
به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین قره، نویسنده کتاب خشت و خون درباره تازهترین اثر خود گفت: کتاب خشت و خون حدود یک ماه پیش توسط نشر روزنه چاپ و به بازار عرضه شد. اما ایده این کتاب به سالها قبل بازمیگردد. تصویری در ذهن من متبادر شد که ۴ نفر با یکدیگر مشاجره میکردند، زمانی که به سر کار رسیدم، تصویری که دیده بودم را نوشتم.
او افزود: پس از چندی یکی از این افراد قصه خود را تعریف کرد و من دوباره شروع کردم به نوشتن. درواقع نگارش این کتاب به صورت الهامات صورت گرفته است. به همین روی هیچ کوششی نداشتم تا کتاب در یک بازه زمانی کوتاه به اتمام برسد. از سویی دیگر قول و قراری هم با کسی نداشتم که سر موعد مشخص کتاب را تمام و آماده چاپ کنم.
قره گفت: برای همین بود که زمان کافی داشتم تا داستان در ذهنم به خوبی شکل بگیرد و ایدههای ذهنی را در خط داستانی پیدا کنم. همچنین به تدریج زمان تاریخی که داستان در آن اتفاق میافتد و وقایع تاریخی داستان را نیز دستهبندی کردم. البته چندسالی بود که نمایشنامه نمینوشتم.
او افزود: داستان رها شده بود تا سال ۹۹ که تصمیم گرفتم جلد اول داستان را تمام کنم. این داستان دوجلدی است و هنوز جلد دوم آن را به اتمام نرساندهام. کتاب سال ۱۴۰۰ به اتمام رسید. نسخه آنرا برای دوستان صاحب نظرم فرستادم و نظراتشان را بر داستان اعمال کردم. انتشارات روزنه کتاب را برای وزارت ارشاد فرستاد اما در سال ۱۴۰۱ باوجود ناآرامیها کتاب همچنان در ارشاد باقی ماند.
این نمایشنامهنویس گفت: کتاب اصلاحاتی داشت و برخی ناسزاها باید حذف میشدند که به سیر داستانی لطمهای وارد نکرد. نگارش داستان چندسالی طول کشید اما این گونه نبود که هرروز ساعتها برای نگارش داستان زمان بگذارم، شاید در هر سال تنها چندروز برایش وقت گذاشتم.
او افزود: هربار که تصاویر و ایدههایی به ذهنم متبادر میشد آنها را مینوشتم اما روند طولانی چاپ کتاب برایم ناراحت کننده بود. داستان تاریخ را از زبان شخصیتهای اصلی داستان روایت میکند و به مقطع سلطنت شاه عباس و مرگ وی میرسد. داستان تقریبا بعد از مرگ ملاصدرا تمام میشود و مفاهیم فلسفی و روایتهای تاریخی بسیاری دارد که وزارت ارشاد هیچ ایراد و اصلاحیهای به این مفاهیم و شخصیتهای تاریخی وارد نکرد.
قره گفت: زمانی که در حال رانندگی بودم، تصویری در ذهنم آمد از جغد. سپس تلاش کردم از نگاه جغد به جنگل بنگرم. در همین فاصله به محل کارم رسیدم و سریع قلم و کاغذ برداشتم و شروع به نوشتن این تصاویر کردم. در جلد دو قصد دارم به دوران مشروطه بپردازم.
او درباره نمایشنامههایی که پیش از این منتشر کرده و به روی صحنه برده است، گفت: دهه ۷۰ در مشهد تئاتر به روی صحنه میبردیم اما اجازه نداشتیم نمایشنامه خارجی را کارگردانی و اجرا کنیم. به همین روی شروع کردم به نمایشنامه نویسی. یکی از این آثار یخ سوخته نام دارد که برای صدسالگی مشروطه نگاشتهام. این کتاب را سال ۸۴ نوشتهام. باغ دماوند نیز سال ۸۵ شروع و سال ۸۸ به اتمام رسید. چند نمایش تک پردهای نیز دارم که هریک مونولوگهای تک نفره است.
