
فرزاد رمضانی بونش، پژوهشگر مسائل بینالملل در تشریح دلایل و پیامدهای درگیری مجدد افغانستان و پاکستان در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: نگاه جامع، دقیق و همهجانبه به ریشههای درگیری میان پاکستان و طالبان افغانستان نشان میدهد که این تنشها به مجموعهای از عوامل ایدئولوژیک، عقیدتی، امنیتی، تروریستی و همچنین ملاحظات ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک بازمیگردد. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در کابل و آغاز دور دوم حکمرانی این گروه در افغانستان، تصور ساختار سیاسی پاکستان این بود که با توجه به روابط دوران نخست حکومت طالبان و همچنین حضور گسترده رهبران طالبان در جغرافیای پاکستان طی سه دهه گذشته، پیوندهای میان دو کشور بیش از پیش گسترش خواهد یافت، اما هرچه تحولات پیش رفت، بهویژه طی دو تا سه سال اخیر، دامنه اختلافات افزایش یافت. اختلافات ایدئولوژیک، حضور چالشهایی همچون داعش، تحریک طالبان پاکستان و همچنین مناقشه بر سر مرز دیورند، موجب شده است شیب واگرایی در روابط طالبان و پاکستان روزبهروز بیشتر شود.
وی ادامه داد: این روند بر حوزههای مختلفی از جمله تجارت دوجانبه، کریدورهای حملونقل بینالمللی، صادرات و واردات، روند شناسایی بینالمللی طالبان و سایر زمینههای همکاری تأثیر منفی گذاشته است. در شرایط کنونی، جدا از انتظاری که طالبان از پاکستان داشتند تا بهعنوان نخستین کشور، حکومت آنان را به رسمیت بشناسد، عملاً نتیجهای معکوس حاصل شد. حتی پاکستان در سطح منطقهای و بینالمللی نیز تلاشها و رایزنیهایی را برای افزایش فشار بر طالبان دنبال کرده است. اختلاف دیدگاه کابل و اسلامآباد درباره مرز دیورند و فشارهای پاکستان بر طالبان برای به رسمیت شناختن این مرز بهعنوان مرز رسمی و بینالمللی میان دو کشور، سبب شده است دامنه مشکلات و چالشها در روابط دو طرف روزبهروز افزایش یابد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در خصوص نگاه کشورهای همسایه همچون هند، چین و روسیه به پیامدهای ادامه این منازعه نیز باید گفت که هند طی دو تا سه سال گذشته تلاش کرده از گسترش اختلافات میان طالبان و پاکستان بهعنوان فرصتی برای افزایش نقشآفرینی خود در افغانستان استفاده کند. برخلاف دوره نخست حکومت طالبان، دهلینو در سالهای اخیر کوشیده است روابط امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود با طالبان را گسترش دهد. وجود دشمن مشترکی به نام پاکستان باعث شده است هند و طالبان افغانستان بار دیگر به سمت بازسازی و توسعه روابط چندبعدی حرکت کنند. چین نیز با توجه به روابط خود با هر دو طرف، یعنی افغانستان و پاکستان، طی سالهای گذشته تلاش کرده است نقشی مثبت و میانجیگرانه برای کاهش تنشها ایفا کند و در برخی حوزهها نیز موفقیتهایی داشته است. همچنان چین بهعنوان یک میانجی بالقوه و بازیگری که میتواند به کاهش تنش کمک کند، مطرح است؛ زیرا طالبان روابط رو به گسترش و مناسبی با پکن دارند و از سوی دیگر، پاکستان نیز دارای روابط راهبردی و چندبعدی گستردهای با چین است. از این رو، پکن میتواند بهعنوان یک عامل امنیتساز، موازنهگر و میانجی در کاهش تنش میان طالبان و پاکستان ایفای نقش کند.
وی افزود: در سالهای گذشته، ایران نیز بارها آمادگی خود را برای ایفای نقش میانجی و کاهش تنش اعلام کرده است. سطح مناسب روابط تهران با اسلامآباد و همچنین گسترش روابط چندبعدی میان ایران و کابل طی سالهای اخیر، این ظرفیت را ایجاد کرده که تهران بتواند در قالب فرمولهایی برای کاهش تنش میان دو همسایه شرقی خود نقشآفرینی کند. باید گفت که ادامه این روند، دستکم در کوتاهمدت و میانمدت، پیامدهای منفی متعددی برای هر دو کشور به همراه خواهد داشت. اگر تنها به تحولات یک سال گذشته نگاه کنیم، مشخص میشود که تداوم اختلافات امنیتی، سیاسی و مسائل مرتبط با تروریسم، موجب شده است افغانستان و پاکستان در بسیاری از فرصتهای همکاری منطقهای نتوانند حضور مشترک و مؤثری داشته باشند.
موضوع اتصال آسیای مرکزی به آسیای جنوبی و طرحهایی که کشورهای این دو منطقه در نظر داشتند، به دلیل اختلافات موجود و شرایط حاکم بر جغرافیای افغانستان با دشواری بیشتری مواجه شده است. همچنین پروژههایی مانند خط لوله تاپی و سایر طرحهای مرتبط با تجارت و ترانزیت میان آسیای مرکزی، پاکستان و آسیای جنوبی با چالش روبهرو شدهاند. به همین دلیل، پاکستان در سالهای اخیر تلاش کرده است از طریق جغرافیای ایران، ارتباط گستردهتر و مناسبتری با آسیای مرکزی برقرار کند و تا حد امکان وابستگی خود به مسیر افغانستان را کاهش دهد. از سوی دیگر، وضعیت نامناسب روابط دو کشور سبب شده است گذرگاهها، گمرکات و دروازههای مرزی میان افغانستان و پاکستان با مشکلات بیشتری روبهرو شوند و روند صادرات پاکستان به افغانستان و همچنین واردات و صادرات افغانستان از طریق پاکستان طی یک سال گذشته با اختلالات جدی مواجه شود.
منبع : ایلنا
















































