روایت زنی که عشقش را با غرور به خاک وطن سپرد/ دخترم حتی یک قطره اشک نریخته است/ همسرم در آخرین تماس گفت امشب شب سختی است، دعا کن
این روایت تنها از میدان نمیگوید؛ از خانه هم میگوید از دلتنگیهای زنی که سالها با بیخوابیهای شوهرش خو گرفت، با غیبتهای مأموریتیاش بزرگ شد و حالا در نبودش، با غرور و اندوهی همزمان زندگی میکند. الهه سلفچگانی، همسر شهید، از مردی میگوید که میان نظم نظامی و مهر خانوادگی تعادلی عجیب داشت.