
سینا حسینی/ پیاتزا بهخوبی میداند که نسل طلایی والیبال ایران، که سالها بار اصلی موفقیتها را بر دوش کشیده، به نقطهای رسیده که دیگر نمیتواند پاسخگوی نیازهای والیبال مدرن باشد. فرسودگی جسمی، کاهش انگیزه و از همه مهمتر، تغییرات سریع در سبک بازی جهانی، عواملی هستند که هر تیمی را ناگزیر به بازسازی میکنند. در چنین شرایطی، جوانگرایی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
آنچه پروژه پیاتزا را متمایز میکند، صرفاً استفاده از بازیکنان جوان نیست، بلکه نوع نگاه او به این تغییر نسل است. او به دنبال ساختن یک تیم برای امروز نیست؛ بلکه در حال طراحی یک چرخه کامل تا المپیک 2028 لسآنجلس است. این یعنی بازیکنانی که امروز فرصت بازی پیدا میکنند، باید در چهار سال آینده به اوج پختگی فنی و ذهنی برسند. چنین رویکردی، نیازمند صبر، برنامهریزی دقیق و مهمتر از همه، حمایت ساختاری از سوی فدراسیون و بدنه والیبال است.
بزرگترین چالش این مسیر، شکاف تجربه است. تیمهای جوان معمولاً در لحظات حساس دچار افت تمرکز میشوند؛ جایی که یک امتیاز میتواند سرنوشت یک ست یا حتی یک مسابقه را تغییر دهد. اگر پیاتزا نتواند این ضعف را مدیریت کند، نتایج کوتاهمدت ممکن است بهگونهای رقم بخورد که فشار افکار عمومی، کل پروژه را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، حفظ تعادل میان جوانگرایی و تجربه، یکی از کلیدهای موفقیت این طرح خواهد بود. جوانگرایی بدون تغییر در سبک بازی، در عمل به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. والیبال امروز جهان، بر پایه سرعت، قدرت سرویس و انعطاف تاکتیکی بنا شده است. نسلی که پیاتزا انتخاب کرده، باید بتواند این ویژگیها را در زمین پیاده کند. این همان نقطهای است که پروژه او را به دوران خولیو ولاسکو نزدیک میکند؛ دورهای که در آن، تحول نه فقط در ترکیب تیم، بلکه در تفکر و فلسفه بازی رخ داد.
اهداف پیاتزا نیز نشان میدهد که او به چیزی فراتر از موفقیتهای مقطعی فکر میکند. حضور قدرتمند در قهرمانی آسیا، عملکرد قابل قبول در بازیهای آسیایی ناگویا و در نهایت، ساختن تیمی رقابتی برای المپیک ۲۰۲۸، نقشه راهی است که این سرمربی ایتالیایی ترسیم کرده است. در این مسیر، لیگ ملتها بیشتر بهعنوان یک آزمایشگاه بزرگ عمل خواهد کرد؛ جایی برای آزمون، خطا و شناخت دقیق ظرفیتهای بازیکنان.
باید گفت که پروژه جوانگرایی پیاتزا، یک ریسک حسابشده است. اگر این مسیر با مدیریت صحیح، صبر و حمایت همراه شود، میتواند به یک جهش تاریخی برای والیبال ایران منجر شود؛ جهشی که یادآور دوران طلایی ولاسکو باشد، اما با مختصات و الزامات والیبال مدرن. در غیراین صورت، خطر آن وجود دارد که این تغییر بزرگ، به یک دورهگذار طولانی و پرهزینه تبدیل شود.
والیبال ایران امروز در یک نقطه عطف قرار دارد؛ جایی میان حفظ گذشته و ساختن آینده. انتخاب پیاتزا نشان میدهد که او مسیر دوم را برگزیده است؛ مسیری دشوار، اما با افقی روشن.
علیرضا طلوعکیان ؛ مربی اسبق تیم ملی والیبال
از زمانی که فدراسیون جهانی والیبال، رنکینگ تیمها را بهعنوان یکی از شروط اصلی صعود به بازیهای المپیک تعیین کرده، رویکرد تیمها در چینش ترکیب دچار تغییر شده است. برخلاف سالهای گذشته که فهرست نهایی بازیکنان در مراحل پایانی مشخص میشد، اکنون دو سالی است که تیمها در همان هفتههای ابتدایی، ترکیب خود را تا حد زیادی تثبیت میکنند. بر این اساس، تا زمانی که اسامی نهایی اعلام نشود، ارائه یک ارزیابی جامع و دقیق از وضعیت تیمها چندان ممکن نخواهد بود.
