» را همه علاقه‌مندان به تاریخ و شخصیت‌های تاثیرگذار در سیاست و فرهنگ و اجتماع و نیز علاقه‌مندان به زندگی، زمانه و شخصیت امام موسی صدر مطالعه کنند. اللهم فک کل اسیر انتهای پیام/