
سیدرضا منتظری، منتقد سینما در گفتوگو با خبرنگار ایلنا اظهار کرد: سینمای ایران در یکی از حساسترین و فرسایشیترین مقاطع تاریخی خود ایستاده است؛ وضعیتی که دیگر با توصیفهای کلیشهای از «چالش» و «دشواری» قابل توضیح نیست و بیشتر به یک وضعیت اضطرار ساختاری شباهت دارد. در چنین شرایطی، هر تصمیم فرهنگی و هر سیاست هزینهکرد باید با یک معیار روشن سنجیده شود: آیا به بقای تولید کمک میکند یا صرفاً بر حجم نمایشها و رویدادهای غیرضروری میافزاید.
این منتقد سینما با بیان اینکه بدنه تولید سینما تحت فشار مستقیم اقتصادی قرار دارد، تصریح کرد: کاهش سرمایهگذاری، افزایش هزینههای تولید، و نااطمینانی در بازگشت سرمایه باعث شده چرخه تولید فیلم در ایران به جای یک مسیر پایدار، به فرآیندی شکننده و پرریسک تبدیل شود. در چنین وضعیتی، اولویت طبیعی و بدیهی باید حمایت مستقیم از تولید باشد؛ نه گسترش ساختارهای موازی و رویدادهای پرهزینهای که سهمی در حل مسئله ندارند.
کارگردان مجموعه مستند «ستاره شد» خاطرنشان کرد: در نقطه مقابل این ضرورت، ما با شبکهای از جشنوارههای سینمایی مواجه هستیم که سال به سال گستردهتر شدهاند، بدون آنکه نسبت روشنی میان هزینه و دستاورد آنها تعریف شده باشد. تعدد جشنوارهها، بهویژه در سطح شهرستانها و رویدادهای موضوعی، در بسیاری موارد به یک چرخه اداری و نمایشی تبدیل شده که بخش قابل توجهی از منابع عمومی را مصرف میکند، بیآنکه خروجی آن در بهبود وضعیت تولید، ارتقای اقتصاد سینما یا تقویت جریان حرفهای قابل اندازهگیری باشد.
منتظری تأکید کرد: مسئله در اینجا صرفاً «وجود جشنواره» نیست، بلکه فقدان کارکرد مؤثر آنها در شرایط بحران است. در وضعیت عادی، جشنوارهها میتوانند نقش ویترینی، هویتی یا حتی فرهنگی ایفا کنند، اما در وضعیت اضطرار اقتصادی، هر ساختار غیرمولد به یک بار اضافی بر دوش سیستم تبدیل میشود. وقتی بخش بزرگی از سینماگران درگیر تأمین حداقلهای تولید هستند، استمرار هزینهکرد در رویدادهایی که خروجی آنها محدود و کوتاهمدت است، نوعی جابهجایی مسئله به جای حل آن تلقی میشود.
این روزنامه نگار با تأکید بر اینکه جشنوارههایی با هزینههای سنگین اجرایی، تشریفات گسترده، ساختارهای اداری موازی و خروجیهای عمدتاً نمادین، در شرایط فعلی بیش از آنکه به توسعه سینما کمک کنند، به فرسایش منابع آن دامن میزنند، ادامه داد: این وضعیت زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم بخش قابل توجهی از بدنه تولید، با کمبود سرمایه و توقف پروژهها مواجه است. در چنین توازنی، ادامه مسیر فعلی نه یک انتخاب فرهنگی، بلکه یک خطای راهبردی در تخصیص منابع است.
وی افزود: در همین چارچوب، برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان در شرایط فعلی، نمونهای روشن از عدم تناسب هزینه و اولویت است. این جشنواره که ماهیتی کاملاً غیرمرکزی و نیازمند بودجههای سنگین اجرایی، اسکان، لجستیک و برگزاری دارد، در وضعیتی که تولید فیلم کودک در کشور خود با رکود جدی مواجه است، بیش از آنکه به حل مسئله کمک کند، به مصرف منابع در قالبی تشریفاتی تبدیل میشود. طبیعی است در شرایط اضطرار اقتصادی، چنین رویدادهایی باید یا به شکل بنیادین بازطراحی شوند یا اساساً تا بازگشت ثبات به چرخه تولید متوقف گردند. همین منطق درباره دیگر جشنوارههای خارج از مرکز نیز صادق است؛ رویدادهایی که به دلیل پراکندگی جغرافیایی و هزینههای چندلایه اجرایی، فشار مضاعفی بر بودجه فرهنگی کشور وارد میکنند، بدون آنکه اثرگذاری متناسبی در بدنه حرفهای سینما داشته باشند.
منتظری تأکید کرد: ضرورت توقف یا دستکم تعلیق بخش قابل توجهی از جشنوارههای پرهزینه، در واقع به معنای نفی فرهنگ یا انکار رویدادهای سینمایی نیست، بلکه به معنای بازتعریف اولویتها در شرایط بحرانی است. هیچ نظام فرهنگی در وضعیت فشار اقتصادی، نمیتواند همزمان هم چرخه گسترده رویدادهای نمایشی را حفظ کند و هم انتظار پویایی در تولید داشته باشد. انتخاب ناگزیر، حرکت به سمت تمرکز بر تولید است.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران گفت: بازتخصیص بودجه در این میان، نه یک شعار، بلکه یک ضرورت عملیاتی است. منابعی که امروز صرف برگزاری دهها رویداد موازی میشود، میتواند به شکل مستقیم در قالب حمایت از پروژههای در حال تولید، صندوقهای پشتیبانی از سینماگران، و تقویت زیرساختهای تولیدی به کار گرفته شود. این تغییر رویکرد، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت با مقاومتهایی روبهرو شود، اما در بلندمدت تنها مسیر واقعی برای جلوگیری از فرسایش کامل بدنه سینما است.
وی افزود: سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای سخت است. ادامه سیاستهای فعلی، به معنای تداوم یک چرخه کمبازده و پرهزینه است که در نهایت نه به تقویت سینما، بلکه به تضعیف تدریجی آن منجر خواهد شد. در مقابل، بازنگری شجاعانه در ساختار جشنوارهها و انتقال منابع به سمت تولید، میتواند نقطه آغاز بازسازی واقعی این صنعت فرهنگی باشد.
منتظری در خاتمه این گفتگو تأکید کرد: در نهایت، مسئله روشن است: در وضعیت اضطرار، اولویت با بقاست، نه نمایش. و بقا در سینما، از مسیر تولید میگذرد، نه از مسیر تکثیر رویدادهایی که نسبتشان با واقعیت اقتصادی این حوزه روزبهروز کمرنگتر میشود.
منبع : ایلنا
















































