
ابوالقاسم دلفی دیپلمات پیشین و سفیر سابق ایران در فرانسه در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره روند مذاکرات و ضرورت پرهیز از گمانهزنی درباره آن گفت: به هر حال فضای رسانه و فضای افکار عمومی گویای این است که دو طرف به رسیدن به تفاهم نزدیک هستند؛ تفاهم و یا توافق، حالا هر کدام که اسمش را بگذاریم. نخست وزیر پاکستان هم اعلام کرده است که نزدیکترین زمان به توافق، مثلاً در ۲۴ ساعت آینده است و خبر دیگر هم در رسانهها این است که آقای عراقچی عازم اسلامآباد هستند. البته اینکه این موضوع تأیید بشود یا نشود، همه اینها محل بحث است، ولی فضای اخبار و رسانهها حاکی از این است که به هر حال امضای توافقنامه یا تفاهمنامه در روزهای آینده، در شرف انجام است. البته مثلاً به تعبیر غربیها آخر هفته غربی یعنی یکشنبه (امروز) این اتفاق خواهد افتاد.
وی ادامه داد: اما آنچه که از محتوا باید گفت این است که به هر حال چیزی از اینکه این تفاهمنامه چه چارچوبی خواهد داشت، چگونه است، محتوایش چیست و چه مفادی در آن منظور شده است، خیلی روشن نیست. اگرچه یک چیزهایی از طرفین منتشر شده است، مانند طرح ۱۴ بندی، طرح آمریکاییها یا انواع و اقسام مطالبی که در این راستا منتشر شده است، ولی مهم این است که در آنچه آقای عراقچی به عنوان محتوای تفاهمنامه اشاره کرد، بحث بر سر این است که این تفاهمنامه دومرحلهای خواهد بود.
این دیپلمات پیشین گفت: دو مرحله به این معنا که در یک مرحله ابتدا بر سر بعضی از مسائل تفاهم میشود و مرحله دوم دو ماه طول میکشد تا بر سر بقیه مسائل باقیمانده به تفاهم برسند. مفهوم این قضیه این است که مذاکرات، ارتباطات و تماسهای دو طرف همچنان باید ادامه داشته باشد تا به یک مفهومی از تفاهم و توافق آمریکا و ایران بر سر مسئله جنگ دست یابند و باید منتظر باشیم که این روند ادامه داشته باشد.
دلفی تصریح کرد: به هر حال شواهد و قرائن حاکی از این است که ترامپ علیرغم همه بازیهای رسانهای و بازیهای سیاسی که در این مدت، از جنگ ۱۲ روزه تا به امروز و شاید از قبل از آن، علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده و حرفهای زیادی زده است، روی یک نکته همیشه مصر بوده و تأکید داشته است و آن موضوع اختلافات بر سر هستهای است و اینکه ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند.
وی ادامه داد: اگر بحث بر سر این است که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند، ایران که از سالها قبل موضع رسمیاش این بوده است که به سمت سلاح نخواهد رفت؛ موضع رهبری این بوده است، موضع کشور این بوده است، نگاه دینی کشور این بوده است و بارها این را تکرار کردهاند. بنابراین چرا علیرغم همه این گرفتاریها، علیرغم اینکه در جنگ ۱۲ روزه اعلام کرد که صنعت هستهای ایران را با خاک یکسان کردیم و از بین رفت و تمام شد، ولی همچنان جنگ ۴۰ روزه ادامه پیدا کرد و همچنان دوباره جنگ دو روزه، سه الی چهار روز پیش تکرار شد و همچنان ترامپ اعلام میکند که بحث سلاح و موضوع هستهای ایران، بحث اصلی ماست و این نشاندهنده این است که به هر حال بخش مهمی از این بهانه و این استدلال آمریکاییها در موضوع هستهای، ناشی از مواضعی است که رژیم صهیونیستی در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده است.
این دیپلمات پیشین تاکید کرد: رژیم صهیونیستی همواره از سالهای قبل، با سرکردگی نتانیاهو، به دنبال این بوده است که بگوید ایران به دنبال سلاح هستهای است و بهانه جنگ ۱۲ روزه را با این موضوع شروع کردند که ایران به دنبال سلاح است و به نقطهای رسیده است که دیگر عنقریب است که سلاح را آزمایش کند و سلاح اتمی داشته باشد. بنابراین جنگ ۱۲ روزه را شروع کردند و بعد از آن هم جنگ بعدی و بعد از آن جنگ بعدی، اینها همه، بهانههایی بود که اسرائیل و نتانیاهو آمریکا را با آن قانع کردند یا سر آمریکاییها کلاه گذاشتند یا آمریکاییها را وارد باتلاق جنگ خاورمیانه و جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران کردند.
