فرزاد خلیلی: تا قبل از معلولیتم علاقه ای به ورزش نداشتم/ الگوی من زهرا نعمتی است

فرزاد خلیلی: تا قبل از معلولیتم علاقه ای به ورزش نداشتم/ الگوی من زهرا نعمتی است
بازیکن تیم ملی والیبال نشسته در مورد شرایط خودش صحبت کرد. به گزارش ایلنا، برنامه صبحگاهی «صبح پارسی» گفتگویی با فرزاد خلیلی، بازیکن تیم ملی والیبال نشسته داشت و وی در ابتدای صحبت‌هایش گفت: سال 76 متولد شدم ولی سال 93 دوباره زنده شدم زیرا حادثه ای برایم رخ داد که از نظر علمی و طبیعی باید میمردم و درصد زنده ماندنم زیر 1 درصد بود اما دوباره به زندگی برگشتم. لاستیک ماشین ترکید و گارد ریل به داخل ماشین آمد و با من برخورد کرد و چون از ناحیه لگن قطع عضو شدم شریان شاهرگ ران پایم قطع شده بود، دنده ام شکسته بود، ریه و معده ام پاره شده بود و یک پای دیگرم هم شکسته بود. مامور آتشنشانی به مامور آمبولانس گفت که جلوی خونریزی مرا بگیرد اما مامور آمبولانس گفت شریان اصلی او قطع شده و دنده اش هم شکسته پس ریه اش هم پاره شده اگر کمی صبر کنیم تمام می کند و می توانیم او را از ماشین خارج کنیم من هم داشتم این حرف ها را می شنیدم ولی مامور آتشنشانی گوش نکرد و مرا از ماشین بیرون آورد. وی تصریح کرد: قبل از این اتفاق همیشه می گفتم مرگ که ترس ندارد اما وقتی در خانه ام را زد خیلی ترسیده بودم و به من گفته بودند نخواب و از ترس اینکه بخوابم و بمیرم با دست چشمانم را گرفته بودم که نخوابم. در بیمارستان وقتی دکتر می خواست مرا به اتاق عمل ببرد مادرم باید اجازه عمل می داد اما چون کسی او را آگاه نکرده بود می گفت اگر پای بچه ام را نمی توانید نگه دارید اجازه عمل نمی دهم و از این نظر از رسانه ها گلایه دارم چون باید در این زمینه افراد را آگاه کنند. بازیکن والیبال نشسته کشور با گلایه از محتواسازی های رسانه ای افزود: مشکلی که در جامعه وجود دارد این است که مثلا در سریال ها منفورترین آدم ها را روی ویلچر می نشانند درصورتی که قهرمان های زیادی در حوزه ورزش های معلولان داریم و اگر معلولان انسان های بدی بودند اینطور قهرمان نمی شدند. خلیلی عنوان کرد: از وقتی روی ویلچر نشسته ام دنیا را از پایین تر میبینم و می فهمم که همه نگاه ها به ما از بالا به پایین است.  وی ادامه داد: تا قبل از معلولیتم ورزش را دوست نداشتم و حتی از جلوی درب باشگاه ها هم رد نمی شدم اما سال بعد از تصادفم به کلاس تعمیرات موبایل رفتم تا کاری یاد بگیرم و کار یاد بگیرم که در آن کلاس استاد به من گفت دستان بلندی داری و به ورزش والیبال نشسته برو و فعالیت کردم. بازیکن والیبال نشسته کشور اظهار داشت: ده ماه قبل از تصادفم پدرم را از دست دادم و این درد بزرگتری به نسبت از دست دادن یک پا بود و بعد هم کتاب زندگی بی حد و مرز از نیک وی اچیچ را خواندم که به من بسیار کمک کرد. شش ماه کاملا دیوانه شده بودم چون شش ماه در بیمارستان بودم و نمیتوانستم بشینم دو ماه اول نمی توانستم غذا بخورم و دو هفته اول حتی آب هم برایم غدغن بود. بعد از آن شش ماه گفتم شش ماه هم درست زندگی کنم اگر اتفاق مثبتی نیوفتاد سبک زندگی ام را تغییر می دهم اما در همان شش ماه دیدم زندگی هنوز هم مولفه هایی دارد که می توان از آن ها لذت برد. خلیلی گفت: آنقدر دوستان تیم قوی هستند که هرچه در والیبال پیشتر می روم سخت تر می شود. وی تصریح کرد: رشته های صنعتی به دلیل اینکه سودآوری چندانی ندارد زیاد به سمت تیم های والیبال نشسته نمی آیند. این به دلیل این است که صنایع در این زمینه موظف نیستند. اکثرا هیئت های استان ها تیم می دهند به خاطر خصوصی سازی سوپرلیگی که داریم با تیم های کمی برگزار می شود اما دسته یک کشوری با تیم های زیادی برگزار می شود.  بازیکن والیبال نشسته کشور افزود: اکثرا برای تهران بازی کرده ام و دو سال سابقه بازی برای تیم ملی دو را دارم اما هنوز نتوانسته ام به تیم ملی یک راه پیدا کنم. هدف اول و آخر این است که پس از سی و دو سال که پرچم والیبال نشسته ایران در دنیا بالا بوده است همچنان بالا بماند یا با اسم من و یا با اسم هر کس دیگری. خلیلی درباره الگوهای زندگی اش بیان کرد: از داخل ایران زهرا نعمتی الگوی من است و الگوی جهانی من وی اچیچ است و الگوی والیبالی من آقای علیپوریان کاپیتان والیبال نشسته کشور است. وی خاطرنشان کرد: تا هر موقع که بدن ما بکشد می توانیم والیبال نشسته را ادامه بدهیم و انتها ندارد. بسیار علاقه دارم که این رشته را ادامه بدهم. فرق آدم ها آنجایی مشخص می شود که هدف دارند و اگر کسی هدف ندارد باید سعی کند فقط کارش را هرچه زودتر تمام کند. اگر یک روز سرم را بدون هدف روی بالش بگذارم دوست دارم فردای آن روز زندگی را تمام کنم چون زندگی ام بی فایده است و دارم جای کس دیگری را می گیرم. اگر هدف داریم باید برای آن بجنگیم تا قهرمان زندگی خودمان باشیم. انتهای پیام/