قره با اشاره به تاثیر اتفاقات جامعه بر تداوم نوشتن نویسندگان، چاپ و انتشار کتابها و میزان دیده شدن آثار، بیان کرد: کار نویسنده به فضایی که در آن زندگی میکند باز میگردد. اتفاقاتی مانند جنگ ممکن است باعث شود اثر فاخر تولید کند، در عین حال ممکن است جلوی نوشتن و الهامات نویسنده ار به طور کامل بگیرد. همچنین زمانی که در کشور جنگی رخ داده، کسی دیگر به اینکه چه کتابی تازه در بازار عرضه شده توجهی نمیکند.
او افزود: از اواخر دهه ۸۰ به بعد دیگر نویسندگان مانند دورههای قبل که در اوج بودند و کتابها به سرعت فروخته شده و به چاپ چندم میرسید، نبودند. اکنون بازار به حدی راکد است و درآمد نویسندگان به حدی اندک که غیرممکن است از راه نویسندگی بتوان ارتزاق کرد. بعد از انقلاب آثار افرادی مانند دولت آبادی، گلشیری و خانم دانشور پرفروش بودند اما بسیاری از نویسندگان از راه چاپ کتاب درآمدی کسب نمیکردند. شاید ۵ نفر از دوستان نویسندهام از راه چاپ کتاب درآمد قابل توجهی داشتند اما دیگران یا روزنامهنگارند یا شغل دیگری دارند و نویسندگی تنها یک سرگرمی است که فرصت چندانی برای آن ندارند.
این روزنامه نگار تاکید کرد: از سویی دیگر با توجه به اتفاقاتی که در کشور رخ میدهد همواره حین چاپ کتاب با این سوال مواجه میشود که آیا این اثر جایگاهی دارد، در جامعه ارزشی دارد؟ اما شما برای کتابتان زحمت کشیدهاید و تلاش کردهاید و تلاش میکنید یک ارتباط حداقلی با جامعه برقرار کنید. در ایران نمایشنامهها کمترین مخاطب را دارند و زمانه عوض شده است. اکنون شبکههای اجتماعی جای کتابها را گرفتهاند. از سویی دیگر باتوجه به گرانی کتاب و سرانه مطالعه اندک کتاب جایگاه خودرا بیش از پیش از دست داده است.
او افزود: در گذشته دو رسانه در دسترس مردم بود؛ یکی کتاب و دیگری روزنامه. اکنون با انبوهی از رسانههای مختلف مواجهایم. از سویی دیگر همین قشر اهل مطالعه نیز بیشتر مشتری کتابهای افراد مشهوری مانند گلشیری، شاملو و یا بهرام صادقی هستند. اگر در گذشته مردم کتابهای شفیعی کدکنی را میخریدند، اکنون سخنرانیهایش را در فضای مجازی مشاهده میکنند. کتاب به عنوان یکی از صدها رسانه به تیراژ ۲۰۰ الی ۵۰۰ نسخه رسیده است.
قره درباره مهارت در نگارش و زبان و نویسندگی گفت: من کلاس نرفتم اما شاگردی کردم. اینها دومساله مجزا هستند. برای داستاننویسی باید فلسفه، نمایش، روانشناسی، جامعهشناسی وتاریخ را مطالعه کنید. حتی باید از روی ادبیات کهن رونویسی کنید. باید نه تنها ادبیات جهان که ادبیات کهن کشورتان را به خوبی بشناسید.
او افزود: اگر نمایشنامهنویس باشید و آثار بزرگانی همچون ساعدی، بیضایی، فتحعلی آخوندزاده و نصیریان را نخوانده باشید، نمایشنامه شما اثر قابل توجهی نخواهد شد. باید فرهنگ لغات داشته باشید و روی آن تحقیق کنید. مثلا بهرام بیضایی آثاری مینوشت که در چند دوره تاریخی رخ داده و به زبان هردوره به خوبی مسلط بوده است.
قره درباره تاثیر استعداد بر نویسندگی و تاثیر کلاس و تداوم بر آن گفت: به نظر من نویسندگان باید ذوق و استعداد نویسندگی را داشته باشند. اما یک فیلمنامهنویس هالیوود نیز کتابی نوشته که در آن گفته است با تمرین و کشف تکنیکها میتوان به راحتی فیلمنامه نوشت. فقط باید در نظر داشت که قواعد درام چیست و نقطه اوج و فرود آن کدام است. عدهای هم معتقدند نوشتن یک جوشش درونی است و با کلاس و تمرین کسب نمیشود.
منبع : ایلنا
















































