
فریدون مجلسی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به ایجاد شکاف در حزب دموکرات و جمهوریخواه در خصوص تفاهم احتمالی ترامپ با ایران در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: در وهله نخست، باید گفت بخشی از سخنانی که این روزها در محافل اسرائیلی و آمریکایی درباره مواضع دونالد ترامپ مطرح میشود، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، رنگ و بوی جنگ روانی دارد. این سخنان عمدتاً با هدف تحت تأثیر قرار دادن طرف اصلی، یعنی ایران، بیان میشود تا این تصور ایجاد شود که مبادا فرصت کنونی از دست برود؛ فرصتی که به باور آمریکاییها و اسرائیلیها، چندان هم رضایتبخش نبوده و امتیازات بزرگی از آن حاصل نشده است. از این رو، تلاش میکنند با ایجاد نوعی اطمینان خاطر، طرف مقابل را با اعتماد بیشتری وارد روند تعامل کنند. از سوی دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که آنان واقعاً بر این باور باشند که برخی مسائل با حملات و بمبارانها و حذف مراکز، مقامات و شخصیتهایی که همواره رویکرد ترجیح جنگ با اسرائیل را نمایندگی میکردند، حل شده و اکنون میتوان به سمت مصالحه حرکت کرد و از خطر دائمی حمله ایران و نیروهای نیابتی آن آسوده شد. در کنار این رویکرد، تبلیغات گستردهای نیز صورت میگیرد.
وی ادامه داد: آنچه مسلم خواهد بود این است که ترامپ بدون اتکا به اتاقهای فکر و برنامهریزیهای بلندمدت عمل نمیکند. این برنامهها از مدتها پیش بهصورت مرحلهبهمرحله و در هماهنگی با شبکهای از کنشگران یهودی طراحی شده و ادامه یافته است. هدف اصلی آنها، در درجه نخست، تضمین بقای اسرائیل و بازگرداندن آن به وضعیت عادی است؛ وضعیتی که به بیان این طیف از هفتم اکتبر از اسرائیل سلب شد. همواره این نگرانی وجود داشته که جمهوری اسلامی، که برخی مقاماتش آشکارا از نابودی اسرائیل سخن میگویند، تهدیدی جدی برای موجودیت این کشور باشد. در این میان، سخنان باراک اوباما نیز قابل تأمل است. این پرسش مطرح میشود که چرا پس از سالها، او فراموش کرده است که توافق برجام در درجه نخست در داخل ایران مورد حمله قرار گرفت و فضای ایجادشده موجب عقبنشینی بسیاری از کشورهای غربی شد. همچنین این خود اوباما بود که پس از برجام، بخشی از تحریمها را مجدداً برقرار کرد، نه ترامپ. ترامپ اساساً از توافق خارج شد و تحریمها، بهویژه تحریمهای بانکی، را تشدید کرد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: اگر برجام بهطور کامل اجرا میشد، بیش از همه به سود ایران بود. ایران میتوانست از موقعیت اقتصادی، ثروت و جایگاه بینالمللی بهتری برخوردار شود. با این حال، مخالفان جدی برجام که آن زمان در قدرت بودند، امروز یا دیگر حضور ندارند یا سهمشان در ساختار قدرت کاهش یافته است. هرچند نیروهای طرفدار مصالحه در انتخابات مختلف دستاورد ویژهای نداشتند، اما نشان دادند که اکثریت بزرگی از مردم ایران موافق جنگ نیستند. باید توجه داشت که سخن صریح ترامپ درباره تجربه عراق بود. او تأکید کرد که آمریکا از تجربه سرنگونی حکومت عراق آموخته است که براندازی یک نظام مستقر، بدون ایجاد جایگزین مناسب، میتواند به سالها آشوب و بیثباتی منجر شود؛ وضعیتی که نهتنها امنیت داخلی، بلکه امنیت منطقه را نیز تهدید میکند. منطقه خاورمیانه از منظر انرژی، تجارت، بازارهای مالی و صادرات و واردات برای غرب، چین و کشورهای منطقه اهمیت حیاتی دارد و هیچیک خواهان کشیده شدن آن به جنگ و آشوب نیستند.
