
به گزارش خبرنگار ایلنا، «کودکان ایرانی را بکشید، فرزندانشان را بمباران کنید، نه زیرساختهایشان را. والدین سزاوار دیدن مرگ فرزندانشان هستند. دو سال طول کشید تا این کار را در غزه انجام دهیم. ما هنوز این کار را در لبنان انجام ندادهایم.»
فکر میکنید این جملات از زبان چه کسی بیرون آمده است؟ هیتلر؟ استالین؟ پل پوت؟ موسولینی؟ هیروهیتو و ژنرال توجو هیدکی؟ صدام حسین؟ اسلوبودان میلوشویچ؟ مناخیم بگین؟ اسحاق شامیر؟ باروخ گلدشتاین؟ ییگال امیر؟ یا بنیامین نتانیاهو؟
درواقع هیچکدام، این جملات به یک استاد دانشگاه تعلق دارد!

اوریت پرلوف، استاد دانشگاهی در سرزمینهای اشغالی است که خواست اصلی رژیم صهیونیستی را در پاکسازی قومی، نسلکشی و جنایت اعلام میکند. رژیمی که در عمق استراتژیک خود، راه شکست را نه در میدان نبرد که در ترور نسل آینده یک ملت میبیند. اظهارات این زن صهیونیست همچنین پرده از وحشت عمیق رژیم صهیونیستی از آینده ایران برمیدارد. او با صراحت تمام میگوید: «کودکان ایرانی را بکشید. فرزندانشان را بمباران کنید، نه زیرساختهایشان را. والدین سزاوار دیدن مرگ فرزندانشان هستند.»
تودهها محکوم به لیسیدنِ پاهای خدایانِ زمین هستند...
آنچه امروز در فلسطین، لبنان و منطقه به نام امنیت اسرائیل اجرا میشود چیزی جز وحشیانهترین شکلهای نژادبرتری و نسلکشی نیست. تفکر صهیونیستی در عمیقترین لایههای خود، ایدئولوژیای است که ریشه در نژادپرستی و برتریجویی دارد. این ایدئولوژی از همان آغاز بر پایه برتری ذاتی یهودیان نسبت به سایر اقوام بنا شد.
مناخیم بگین، نخستوزیر اسبق اسرائیل (۱۹۷۷-۱۹۸۳)، این باور را چنین بیان کرده است: «نژاد ما نژاد برتر است. ما خدایان این سیاره هستیم. تفاوت ما با نژادهای پستتر، به اندازه تفاوت آنها با حشرات است. در حقیقت، در مقایسه با نژاد ما، سایر نژادها حیوانات و چهارپایانند، در بهترین حالت گاو. نژادهای دیگر به منزله فضولات انسانی هستند. سرنوشت ما این است که بر نژادهای پستتر حکومت کنیم. قلمرو زمینی ما توسط رهبرمان با عصای آهنین اداره خواهد شد. تودهها پاهای ما را میلیسند و به عنوان برده به ما خدمت خواهند کرد.»
این سخنان که برخاسته از نظریات نژادپرستانه نازیها و بلکه از تفکرات آنها شومتر است، نشان میدهد که ایدئولوژی صهیونیستی در هستهی خود، نه فقط برتریجویی نژادی بلکه حذف دیگر ساکنان زمین را به عنوان یک اصل مسلم تثبیت کرده است.
بنیانگذاران این رژیم، اهداف جهانی خود را اینچنین بیان میکنند: «ما باید برای حمله به لبنان، ماوراءالنهر و سوریه آماده شویم… نقطه ضعف ائتلاف عربی لبنان است… یک دولت مسیحی باید تأسیس شود… وقتی ما توانایی ارتش عرب را درهم بشکنیم و آنان را بمباران کنیم، ماوراءالنهر را نیز حذف خواهیم کرد، و سپس سوریه سقوط خواهد کرد.» (دیوید بنگوریون، بنیانگذار اسرائیل)
یوآو گالانت، وزیر دفاع اسبق اسرائیل، ساکنان غزه را «حیوانات انسانی» میداند. نظرسنجی دانشگاه عبری اورشلیم در ژوئن ۲۰۲۵ هم نشان میدهد ۶۴ درصد از اسرائیلیها با این جمله موافقند که «هیچ بیگناهی در غزه وجود ندارد.»
یکی از وحشیانهترین جلوههای تفکر صهیونیستی، بهرهگیری از آموزه «عَمالیق» در تورات است. در کتاب سموئیل فرمان داده شده است: «حال برو و عمالیق را بکوب و هرچه را که متعلق به اوست به کلی نابود کن… مرد و زن، کودک و شیرخوار، گاو و گوسفند، شتر و الاغ را به قتل برسان.»
بنیامین نتانیاهو نیز همین آموزه را در اکتبر ۲۰۲۳ علیه فلسطینیان به کار برد: «امروز در برابر دشمن، با فرمان باستانی ـ به یادآور که عمالیق با تو چه کرد ـ در گوشمان، امروز نیروها را متحد میکنیم تا جاودانگی اسرائیل را تضمین کنیم.»
او به سربازان اسرائیلی گفت: «شما باید به یاد آورید که عمالیق با شما چه کرد، همانطور که کتاب مقدس مقدس ما میگوید و ما به یاد میآوریم.» و این سخنان که مستقیماً به نسلکشی فرمان میدهد، در دادگاه لاهه به عنوان مدرک تحریک مستقیم و علنی به نسلکشی مورد استناد قرار گرفت.