وی گفت: اینها در حالی است که عملاً میدانیم آمریکاییها و ترامپ، شعارشان از روز اولی که برای بار دوم وارد کاخ سفید شدند، این بود که جنگها را تمام کنند و جنگها را خاتمه دهند و ترامپ ادعا کرد که مرد صلح است و دنبال این بود که جایزه صلح نوبل را بگیرد. بنابراین آنچه که پیداست این است که پشت همه این بحثهایی که رسانه و فضای رسانه و فضای افکار عمومی میگوید و مقامات ما تکرار میکنند، آن چیزی است که بین ما و اسرائیل دارد شکل میگیرد.
این دیپلمات پیشین تصریح کرد: الان یک بخش عمده موضوع تفاهمنامه ما و آمریکا منوط به این است که توقف جنگ در درجه اول اتفاق بیفتد؛ توقف جنگ نهتنها در جبهه ایران، بلکه در جبهه لبنان. بنابراین جبهه لبنان مفهومش یعنی اینکه اسرائیلیها حملات خود علیه لبنان را متوقف کنند. چه تضمینی وجود دارد که اسرائیلیها حملات خودشان را متوقف کنند؟ مگر ترامپ تا حالا دو بار نگفته که من اسرائیل را قانع کردم که حملات را به لبنان متوقف کند و هیچ کاری انجام ندهد؟ مگر در واشنگتن که آمریکاییها، اسرائیلیها و دولت لبنان، به یکسری تفاهم رسیدند و تفاهمنامه صلح و آتشبس امضا کردند، اجرا شد؟
دلفی تاکید کرد: یعنی اسرائیلیها دستشان باز است در آنچه که در لبنان میتوانند انجام دهند و با این استدلالی هم که ما کردیم و لبنان را وارد معادلات روابط با آمریکا کردیم، رویه جدیدی ایجاد شد. ما به یک شکلی این را وارد معادلات سیاسی و گفتوگوهای خودمان با آمریکاییها کردیم و حالا اهرمی هم در اختیار نتانیاهو است.
وی با اشاره به احتمال امضای تفاهمنامه گفت: فرض کنید که ما موافقتنامه یا تفاهمنامه با آمریکاییها امضا کنیم، آمریکاییها هم بگویند جنگ در تمام جبههها متوقف میشود، ترامپ هم بگوید که من اسرائیل را قانع کردم که دیگر به لبنان کاری نداشته باشد؛ اما همین الان در جنوب لبنان جنگ است، یعنی همین الان اسرائیلیها دارند حزبالله را میزنند، برای اینکه اسرائیلیها نمیخواهند که در منطقه ما و آمریکاییها به صلح برسیم، الان دنیا پذیرفته که ما قدرتی هستیم که در تنگه هرمز میتوانیم شرایطی را ایجاد کنیم که با توان نظامی و با توان سیاسیمان اعمال قدرت کنیم، اسرائیل این را قطعاً برنمیتابد. بنابراین قطعاً در شرایطی نیست که قبول کند ما و آمریکاییها چیزی را امضا کنیم که اسرائیل تعهد انجام آن را بدهد.
وی با بیان اینکه اسرائیل همه ادعایش در دنیا این است که ایران ظرفیتی پیدا کرده که امنیت اسرائیل را به خطر میاندازد، گفت: در کنار آن، حزبالله را هم متهم به همین ظرفیت میکند. بنابراین، آنچه گفته میشود که امروز یا در آینده نزدیک، بین ما و آمریکاییها تفاهمنامه امضا شود، شاید فرضیاتی است که این فرضیات همچنان روی کاغذ ممکن است امکان وقوع داشته باشد، ولی در فضای واقع، باید دید چقدر امکان برای آمریکاییها تحقق آن الزامآور است.
این دیپلمات پیشین گفت: ممکن است برای ترامپ پیروزی بزرگی تلقی شود که من توانستم از ایران تعهد بگیرم که به سمت بمب، نمیرود. این برای ترامپ یک دستاورد بزرگ است که میتواند حملات خود را توجیه کند، در آستانه انتخابات میاندورهای دو بار آمریکا را پای جنگ با ایران آوردن را در افکار عمومی آمریکا توجیه کند و بگوید اگر آمریکا ۵۰ میلیارد دلار در خاورمیانه، در جنگ علیه ایران هزینه نظامی کرد، این دستاورد آن بود.
وی ادامه داد: آنچه که ما در این موافقتنامه میخواهیم بگیریم، چه خواهد بود؟ ما ادعا کردیم که در مرحله اول تفاهم با آمریکاییها، جنگ باید در تمام جبههها متوقف شود. آیا این اتفاق تضمینی خواهد بود برای اینکه انجام شود؟ فرض هم بر این است که ممکن است این تفاهمنامه ما و آمریکاییها در شورای امنیت سازمان ملل به عنوان قطعنامه تصویب شود. آیا اسرائیل به قطعنامههای قبلی سازمان ملل که در مورد فلسطین و در مورد لبنان صادر شده متعهد بوده است؟ اصلاً اسرائیل قطعنامهها را قبول دارد؟ اصلاً اسرائیل روندهای بینالمللی را قبول دارد؟
این دیپلمات پیشین گفت: همه آنچه که دارد اتفاق میافتد، فرضیات است چراکه یک طرف، یک مجموعه به عنوان اسرائیل است که در روندهای بینالمللی حاضر نیست به هر حال قانع شود، در مقابل تحرکات بینالمللی میتواند همه اینها را به هم بزند. یعنی به طور مثال فردا ما امضا کردیم و او دوباره لبنان را زد، با این بهانه که حزبالله، موشکهای حزبالله، منطقه شمال لیتانی، جنوب لیتانی، تهدیدی علیه امنیت اسرائیل است، و با این بهانه تفاهمنامه را به هم بزند.
