
حسن لاسجردی، کارشناس مسائل خاورمیانه درباره درگیرهای اخیر بین ایران و اسرائیل و تاثیر آن بر روند تبادل پیام بین ایران و آمریکا گفت: باتوجه به اینکه موضوع مقاومت و گروههای مقاومت در منطقه، یکی از محورهای مذاکرات است. از این جهت، هر نوع صدمه یا کمک به محور مقاومت میتواند در روند مذاکرات نقش بازدارنده یا تسهیلکننده داشته باشد.
وی ادامه داد: اسرائیل تلاش میکند با فشار بر نیروهای مقاومت که آنها را بازوهای ایران میداند هم این نیروها را تضعیف کند و هم مذاکرات را از مسیر عادی خود خارج سازد. بنابراین اقدام واکنشی ایران در قبال جنایات یا بمبارانها و اقداماتی که از سوی اسرائیل در جنوب لبنان صورت گرفته، در راستای جلوگیری از دو مسئله بود؛ نخست اینکه نشان دهد نیروهای همسو با ایران همچنان میتوانند موجودیت و حیات سیاسی خود را حفظ کنند؛ دوم اینکه جمهوری اسلامی نشان دهد برخلاف خواست اسرائیل، هم از نیروهای خود حمایت میکند و هم اجازه نمیدهد روند مذاکرات با نقض آتشبس یا اقدام یک بازیگر مداخلهگر از مسیر خود خارج شود.
این کارشناس مسائل منطقه درباره اینکه آیا حمله اسرائیل به جنوب لبنان و منطقه ضاحیه را می توان به نوعی برای تخریب روند مذاکرات در نظر گرفت، گفت: روابط اسرائیل و آمریکا و نقش لابی اسرائیل در ساختار سیاسی ایالات متحده در سطحی متفاوت تعریف میشود. این جریانها تلاش میکنند در موضوعاتی که به منافع اسرائیل مربوط است از جمله پرونده ایران اثرگذار باشند. بنابراین تلاش لابی اسرائیل در آمریکا این است که اجازه ندهد از یک سو اسرائیل آسیب ببیند و همچنین سیاست ها و برنامه های مخالفان و دشمنان اسرائیل به نتیجه برسد و یا موفقیتی برای مخالفان اسرائیل کسب شود.
لاسجردی تصریح کرد: در حال حاضر هم که موضوع ایران و آمریکا مطرح است، لابیهای اسرائیل میکوشند حمایت کنگره، مجلس نمایندگان، سناتورها و حتی افراد بانفوذ در کابینه یا دولت ترامپ را جلب کنند تا مانع پیشرفت مذاکرات شوند. میزان موفقیت آنها به توان لابیگری و همچنین به شرایط سیاسی داخلی آمریکا بستگی دارد. به نظر میرسد در مجموع، در حزب جمهوریخواه با محوریت ترامپ، گرایش بیشتری به مذاکره و توافق جدید وجود دارد تا ورود به جنگ یا استفاده از ابزارهای قهری. از این رو، به نظر میرسد اسرائیل در این مرحله نسبت به مراحل قبل موفقیت کمتری داشته است.
وی همچنین درباره ارزیابی اش از حضور وزیر کشور پاکستان در ایران و همچنین برخی اخبار درباره ورود هیئتی از امارات در روزهای گذشته و اینکه برخی معتقدند اینکه مذاکرات به نتیجه نرسیده یا ترامپ تصمیمگیری روشنی انجام نمیدهد، به این دلیل است که میخواهد بعد از مسابقات جام جهانی حملات گسترده تری را به کشورمان داشته باشد، گفت: من با این موضوع موافق نیستیم چراکه در همین یک الی دوماه گذشته فرصت برای حمله آمریکا وجود داشت و میتوانست درگیریها را افزایش دهد، اما به نظر میرسد تصمیم هیئت حاکمه آمریکا، با توجه به مجموعه محاسبات مرتبط با هزینههای جنگ، آثار آن بر اقتصاد جهانی، تأثیر بر اقتصاد داخلی آمریکا، ملاحظاتی مانند انتخابات کنگره، رویدادهای بینالمللی و نیز پیامدهای آن برای کشورهای منطقه، بر این جمعبندی استوار باشد که هزینههای جنگ بیش از مذاکره و صلح است. بر این اساس، به نظر میرسد برآورد فعلی ایالات متحده مبتنی بر ترجیح مسیر مذاکره بر تشدید تنشهای نظامی است.