از اکتبر ۲۰۲۳ که اسرائیل جنگ تمامعیارش را علیه مردم غزه به راه انداخت، نتیجه کار جنایاتی بود که توسط افکار عمومی جهانی و نهادهای حقوقی بینالمللی، نسلکشی نامیده شد. نهادها آن زمان اعلام کردند ۸۱ درصد از کل سازههای نوار غزه بر اثر حملات اسرائیل تخریب شدهاند. و پس از آن رژیم؛ هدف بعدی خود را اعلام کرد: «ما قصد داریم آنچه را که در غزه انجام دادیم، تکرار کنیم.» (یک مقام ارشد اسرائیلی در گفتگو با نشریه آکسیوس)
کودکان ایران؛ هدف بعدی صهیونیستها
اما در ایران، پرلوف به خوبی میداند راز ماندگاری جبهه مقاومت، انتقال فرهنگ ایثار و مقاومت به نسلهای بعدی است. همان نسلی که امروز در مدارس ایران پرچم کشورش را نقاشی میکند، فردا در دانشگاههای ایران مهندس موشکهای دوربرد خواهد شد. همان کودکی که امروز در آغوش مادر شعار «مرگ بر آمریکا» زمزمه میکند، فردا فرمانده دفاع از حرمهای اهل بیت (علیهمالسلام) خواهد شد.
پرلوف میداند قاسم سلیمانی ترور شد اما هزاران سلیمانی از دل باورهای او برخاستند، محسن فخریزاده ترور شد اما صنعت هستهای ایران متوقف نشد، عباس نیلفروشان ترور شد اما محور مقاومت قویتر از قبل ادامه داد، حسین تهرانیمقدم ترور شد اما تولید موشکها متوقف نشد، محمدرضا زاهدی ترور شد اما سپاه قدس متوقف نشد... حال راهکار پرلوف برای شکست این زنجیرهی ناگسستنی چیست؟ ترور نسل آینده.... یعنی اگر نمیتوانید باور را بکشید، کودکان را بکشید تا باور منتقل نشود.
پرلوف با افتخار میگوید: «دو سال طول کشید تا این کار را در غزه انجام دهیم.» اما واقعیت میدانی چه میگوید؟ غزه امروز بسیار بیشتر از ۸۰ هزار شهید براساس آمار رسمی داده، اما حماس هنوز ایستاده است. نسل مقاومت غزه با وجود بمبارانهای بیامان هنوز توانایی ضربه زدن به عمق فلسطین اشغالی را دارد. نوار غزه با خاک یکسان شد اما اراده مقاومت شکسته نشد بلکه الهامبخش نسل جدیدی در سراسر منطقه شد. غزه امروز نماد شکست راهبردی رژیم صهیونیستی است. بمباران کودکان غزه نتوانست نسل آینده فلسطین را نابود کند؛ در عوض، نسلی پرخشمتر و مصممتر تربیت کرد.
پرلوف با ناامیدی اعتراف میکند: «ما هنوز این کار را در لبنان انجام ندادهایم.» اما لبنان تجربهای متفاوت با غزه خواهد بود. حزبالله با ساختار سازمانیافتهتر، توان نظامی بالا و پشتیبانی لجستیک از ایران، آزمونی بسیار سخت برای رژیم صهیونیستی است. جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ ثابت کرد که اسرائیل در مقابل حزبالله توان پیروزی میدانی ندارد. از همینرو بمباران زیرساختها و مناطق مسکونی لبنان نتوانست مقاومت را بشکند؛ چه رسد به اینکه بخواهد نسل آینده را نابود کند.
پرلوف میگوید: «والدین ایرانی سزاوار دیدن مرگ فرزندانشان هستند» او میداند کسی که پیشنهاد کشتن کودکان را میدهد درواقع از شکست دادن حریف در میدان نبرد بزرگسالان به ستوه آمده است. او غافل از این حقیقت که فرهنگ شهادت با بمباران نابود نمیشود، نمیداند یا میداند؛ کودکی که در سایه بمباران بزرگ میشود، نه ترسو که بسیار با انگیزهتر از نسل قبل خواهد بود. نسلی که ترس را نمیشناسد. هر کودک، یک فرمانده برای جبهه مقاومت است. فرماندهی که نسل دیگری را آموزش داده است.
از همین رو اوریت پرلوف با موهومات و اراجیفی از این دست، بیش از آنکه تهدیدی برای ایران باشد، درواقع اعتراف به ناتوانی رژیم صهیونیستی در برابر ملت ایران کرده است. ملتی که در هشت سال جنگ تحمیلی، ایران را قویتر از قبل بیرون آورد، پس از ۴۶ سال تحریم، خودکفا و بینیاز شد، با ترور دانشمندانش، صنعت دفاعیاش متوقف نماند، بمباران زیرساختها، اراده آنها را نشکست.
امروز، وقتی پرلوف میبیند نسلی از کودکان ایران در حال رشد هستند که از دل سختترین تحریمها و تهدیدها با ایمانی قویتر و عزمی راسختر بیرون آمده، تنها راه را در ترور نسل آینده میبینند. اما این پروژه هم مانند نقشههای پیشین محکوم به شکست است.
«اِنَّهُم یَکیدُونَ کَیدًا وَ اَکیدُ کَیدًا»، آنها نقشه میکشند، اما خداوند نقشهای بزرگتر دارد و پیروزی نهایی از آنِ کسانی است که صبر پیشه کنند و بر ایمان خود استوار بمانند. (طارق، ۱۵ و ۱۶)
منبع : ایلنا
















