دلفی با بیان اینکه آنچه که بین مذاکرهکنندگان ما و آمریکاییها، چه مستقیم باشد چه غیرمستقیم، چه در اسلامآباد و چه در واشنگتن و چه در سایر نقاط دنیا، اتفاق میافتد، روی کاغذ است، گفت: روی کاغذ احتمالات زیادی وجود دارد که ممکن است ما به یک جمعبندی طی، یک الی دو روز آینده، نزدیک، برسیم؛ اما درباره آنچه که میخواهیم در عمل با آمریکاییها برسیم، باید تأمل بیشتری کنیم و فکر کنیم که واقعاً این چیزی که امضا میکنیم، متعهد بودن طرفینی که آن را امضا میکنند، چقدر است و چه کسانی میتوانند این تفاهمنامه را، بدون اینکه امضا کرده باشند، بدون اینکه تعهدی به طرفین امضاکننده داده باشند، بهراحتی نقض کنند و همه تفاهمات را به هم بزنند.
سفیر سابق ایران در فرانسه درباره اینکه اگر این تفاهم نامه امضا و پس از آن توسط اسرائیل نقض شد آیا احتمال درگیری مجدد وجود دارد، گفت: همین الان درگیری وجود دارد. الان خبرها حاکی از این است که در لبنان، اسرائیل حزبالله را میزند و حزبالله پاسخ میدهد. بین ایران و آمریکا هم گفته میشود که در خلیج فارس یک کشتی مورد حمله قرار گرفت. یعنی اینکه بین ما و آمریکا، آتشبس شکننده، وجود دارد، این آتشبس، آتشبسی نیست که کسی تضمین داده باشد که دائمی خواهد بود.
دلفی ادامه داد: لذا امضای آن چیزی که در دستور کار قرار دارد، سندیت و رسمیت آن به گونهای نیست که همه طرفها تعهدشان در قبال آن، تعهد اجرایی و واقعی باشد. برای همین هر اتفاقی ممکن است رخ دهد. اینکه جنگ میشود یا نمیشود، یکی از فرضیات است، ولی کشور الان در حالت جنگی است، چون آتشبسی که اعلام شده، نه زمان دارد و نه طرفین چیزی را امضا کردهاند. چرا مدام نقض میشود؟ چون تعهدات در قبالش وجود ندارد. یعنی ما الان در حال جنگ هستیم؛ جنگی که اعلام شد ۴۰ روزه بود و تمام شد، این جنگ همچنان ادامه دارد. چهار روز قبل، درگیریای بین ما و آمریکا بعد از سقوط هلیکوپتر شکل گرفت. آمریکاییها زدند و ما هم زدیم؛ بنابراین جنگ همچنان وجود دارد. اینکه مستمر و مداوم نیست، به این معنا نیست که جنگی در کار نیست؛ جنگ وجود دارد، ولی نوعی از جنگ است که در سایه مناسبات و نوع رفتار طرفین، با آن تعامل میشود. بنابراین جنگ وجود دارد، کشور در حال جنگ است و نیروهای نظامی، سپاه و ارتش، همگی در آمادهباش کامل هستند تا اگر اتفاقی بیفتد، عملیات انجام دهند. بنابراین ما در حال دفاع هستیم، کشور در حال دفاع است.
وی گفت: آنچه گفته میشود که امروز و فردا و پسفردا احتمالاً امضا شود یا به تفاهم برسیم، به این معنا نیست که همه چیز را تمام میکند و وضعیت به قبل از مثلاً جنگ ۱۲ روزه بازمیگردد و همه طرفهای درگیر در این معرکه در ثبات به سرخواهند برد. آمریکاییها با دام اسرائیلیها وارد این معرکه شدند و همچنان در آن گرفتارند. آمریکاییها میخواهند از این دام فرار کنند، ولی فرار کردن از آن به این سادگی نیست؛ زیرا به هر دلیلی ما لبنان و حزبالله را وارد این معادلات کردیم.
این دیپلمات پیشین تاکید کرد: ما باید مسائل خودمان را با آمریکا حل کنیم، فارغ از اینکه در کجای دنیا چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر ما با آمریکاییها مسئله را حل کردیم، بعد میتوانیم رباره سایر نقاط شکایت کنیم، به سازمان ملل برویم، به جاهای مختلف مراجعه کنیم و علیه اسرائیل اقدام کنیم.
منبع : ایلنا
















































