
به گزارش خبرنگار ایلنا، چند روز پیش بود که «سید حسن موسوی چلک» معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، درباره کاهش سن پذیرش دختران و زنان خودسرپرست تحت پوشش بهزیستی عنوان کرد که سیاست سازمان اعمال این تغییر بهصورت عمومی نیست و هر مورد بر اساس شرایط فردی بررسی خواهد شد.
نکته قابل توجه اینکه به گفته چلیک طرح این پیشنهاد از سوی برخی استانها انجام شده بود. موضوعی که میتواند به عنوان روند رو به تزاید جمعیتی از زنان مطرح شود که در عین خودسرپرست بودن امکان تامین زندگی خود را به دلایل مختلف ندارند. روندی که احتمالا در برخی استانها به قدری پررنگ بوده که چنین پیشنهادی را مطرح کنند.
شرایط این گروه از زنان و دختران البته با توجه به وضعیت هولناک اقتصادی کشور، روند بیکاری و همچنین فقدان برخورداری زنان و دختران از فرصتهای شغلی برابر با مردان اصلا عجیب نیست.
«معصومه شفیعی» متخصص رفاه اجتماعی و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی است که معاونت موسسه مهرطه، فعال در حوزه نگهداری از دختران بدسرپرست و بیسرپرست را برعهده دارد. او در گفتوگو با خبرنگار ایلنا ابتدا معنای «خودسپرست بودن» را توضیح میدهد: زن یا دختر خودسرپرست، فردی است که به دلیل فقدان سرپرستی مؤثر در خانواده تلاش میکند، خود یا سایر اعضای خانواده را سرپرستی و زندگی را مدیریت کند. به بیان دیگر فردی به عنوان خودسرپرست شناخته میشود، که سرپرستی موثر برای او از سوی شوهر یا پدر صورت نگرفته و وی ناگزیر است شخصاً برای تأمین هزینههای خانواده و کسب استقلال خود اقدام کند.
این جامعهشناس با بیان اینکه در قانون کشور ما زن، سرپرست خانواده نیست، اضافه میکند: با توجه به اینکه در جامعه امروز ایران با خیل زنانی روبه رو هستیم که سرپرستی خانواده را بر عهده دارند ضروری است این قاعده که مرد سرپرستی خانواده را دارد در قوانین تغییر کند.
این مدرس دانشگاه، درباره سیاست سازمان بهزیستی در مواجهه با پیشنهاد کاهش سن پذیرش زنان و دختران خودسرپرست، به سقف سنی فعلی که ۴۵ سال به بالا است، اشاره میکند: معتقدم باید قوانین را مورد بازنگری قرار داد و به این سوال پاسخ گفت که آیا قوانین ما میتواند همگام با تغییرات اجتماعی تاثیرگذاری هدفگذاری شده و کارکرد لازم را داشته باشند. من از موضوع مطرحشده در خصوص کاهش سن پذیرش این گروه از زنان و دختران استقبال میکنم. زیرا امروزه مفهوم «دختر» نسبت به گذشته تغییر یافته است.
به گفته شفیعی ما امروز با زنانی مواجه هستیم که در ردههای سنی بالا یعنی از ۵۰ ساله تا ۴۰ ساله و حتی کمتر قرار دارند و به دلیل عدم ازدواج از یک سو و نداشتن سرپرست موثر در خانواده و شرایط مناسب مجبور هستند بار زندگی و تامین مالی خود یا خانواده را به دوش بکشند: در حال حاضر بسیاری از این زنان و دختران همزمان با شرایط بدسرپرستی و چالشهای معیشتی مواجه هستند و در مسیر خودسرپرستی نیازمند برخورداری از حمایتهای اجتماعی و اقتصادی هستند. تعیین سن ۴۵ سال به بالا برای تحت پوشش قرار گرفتن این گروه از شهروندان باعث میشود گروه بزرگی از این دختران و زنان که در سنین کمتر از ۴۵ سال قرار دارند، از دایره توجه و نگاه قانونگذار و به تبع آن سازمان بهزیستی خارج شوند.
این جامعهشناس با کاهش سن پذیرش زنان و دخترانی که در چنین شرایط تلخی قرار دارند، موافق است زیرا کاهش سن پذیرش به معنای تحت پوشش قرار گرفتن جامعه گستردهتری از زنان و دختران خودسرپرست و بدسرپرست است: بر اساس اظهارات معاونت سلامت بهزیستی، به نظر میرسد این سازمان با اصل موضوع کاهش سن پذیرش مخالف نیست بلکه رویه سازمان کاهش سن را نه به عنوان یک رویه عمومی بلکه به صورت موردی و با توجه به شرایط هر فرد مد نظر قرار میدهد که البته من با این رویکرد هم موافق نیستم.
او در ادامه توضیح میدهد: مسئله معیشت و فقدان سرپرست موثر از سنین پایینتر یعنی ۱۸ یا ۱۹ سالگی آغاز میشود. بنابراین ضروری است که ما گروه سنی که میتواند تحت حمایت قرار گیرد را کاهش داده و حتی برخی تعاریف را تغییر دهیم. با این رویکردی که معاون سلامت بهزیستی عنوان کرده است به نظر میرسد این سازمان یک زن یا دختر ۳۵ ساله فاقد سرپرست موثر و دارای مشکلات معیشتی را تحت حمایت قرار نمیدهد و برای تحت پوشش قرار دادن چنین فردی شروطی دارد.
این متخصص رفاه اجتماعی در پاسخ به این سوال که اگر وضعیت اشتغال زنان مناسب بود بازهم نیاز به حمایت بهزیستی و کاهش سن پذیرش احساس میشد یا خیر، میگوید: قطعاً نه. اما متاسفانه آمار عدم اشتغال در جامعه فعال بسیار قابل توجه است و این روند رو به افزایش است. به بیان دیگر درصد کمی از افرادی که در جمعیت فعال قرار دارند در حال حاضر مشغول به کار هستند. اگر این موضوع را به تناسب جنسیت مد نظر قرار دهیم متوجه میشویم که این اعداد پررنگتر است، زیرا زنان دارای فرصت برابر با مردان در حوزه اشتغال نیستند.
او تاکید میکند که اگر بخواهیم رویکرد «تبعیض مثبت» را در نظر بگیریم، قانونگذار به این موضوع توجه کرده است که زنان نسبت به مردان نیاز بیشتری به حمایت اجتماعی دارند و برای برخورداری از این حمایت سن ۴۵ سال به بالا را تعیین کرده است، در حالی که این محدودیت سنی با شرایط فعلی جامعه همخوانی ندارد. همانطور که گفتم بسیاری از زنان و دختران ما در سنین کمتر از ۴۵ سال دارای سرپرست موثر نیستند و مشکلات معیشتی پررنگی هم دارند و نیاز است که موضوع این حمایت قرار بگیرند، اما به دلیل این محدودیت سنی امکان برخورداری از آن را ندارند.
شفیعی بر این باور است که برداشته شدن شروط سختگیرانه باعث میشود افراد بیشتری از حمایتهای اجتماعی برخوردار شوند: با این وضعیت اقتصادی نابسامان فعلی به نظر میرسد همه مردم نیاز به حمایتهای اجتماعی دارند. در این بین اما زنان و بهویژه زنان خودسرپرستی که امکان تامین زندگی خود را ندارند در هر سنی که باشند نیازمند حمایت و توجه خاصتری هستند.
منبع : ایلنا
















































