
به گزارش خبرنگار ایلنا، «سقوط بالگرد هلالاحمر در اشترانکوه؛ خلبان و کمکخلبان شهید شدند» خبر ناگواری که ۱۱ مهر ماه سال گذشته، تیتر رسانهها شد. کاپیتان محسن مهرابزاده خلبان این پرواز بود که در سن ۵۹ سالگی و در مسیر نجات یک شهروند کوهنورد جان خود را از دست داد.
۱۴ روز بعد از حادثه و در ۲۵ مهر ماه پیرحسین کولیوند رئیس جمعیت هلال احمر در دیدار با خانواده مرحوم مهرابزاده تاکید کرده بود که یکی از دغدغههای اصلی ما، به رسمیت شناختن حق و حقوق امدادگرانی است که در حین انجام مأموریتهای امدادی به شهادت رسیدهاند: «در حال پیگیری از طریق مراجع قانونی و نهادهای مرتبط هستیم تا این شهدا در زمره «شهدای خدمت» قرار گیرند و خانوادههایشان از حمایتهای معنوی و اجتماعی لازم برخوردار شوند. این حمایتها نه تنها وظیفهای اخلاقی است، بلکه نشانه تعهد هلال احمر به «ارزشهای انسانی» است.»
با این حال به نظر میرسد، تعهد به «ارزشهای انسانی» و حمایت از خانواده جان از کفدادگان امدادگر هلال احمر در حد یک شعار باقی مانده است. آنطور که همسر مرحوم مهراب زاده در گفتگو با خبرنگار ایلنا توضیح داده است، تا این لحظه نه حمایتهای مورد انتظار از سوی بنیاد شهید و هلال احمر محقق شده و نه حتی حق و حقوق خانواده ادا شده است.
همسر مرحوم مهرابزاده معتقد است حمایتهای ویژهای که برای خانواده شهدا در نظر گرفته شده، تاکنون شامل حال این خانواده نشده است.
«فهیمه خانچی» همسر خلبان مهرابزاده به خبرنگار ایلنا میگوید: «شوهرم دستی دستی از دست رفت، بعد از مرگ همسرم، سازمان هواپیمایی کشوری، به ۱۷ دلیل مختلف هلال احمر و شرکت هلیکوپتری نوید -طرف قرارداد با هلال احمر - را محکوم کرد. اما در دادگاه به من توصیه شد که پیگیری قضایی نکنم، چرا که به گفته برخی افراد، رسیدن به نتیجه در پروندهای با این شرایط دشوار خواهد بود. حالا ما ماندهایم و دنیایی افسوس و بهت.»
او درباره حادثهای که منجر به از دست رفتن جان همسرش و البته مهندس پرواز شد، توضیح میدهد: او خلبان بازنشسته نیروی دریایی بود. بعد از بازنشستگی با هلال احمر قرارداد بست و ۹ سالی میشد که پروازهای این سازمان را انجام میداد. آنطور که در گزارشها آمده، روز ۱۱ مهر ماه یک خانم کوهنورد در اشترانکوه به دلیل حال نامساعد از گروهش جدا میشود تا بعد از بهبود دوباره به گروهش ملحق شود. اما بعد از بهبود از مسیری اشتباه میرود و آنها را گم میکند. این فرد ساعت ۱۳:۳۰- به وقت محلی- با ۱۱۰ تماس میگیرد و درخواست کمک میکند. موضوع به اورژانس اعلام میشود، اما اورژانس پاسخ میدهد که در آن ساعت اجازه پرواز نمیدهد.
بر اساس مستنداتی که سازمان هواپیمایی کشوری جمعآوری کرده و همسر مرحوم مهرابزاده هم آنها را مطالعه کرده است، در نهایت موضوع به نزدیکترین پایگاه هلال احمر به اشترانکوه ارجاع میشود یعنی هلال احمر خرمآباد. بالگرد هلال احمر این پایگاه اما دچار مشکل فنی بوده است و به همین دلیل این ماموریت به هلال احمر کرمانشاه ارجاع میشود: براساس مقررات سازمان ایکائو «سازمان هوانوردی بینالمللی» در آن ساعت غروب نباید هیچگونه پروازی انجام میشده اما به دلیل اعلام شرایط نامساعد جسمی از سوی کوهنورد مذکور، انجام ماموریت پذیرفته میشود.
فهیمه ادامه میدهد: ساعت ۱۷ بالگردی که همسرم هدایت آن را برعهده داشته برای انجام ماموریت پرواز میکند. ابتدا در ازنا مینشیند، امدادگران را سوار میکند و بعد به سمت اشترانکوه پرواز میکند. براساس مستنداتی که مطالعه کردم، ۴۵ دقیقه بعد ارتباط بالگرد با هلال احمر قطع میشود.
