
محسن غرویان، استادحوزه و دانشگاه: بسیاری از تحلیلهایی که با عنوان سنن الهی، علائم ظهور یا تفسیرهای ماورایی از حوادث ارائه میشود، بر برداشتهای شخصی استوار است و نمیتوان آنها را معیار قضاوت درباره دیگران قرار داد. ازاینرو، هیچ فرد یا جریانی حق ندارد دیدگاه سیاسی یا اجتماعی خود را عین سنت الهی معرفی کند و دیدگاههای دیگر را مخالف آن بداند. سنن الهی مفهومی فراگیر است و همه ابعاد زندگی انسان را دربرمیگیرد.
همانگونه که مقاومت، ایستادگی و تلاش میتواند در چارچوب سنن الهی معنا پیدا کند، گفتوگو و مذاکره نیز میتواند بخشی از همین سنتها باشد. بنابراین، این تصور که صرفِ مذاکره نشانه بیاعتقادی به سنن الهی است، ادعایی بدون دلیل محسوب میشود. سیره دینی نیز این واقعیت را تأیید میکند. پیمانها و گفتوگوهایی که پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار حتی با مخالفان و دشمنان داشتند نشان میدهند که مذاکره و گفتوگو، حتی در حساسترین شرایط، امری مشروع و عقلایی بوده است.
اگر مذاکره ذاتاً در تعارض با توکل به خدا و باور به سنن الهی بود، چنین رفتاری در سیره پیشوایان دینی
مشاهده نمیشد. قرآن کریم نیز انسانها را به شنیدن دیدگاههای مختلف و انتخاب بهترین نظر دعوت میکند: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ». همچنین در آیه «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ» بر گفتوگوی نیکو و استدلال تأکید شده است.
این آموزهها نشان میدهد که گفتوگو و مذاکره نه تنها امری پذیرفته شده، بلکه بخشی از روش دینی برای مواجهه
با مسائل است. افزون بر این، مذاکره یک شیوه عقلایی است که همه جوامع برای جلوگیری از درگیری و جنگ یا پایان دادن به آن بهره میگیرند.
تلاش برای جلوگیری از خونریزی، ویرانی و خسارتهای انسانی از طریق گفتوگو، نه نشانه ضعف است و نه نشانه بیاعتقادی به سنن الهی. برعکس، میتواند مصداق بهرهگیری از همان اسباب و سنتهایی باشد که خداوند در نظام عالم قرار داده است.
بنابراین، نسبت دادن بیاعتقادی به سنن الهی به کسانی که از مذاکره دفاع میکنند، سخنی نادرست و فاقد پشتوانه دینی است. باور به سنن الهی و حمایت از مذاکره نه تنها متعارض نیستند، بلکه در بسیاری موارد میتوانند در کنار یکدیگر و در چارچوب عقلانیت دینی معنا پیدا کنند.

















































