
به گزارش خبرنگار ایلنا، سالهاست سدسازی با وعده توسعه، تأمین آب و رونق اقتصادی توجیه میشود، اما در برخی پروژهها، آنچه پشت دیوارههای بلند سد پنهان میماند، هزینههایی است که طبیعت و جوامع محلی پرداخت میکنند.
در پروژه سد پلرود گیلان نیز روایت تنها به احداث یک سازه عمرانی ختم نمیشود،تخریب بستر رودخانه و زیستگاه ماهی قزلآلای خالقرمز، برداشت شن و ماسه، محدود شدن مسیر دسترسی روستاهای بالادست و در نهایت تخلیه ۹ روستا، بخشی از پیامدهایی است که ساکنان منطقه و فعالان محیطزیست از آن سخن میگویند.
یکی از ساکنان محلی در گفتوگو با ایلنا، این پروژه که ریشه مطالعاتی آن به پیش از انقلاب بازمیگردد و از سال ۱۳۸۸ مجدداً فعال شده، نهتنها به حل مسائل منطقه منجر نشده بلکه به گفته او، با تخریب بخشهایی از جنگلهای ارزشمند هیرکانی و تغییر گسترده کاربری اراضی همراه بوده است.
وی مدعی است: در جریان اجرای این طرح، حدود ۶ هزار هکتار تعهد احیای جنگل در برابر تخریبهای انجامشده وجود داشته که «عملاً اجرا نشده» و این مسئله یکی از مهمترین نقاط ابهام پروژه به شمار میرود.
این در حالی است که جنگلهای هیرکانی از حساسترین زیستبومهای کشور محسوب میشوند و هرگونه مداخله در آنها نیازمند سختگیرانهترین استانداردهای محیطزیستی است.
اما بحران تنها به محیط زیست محدود نمیشود. به گفته این منبع محلی، در محدوده اجرای پروژه، ۹ روستا تحت تأثیر مستقیم قرار گرفتهاند که برخی بهطور کامل تخلیه و برخی نیمهخالی شدهاند؛ با این حال هنوز وضعیت اسکان، جابهجایی و جبران خسارت ساکنان بهطور شفاف تعیین تکلیف نشده است.
از سوی دیگر، مسیرهای دسترسی جایگزین نیز به گفته وی با چالشهای جدی مهندسی و زیستمحیطی مواجهاند؛ بهگونهای که حتی در گزارشهای ارزیابی، گزینههایی مانند احداث تونل به جای جاده سطحی مطرح شده، اما در عمل اجرایی نشده است.
نتیجه این تعللها، عبور جاده از دل مناطق جنگلی و تشدید فشار بر اکوسیستم منطقه شده است.
در کنار این موارد، ادعاهایی نیز درباره برداشت شن و ماسه از رودخانهها و تغییرات در بستر طبیعی آبراههها مطرح شده که در صورت صحت، میتواند پیامدهای جبرانناپذیری برای منابع آبی و زیستمحیطی پاییندست به همراه داشته باشد.
یکی از ساکنان محلی و فعال محیط زیستی می گوید: بستر رودخانهای که زیستگاه ارزشمند ماهی قزلآلای خالقرمز به شمار میرفت، بر اثر برداشت شن و ماسه دچار تخریب شده و ادامه حیات این گونه را با تهدید جدی مواجه کرده است.
وی می افزاید: تداوم این روند میتواند به از بین رفتن بخشی از تنوع زیستی منطقه و نابودی یکی از مهمترین زیستگاههای طبیعی آبزیان منجر شود.
از سوی دیگر، یکی دیگر از پیامدهای اجرای این سد، مشکلات دسترسی ساکنان روستاهای بالادست است، جایی که مسیر تردد چندین روستا از محدوده سد عبور میکند و سالهاست اهالی این مناطق از نبود راه دسترسی مناسب گلایه دارند.
اهالی منطقه معتقد هستند:پروژهای که قرار بود به ساماندهی منابع آب کمک کند، امروز خود به منبعی از چالشهای انباشته تبدیل شده است, از تعهدات زیستمحیطی انجامنشده گرفته تا اختلافات مالکیتی، تخریب جنگل و نارضایتی ساکنان محلی بخشی از این چالش ها به شمار می آید.
اکنون پرسش اصلی این است: چه نهادی پاسخگوی این حجم از تعهدات اجرا نشده، خسارتهای زیستمحیطی و بلاتکلیفی انسانی در یک پروژه ملی است؟
چرا با وجود گذشت سالها، همچنان بخشهای اصلی این طرح در هالهای از ابهام باقی مانده است؟
منبع : ایلنا
















