وی افزود: در داخل آمریکا نیز این وضعیت پیامدهایی برای ترامپ دارد. انتقادهایی که از سوی دموکراتها و حتی برخی جمهوریخواهان تندرو مطرح میشود، میتواند بر موقعیت سیاسی او و انتخابات میاندورهای تأثیرگذار باشد. واقعیت آن است که شخصیت ترامپ با سنت سیاسی و تاریخی آمریکا چندان سازگار نیست. او را میتوان تا حدی با محمود احمدینژاد در ایران مقایسه کرد. همانگونه که احمدینژاد با وجود حمایتهایی که از او شد، در شأن سنت رجال سیاسی ایران نبود، ترامپ نیز با شخصیتهایی که در تاریخ آمریکا بر مسند ریاستجمهوری نشستهاند، تفاوت اساسی دارد. مقایسه او با چهرههایی چون توماس جفرسون، آبراهام لینکلن، جان آدامز، جان اف. کندی یا بیل کلینتون، این تفاوت را آشکار میکند. در ایران نیز اگر بخواهیم مقایسهای انجام دهیم، فاصله احمدینژاد با شخصیتهایی چون محمدعلی فروغی، قوامالسلطنه، عالیخانی، محمد مصدق یا حتی سیدمحمد خاتمی، فاصلهای چشمگیر است. خاتمی شخصیتی بود که در عرصه جهانی نیز مورد احترام قرار داشت.
مجلسی گفت: با این حال، ترامپ برای برخی محافل غربی و اسرائیلی ابزاری مناسب بود. آنها از ناسازگاریهای جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی و پیامدهای آن برای منافع غرب و اسرائیل به ستوه آمده بودند و ترامپ را ابزار مناسبی برای اعمال فشار میدانستند. اکنون که این ابزار بخش مهمی از مأموریت خود را انجام داده، برخی میکوشند مسئولیتها را بر گردن او بیندازند و خود را کنار بکشند. از سوی دیگر، ترامپ که زمانی سن بالای رقیبانش را دستاویز انتقاد قرار میداد، اکنون خود نیز وارد دهه نهم زندگی شده است و فشارهای سنگین سالهای اخیر فراتر از توان جسمی و روانی یک مرد ۸۰ ساله است. حزب جمهوریخواه نیز نگران آن است که ادامه حضور او، پس از انجام مأموریتهای مورد نظر، به شکست این حزب در انتخابات میاندورهای و انتخابات ریاستجمهوری بعدی منجر شود.
وی در پایان خاطرنشان: در چنین شرایطی، جمهوریخواهان ممکن است ترجیح دهند با کنار گذاشتن ترامپ و معرفی چهرهای جدید، هم از شکست انتخاباتی جلوگیری کنند و هم زمینه تعامل با ایران را از طریق فردی فراهم سازند که کمتر درگیر پروندهها و تنشهای گذشته بوده باشد. دموکراتها نیز اگرچه امروز زبان به انتقاد گشودهاند، اما در دوره درگیریها، بسیاری از آنان از اقداماتی که به دست ترامپ انجام میشد، حمایت میکردند و حتی از حل مشکلاتی که جنبه ایدئولوژیک داشت و شبکهای از نیروهای همسو با ایران در غزه، یمن، سوریه و لبنان را شکل داده بود، خرسند بودند. اکنون که آن مرحله به پایان رسیده، همه انتقادها متوجه ترامپ شده است. با این حال، به نظر میرسد که در پس همه این تحولات، هدف اصلی همان هدفی است که جریانهای مؤثر در آمریکا از ابتدا دنبال میکردند که خارج کردن اسرائیل از دایره تهدید و فراهم کردن شرایطی که آنها بتواند بدون نگرانیهای امنیتی، به وضعیت عادی بازگردد در بطن آن قرار دارد.
منبع : ایلنا
















