در این مرحله است که نیروهای جستجو متوجه سقوط بالگرد هلال احمر میشوند: در این سقوط ۷ نفر شامل امدادگر و عوامل پرواز آسیب دیدند و خوشبختانه زنده ماندند، اما همسرم به همراه یکی از مهندسهای پرواز جان خود را از دست دادند. بعد هم مشخص شد که خانم کوهنورد خود را به جانپناه رسانده و سالم است. آنطور که در گزارش کار هواپیمایی کشوری آمده است، با توجه به شرایط مساعد فرد مذکور نیازی به پرواز در آن ساعت نبوده و امکان انجام عملیات برای صبح روز بعد وجود داشته است.
این زن داغدیده ادامه میدهد: از زمانی که خبر جان باختن همسرم منتشر شد کنار اسم او از عنوان «شهید» استفاده شد. ماهها دوندگی کردم تا بتوانیم تحت پوشش بنیاد شهید قرار بگیریم. اما بنیاد شهید زیربار نمیرفت. سازمانهای مختلف پرونده را پاسکاری کردند و نهادهای مربوطه پاسخی به این درخواست من ندادند. مگر فرق همسر من با سایر شهدا که برای خدمت به وطنشان کشته شدند، چیست؟
مشکل وقتی جدیتر میشود که کاپیتان مرحوم مهرابزاده را در قطعه ۱۹ بهشت زهرا، متعلق به خانواده شهدا، دفن میکنند: این قبر سه طبقه است. هزینه قبری که همسرم در آن آرمیده است را هلال احمر پرداخت کرد که مبلغ آن ۶۰ میلیون تومان بود، اما برای دو طبقه دیگر باید ۱۲۰ میلیون تومان بپردازم تا سند قبر برایمان صادر شود.در حالی که توان پرداخت این مبلغ را ندارم. موضوع را چند روز پیش با «کولیوند» رئیس هلال احمر هم در میان گذاشتم، اما فایدهای نداشت. بهشت زهرا گفته است اگر بنیاد شهید، شهادت همسرت را بپذیرد قبر کلا رایگان میشود و نیازی به پرداخت ۱۲۰ میلیون تومان نیست.
او میگوید: تنها حمایت هلال احمر از خانواده ما، پرداخت هزینههای مراسم تشییع و یک طبقه قبر و برگزاری مراسم در مسجد بود به علاوه اهدای یک جلد قرآن و یک عدد تمام سکه بهار آزادی. حالا بعد از ۷ ماه پاسخ همان است که بود، همسرم را به عنوان شهیدی که خانوادهاش تحت پوشش بنیاد شهید قرار گیرد، نمیپذیرند. حالا من ماندهام با حقوق بازنشستگی همسرم از ارتش که ۴۵ میلیون تومان است و نمیدانم با این مبلغ کم باید چه کنم.
به گفته فهیمه در حال حاضر هواپیمایی کشوری، هلال احمر را به دلیل صدور دستور پرواز در ساعت غیرمجاز محکوم کرده، موضوعی که اعتراض این نهاد را به دنبال داشته است: پرونده همچنان در جریان است و تا صدور رای قطعی دیه همسرم پرداخت نخواهد شد. برخی میگویند رسیدگی به پروندههای سقوط دستکم ۷ یا ۸ سال طول میکشد.
او اضافه میکند: همان روزی که حادثه رخ داد رئیس صلیب سرخ جهانی ضمن ارسال پیام تسلیت اعلام کرد که مبلغ مشخصی را هم برای آسیبدیدگان حادثه در نظر گرفته است. حالا هدیه است یا دیه نمیدانم، اما به هر حال هنوز مبلغی به ما پرداخت نشده است. هلال احمر میگوید کشور در شرایط جنگی است و به همین دلیل هنوز این مبلغ به حساب هلال احمر ننشسته است.
این خانواده داغدیده برایشان این سوال مطرح است که فرق پدرشان که در مسیر خدمترسانی به شهروندان جانش را از دست داده است با سایر شهدا چیست: یک هفته بعد از فوت همسرم، فرزندمان دانشگاه قبول شد، اما پدرش نتوانست در خوشحالی او سهیم باشد. تنها سهم ما امروز اشک و آه است و حقوقی که تا امروز ادا نشده است. نام شهید دادهاند، اما رسم حرمت شهید و خانوادهاش را به جا نمیآورند.
گزارش: شادی مکی
منبع : ایلنا
















