این کارشناس مسائل خاورمیانه تاکید کرد: بنابراین به نظر می رسد برآورد فعلی آمریکا این است که باید با جمهوری اسلامی، بهعنوان یک کنشگر مؤثر در منطقه، تبادل نظر کند، سخنان آن را بشنود و بر اساس منافع خود تصمیم بگیرد و در حقیقت یک قرارداد جدید که البته مانند برجام نیست را مورد بررسی قرار دهد. اینکه پاکستان، امارات یا هر کشور دیگری در این فضا نقشآفرینی میکنند، به این دلیل است که هرگونه بازگشت به جنگ و درگیریهای قبلی میتواند منافع آنها را هم تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، امارات بهعنوان یکی از کشورهای منطقه که آسیبهای زیادی دیده است، همچنین سایر کشورهای منطقه مانند قطر و عربستان و از سوی دیگر پاکستان هم به دلیل تمایلی که برای ایفای نقش بهعنوان یک بازیگر جدید دارد، تلاش میکنند ایالات متحده را به سمت انعقاد یک توافق مرضی الطرفین و در واقع توافقی که برای هر دو طرف عزتمندانه باشد، ترغیب کنند.
لاسجردی در بخش دیگری از صحبت های خود درباره قطعنامه آمریکا در نشست شورای حکام در روزهای اخیر در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه ما عضو معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای هستیم و فعالیتهای هستهای نیز در چارچوب این معاهده انجام میشود، آیا اساساً طرح پرونده ایران در شورای حکام مبنای حقوقی دارد، گفت: جلسات شورای حکام فصلی است و هر بار پرونده ای را مطرح میکنند و به اصطلاح آن را در دستور کار قرار میدهند، اما تاکنون از نظر من بررسیهای حقوقی یا استانداردهای حقوقی در پرونده جمهوری اسلامی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
وی ادامه داد: پرونده ایران در شورای حکام بیشتر جنبه سیاسی داشته است؛ به این معنا که مدیرکل آژانس گزارشی درباره ایران ارائه میدهد و خواستههای جدیدی مطرح میشود. از آنجا که پرونده ماهیتی سیاسی پیدا کرده است، طرح مکرر موضوع ایران نیز به نتیجه مشخصی نمیرسد. به نظر من تلاش میکنند از طریق گزارشهای مختلف مدیرکل آژانس، ایران را تحت فشار قرار دهند.
این کارشناس مسائل بین الملل گفت: از زمان البرادعی تاکنون هم انواع گزارشها، بیانیهها، درخواستهای نظارتی و توافقات مختلف مطرح شده است. با این حال، منطق جمهوری اسلامی بر همکاری استوار بوده است و تاکنون موفق شده آژانس را مجاب کند. در حال حاضر هم بحث بر سر این است که آییننامه یا شیوهنامه لازم برای نظارت بر مناطق بمبارانشده هستهای وجود ندارد؛ جمهوری اسلامی هم باتوجه به اینکه این مناطق آسیب دیده است، اصرار دارد که آژانس ابتدا یک چارچوب و آییننامه مشخص تدوین کند و سپس همکاری ادامه یابد. این خواسته به نظر من منطقی است.
لاسجردی درباره ارزیابی عملکرد مدیرکل آژانس درباره ایران و ارائه گزارش های وی درباره ایران گفت: به دلیل اینکه نگاه بسیاری از مدیرکلهای آژانس سیاسی است و تحت تأثیر قدرتها و فشارهای بیرونی قرار میگیرند، تصمیمگیریها، گزارشها، درخواستها و حتی برگزاری جلسات نیز در همین چارچوب صورت میگیرد و پرونده همواره در دستور کار باقی میماند. به همین دلیل نیز پرونده به نتیجه مشخصی نمیرسد. اگر آژانس رفتاری حقوقی و مبتنی بر معاهده عدم اشاعه سلاحهای هستهای و قواعد جاری آن داشته باشد، به نظر من موضوع ایران قابل حل است؛ اما اگر همانند وضعیت کنونی رویکردی سیاسی بر آن حاکم باشد و تحت تاثیر قدرت های بزرگ باشد پرونده ایران همچنان روی میز آژانس باقی می ماند.
منبع : ایلنا
















































