
الهام یوسفی- گروه سیاسی: بهگونهای که تجربه ماههای اخیر نشان داده است هرگاه مردم، مسئولان و نهادهای مختلف کشور در کنار یکدیگر و با هدفی مشترک حرکت کردهاند، امکان عبور از پیچیدهترین چالشها و تهدیدها نیز فراهم شده است.با وجود تأکید مسئولان ارشد نظام بر ضرورت بهره بردن از ابزار مذاکره یا جنگ به اقتضای شرایط و منافع ملی، اما برخی همچنان با دوگانهسازی درباره دپیلماسی و میدان در راهبرد اتخاذ شده کشور تشکیک میکنند. مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری روز دوشنبه یک بار دیگر یادآوری کرد که «دیپلماسی و میدان دوبال قدرت ملی اند» و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکرهکننده هم بر ضرورت هر دو و هماهنگی میان آنها تأکید کرد. درباره تبعات این دوگانهسازیهای نادرست با محمد باقر کامل نواب، دبیرکل «جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی» گفتوگو کردهایم.
آقای قالیباف روز دوشنبه در یک پیام صوتی خطاب به مردم یکبار دیگر تأکید کردند که دیپلماسی و میدان هماهنگ با هم و هر دو در کنار هم ضروری هستند. این در حالی است که در روزهای گذشته برخی افراد و جریانهای سیاسی، دولت و تیم مذاکرهکننده را هدف انتقاد قرار داده و مدعیاند که منافع ملی در مذاکرات نادیده گرفته میشود و نتیجه این روند چیزی جز خسارت و بنبست برای کشور نخواهد بود. برخی حتی پا را فراتر گذاشته و مدعیاند که اساساً نیازی به مذاکره نیست و حتی با مبانی دینی و سنتهای الهی نیز سازگار نیست. ارزیابی شما از این نوع اظهارنظرها چیست؟
ترجیح میدهم به جای ورود به بحث انگیزهخوانی افراد، از زاویهای تبیینی به موضوع نگاه کنم. ممکن است افراد و جریانهای مختلف با انگیزههای متفاوتی این مباحث را مطرح کنند، اما آنچه اهمیت دارد، رعایت اصول و خطوط قرمز نظام است. اگر کسی واقعاً دغدغه حفظ خطوط قرمز را دارد، باید این حساسیت را ابتدا از موضع و رفتار خود آغاز کند. رهبر انقلاب اسلامی بارها تأکید کردهاند که حتی اختلافنظرهای موجه نیز نباید به اختلافافکنی و دوقطبیسازی در جامعه منجر شود.
بنابراین هر اقدامی که به ایجاد بدبینی، ناامیدی و تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود، در تعارض با این رویکرد قرار دارد. رهبر انقلاب در پیامهای اخیر خود نیز بر ضرورت حفظ امید و پرهیز از بدبینسازی جامعه تأکید کردهاند. از این منظر، فارغ از اینکه چه کسانی و با چه انگیزهای به طرح مباحث اختلافبرانگیز میپردازند، باید توجه داشت که وحدت و انسجام ملی از مهمترین خطوط قرمز کشور است.
نکته دیگر اینکه نباید عرصههای مختلف مقابله با دشمن را از یکدیگر جدا تصور کرد. امروز میدان نظامی، میدان دیپلماسی و حضور مردم در صحنه، سه جلوه متفاوت از یک واقعیت هستند و آن، دفاع از منافع ملی و مقابله با دشمن است. در جمهوری اسلامی ایران مذاکره یک هدف نیست، بلکه یک ابزار است. اگر امروز دیپلماسی در حال پیگیری است، در راستای تثبیت و تکمیل دستاوردهایی است که کشور در سایر عرصهها به دست آورده است. به همین دلیل لازم است این واقعیت برای افکار عمومی بهدرستی تبیین شود تا نگرانیها و سوءبرداشتها کاهش یابد.
برخی ادعا کردهاند تیم مذاکرهکننده در برخی موارد از چارچوبهای ترسیمشده توسط رهبر انقلاب اسلامی فاصله گرفتهاند. حال آنکه مواضع وزیر امور خارجه و دکتر قالیباف رئیس تیم مذاکرهکننده خلاف چنین ادعاهایی است. به نظر شما چرا چنین روایتسازیهایی خلاف منافع ملی انجام میشود؟
هر فرد یا جریانی که چنین ادعایی را مطرح میکند، باید مستندات خود را ارائه دهد. صرف طرح یک ادعا کافی نیست. اگر گفته میشود از خطوط قرمز عبور شده، باید مشخص شود این خطوط دقیقاً چه بوده و در کدام بخش از آنها تخطی صورت گرفته است. واقعیت این است که تاکنون هیچ توافق نهایی منتشر نشده که بتوان بر اساس آن چنین قضاوتی داشت. بنابراین طرح این ادعاها در شرایطی که هنوز توافقی شکل نگرفته یا منتشر نشده، محل تأمل است. به نظر میرسد بخشی از این انتقادات ناشی از نگرانیهای طبیعی و دغدغهمندی برخی افراد باشد، اما بخشی دیگر نیز ممکن است ناشی از تحلیلهای غیرمستند یا حتی اهداف سیاسی خاص باشد.
