
به گزارش ایلنا به نقل از اداره کل روابط عمومی شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، متن بیانیه به شرح زیر است:
در منظومه راهبردی قدرت ملی در نظام جمهوری اسلامی ایران، هرگونه تقلیل واقعیتهای پیچیده به دوگانههای سادهساز و دوقطبیهای ساختگی، اعم از تقابل میدان و دیپلماسی یا تعارض امنیت و مذاکره، نادیده گرفتن یک حقیقت بنیادین است که بر اساس آن، «میدان، دیپلماسی و خیابان» اضلاع یک هندسه واحد در تولید، تثبیت و روایت اقتدار ملیاند و البته اصالت با میدان است و یکپارچگی و وحدت در میدان زیربنای موفقیت در همه ساحتهاست.
میدان، محل تولید قدرت، دیپلماسی، عرصه تبدیل قدرت به دستاوردهای پایدار و خیابان بستر تثبیت اجتماعی و تاریخی این دستاوردها است. در فقدان هر یک از این اضلاع، چرخه قدرت ملی دچار اختلال در انتقال و ادراک خواهد شد.
در مواجهه اخیر جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه، آنچه تحقق یافت صحنهای از جنگ ارادهها و نبرد انگیزهها بود که در آن، طراحی دشمن بر مبنای تضعیف انسجام داخلی، فرسایش و سایش قدرت بازدارندگی و تحمیل اراده سیاسی شکل گرفته بود، با این حال، همگرایی و همگونی و همگنی و همافزایی میان قدرت میدانی نیروهای مسلح، پایداری و انسجام سرمایه اجتماعی ملت و کنشگری فعال دستگاه دیپلماسی، موجب شد این الگوی تهدید با شکست محاسباتی مواجه و معادله از «فشار بر ایران» به «تحمیل هزینه بر دشمن» تغییر یابد.
در این فرآیند، دیپلماسی بر شانه اقتدار میدانی و پشتوانه اجتماعی ملت توانست در تراز قدرت سخن بگوید و از موضع اقتدار، دستاوردهای ملی را صیانت و تثبیت کند.
در چنین شرایطی، هرگونه تحلیل که با پوشش نقد یا مطالبهگری، به نادیدهانگاری دستاوردهای بزرگ ملت ایران در این مواجهه تاریخی منتهی شود و مطالبه را به تخریب تبدیل کند عملاً از درک منطق واقعی تحولات کشور فاصله میگیرد. نقد و مطالبهگری در منطق حکمرانی جمهوری اسلامی، در امتداد تقویت ساختارها و بهبود عملکردها معنا مییابد و مطالبه گری باید با حفظ اصول و رعایت چارچوبها صورت پذیرد. آنچه در این مقطع باید مورد توجه قرار گیرد، ضرورت گذار از روایتهای تکسویه و بعضاً تیرهنما نسبت به واقعیت، به سمت «روایت فتح» از دستاوردهای میدانی و اجتماعی و هویتی و دیپلماتیک کشور است. توافقهای احتمالی و تفاهمهای احتمالی پیش رو، در بستر همین اقتدار ملی معنا خواهند یافت و نباید آنها را منفک از پیروزیهای میدانی و تثبیت بازدارندگی تحلیل کرد.
آنچه امروز بیش از هر زمان ضرورت دارد، بازنمایی منسجم و دقیق دستاوردها و جلوگیری از شکلگیری روایتهای تحریفمند و یا تقلیلگراست؛ زیرا نظام سلطه، پس از ناکامی در میدان، همواره تلاش میکند در عرصه روایت، شکست خود را بهعنوان پیروزی بازسازی و بازنمایی کند.
بر این اساس، دستگاه دیپلماسی کشور نیز مسئولیتی مضاعف در تبیین و اقناع افکار عمومی بر عهده دارد و لازم است با پیوست رسانهای جامع، دقیق و هوشمند، ابعاد واقعی این دستاوردها را برای جامعه تشریح کند تا پیوستار میدان و دیپلماسی در سطح ادراک عمومی نیز بهدرستی فهم و تثبیت شود. در این میان، مطالبهگری مؤثر، مطالبهگریای است که بر بنیان فهم جامع از واقعیت میدان، الزامات دیپلماسی و ضرورت حفظ سرمایه اجتماعی شکل گیرد؛ نه آنکه با نادیده گرفتن دستاوردهای تثبیتشده، ناخواسته به تضعیف روایت فاتحانه ملی از پیروزی کمک کند.
در نهایت، آنچه از این مقطع تاریخی باقی میماند، کیفیت روایت ملت ایران از نسبت خود با قدرت، مقاومت و دیپلماسی است؛ روایتی که اگر درست صورتبندی شود، استمرار همان منطق اقتدار خواهد بود که در میدان تثبیت شده است. روایت فتح رهبر و ملت ایران ابعاد فراوانی دارد که غفلت از آنها جایز نیست.

















