آنچه مردم باید بدانند این است که دیپلماسی امروز کشور در امتداد همان راهبرد اقتداری قرار دارد که در سایر حوزهها دنبال شده است. اتفاقاً میان میدان و دیپلماسی نوعی هماهنگی و همافزایی وجود دارد و این دو در تعارض با یکدیگر نیستند. در موضوع مذاکرات اخیر نیز جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده که ورود به هرگونه مذاکره در چارچوب خطوط تعیینشده و با رعایت کامل منافع ملی صورت میگیرد. از این رو، بسیاری از ادعاهای مطرحشده درباره عدول از اصول و خطوط قرمز، فاقد مبنای روشن و قابل استناد است.
به نظر شما استمرار این هجمهها چه تأثیری بر وحدت و انسجام ملی، بهویژه در شرایط حساس کشور، خواهد داشت؟
اگر بخواهیم مهمترین اولویت امروز کشور را نام ببریم، بدون تردید حفظ وحدت و انسجام ملی در صدر آن قرار دارد. این موضوع همواره مورد تأکید رهبران جمهوری اسلامی بوده است. امام خمینی(ره) بر «وحدت کلمه» تأکید داشتند. رهبر شهید انقلاب از «اتحاد مقدس» سخن گفتند و آیتالله سید مجتبی خامنهای نیز بارها اتحاد ملی را شرط عبور موفق کشور از چالشها دانستهاند. بنابراین بدون تردید، اگر بخواهیم مهمترین خط قرمز را برای شهروندان و مسئولان کشور تصور کنیم، آن خط قرمز، رعایت وحدت، انسجام و اتحاد ملی است.
این به معنای نادیده گرفتن اختلافنظرها و تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مردم نیست. این تفاوتها وجود دارند و محترم هستند؛ اما علیرغم این تفاوتها، در مواجهه با دشمن، مطالبه رهبران جمهوری اسلامی چه امام راحل، چه رهبر شهید و چه رهبر انقلاب اسلامی همواره حفظ وحدت بوده است. لذا من تفاوتی نمیبینم که جریانی در بدنه اصلاحطلب یا بخشی از بدنه اصولگرا، به نام انقلابیگری یا دفاع از منافع ملی، بخواهد از این خط قرمز عبور کند. هر کسی که چنین کند، در واقع از این خط قرمز حیاتی عدول کرده و در مسیر ایجاد تفرقه و شکاف میان مردم حرکت میکند. امروز مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند از مسئولان، مقامات، نمایندگان مجلس، متولیان امور، احزاب و جریانهای سیاسی صدایی واحد بشنوند. اگر نماینده مجلس، وزیر یا هر مقام دیگری برخلاف این مسیر حرکت کرده و بر طبل تفرقه و بدبینی نسبت به مسئولان و متولیان امور بکوبد، باید از او سؤال شود که بر چه مبنایی چنین رفتاری را در پیش گرفته است.
هم در نهادهای نظارتی و هم از سوی مردم، رسانهها و افکار عمومی باید این پرسش مطرح شود که یک مقام یا مسئول بر چه اساسی در حال ایجاد اختلاف و تفرقه است و چرا انسجام ملی را هدف قرار میدهد. جمهوری اسلامی امروز در نقطهای قرار دارد که اگر اراده کند بجنگد و اگر اراده کند از موضع اقتدار دیپلماسی را پیش ببرد، هر دو را به عنوان ابزارهایی برای تأمین منافع ملی در اختیار دارد. جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار گرفته که میتواند متناسب با شرایط، هر یک از این ابزارها را به کار گیرد. ما باید این فرصت را فراهم کنیم تا با تدبیر و رعایت همه جوانب، کشور بتواند از میان گزینههای موجود، مسیر درست را انتخاب کند.
امروز نه فقط جنگ پیش روی ماست و نه فقط مذاکره؛ بلکه جمهوری اسلامی امکان انتخاب میان ابزارهای مختلف دستیابی به اهداف و منافع ملی را دارد. ما باید با همان اقتدار و انسجامی که پشت فرزندان نظامی خود میایستیم، پشت فرزندان ایران در عرصه دیپلماسی اقتدار نیز بایستیم. هر صدایی که برخلاف این مسیر باشد، اگرچه ممکن است اختلافات سیاسی را بتوان درک کرد و به رسمیت شناخت، اما در مواجهه با دشمن نباید قابل قبول باشد و طبیعتاً باید مورد اعتراض قرار گیرد.

















