در مسابقاتی که طی هفتههای اخیر از تیمهایی چون صربستان، بلغارستان و حتی لهستان دیدهایم، نشانههای روشنی از جوانگرایی به چشم میخورد؛ با وجود این، همچنان این ابهام وجود دارد که در نهایت چه نامهایی در فهرست نهایی ثبت خواهد شد. درباره تیم ملی کشورمان نیز با توجه به شناختی که روبرتو پیاتزا از بازیکنان به دست آورده و همچنین دعوت از ۴۲بازیکن به اردو-که برخی هرگز به اردو ملحق نشدند و برخی دیگر نیز بهسرعت از فهرست کنار گذاشته شدند- به نظر میرسد سرمربی از پیش تصمیمات خود را اتخاذ کرده و چارچوب ذهنی مشخصی برای ترکیب نهایی دارد.
گرچه گفته میشود تیم ملی به سمت جوانگرایی حرکت کرده، اما کنار گذاشته شدن بازیکنانی چون اسماعیل مسافر، امین اسماعیلنژاد و عبدالحمیدی که هنوز در زمره بازیکنان پا به سن گذاشته محسوب نمیشوند، این گزاره را تا حدی با چالش مواجه میکند. از سوی دیگر، جوانانی که در اختیار داریم، اغلب بازیکنانی با تجربه قابل توجه هستند. با در نظر گرفتن این شرایط، شخصاً برای تیم ملی دستکم هشت پیروزی -و حتی بیشتر- متصورم؛ پیروزیهایی که در فصلی حساس میتواند تیم را تا هفتم مرداد و مرحله فینال، در جمع هفت تیم برتر نگه دارد.
بیتردید تیم ملی از نقاط قوت قابلتوجهی برخوردار است؛ بویژه در اجرای سرویسهای قدرتی و پرشی که بازیکنان به مهارت بالایی در آن دست یافتهاند. نقطهای که میتواند محل نگرانی باشد، کیفیت دریافتهاست. ترکیب فعلی نشان میدهد بازیکنان یا صرفاً دریافتکنندههای خوبی هستند، یا در دریافت توأم با حمله تخصص دارند، اما توازن ایدهآل کمتر دیده میشود. کنار گذاشتن بازیکنانی چون اسماعیل مسافر و احسان دانشدوست و همچنین تغییر در پست آرمان صالحی، مؤید آن است که پیاتزا تمرکز ویژهای بر فاز تهاجمی دارد. این در حالی است که در سطح بالای رقابتها، تحمل فشار سرویسهایی با سرعتی در حدود ۱۱۰ کیلومتر بر ساعت، نیازمند ثبات و مهارت بالای دریافت است؛ موضوعی که نمونه آن را در عملکرد تیم فولاد سیرجان در جام باشگاههای آسیا دیدیم؛ جایی که مقابل سرویسها و دریافتهای قدرتمند اندونزی دچار مشکل شدند و در نهایت به نایبقهرمانی رضایت دادند.
در شرایط فعلی باید به تصمیمات کادر فنی احترام گذاشت و از ترکیب انتخابی حمایت کرد. هرچند در دوره گذشته رتبه تیم از پانزدهم به نهم ارتقا یافت، اما این تغییر لزوماً به معنای پیشرفت بنیادین نبود. اکنون فرصت آن فراهم است که با تکیه بر مهمترین سرمایه تیم -یعنی جوانی- و با کار هدفمند کادر فنی بر ابعاد روحی و ذهنی بازیکنان، شرایطی ایجاد شود تا آنها بتوانند فشار مسابقات فشرده، بویژه برگزاری دو دیدار در یک روز را تاب بیاورند. علاوه بر این، با توجه به تغییرات اخیر در قوانین از سوی فدراسیون جهانی که به افزایش سرعت بازی منتهی شده، هماهنگی هرچه بیشتر تیم با این ریتم جدید، ضرورتی انکارناپذیر است.
در پایان، برای تیم ملی آرزوی موفقیت دارم. در ورزشی که همواره در آن سرآمد بودهایم، حفظ و مدیریت صحیح سرمایههای انسانی، مهمترین تضمین برای تداوم موفقیت خواهد بود.
عبدالرضا علیزاده ؛ مربی سابق تیم ملی والیبال
سال گذشته، روبرتو پیاتزا شناخت عمیقی از والیبال ایران نداشت و همین موضوع باعث شد تیم ملی در لیگ ملتها با تأخیر به ریتم مطلوب برسد؛ بهطوریکه از مسابقه سوم یا چهارم بود که نشانههای هماهنگی و ارائه بازیهای قابل قبول در تیم دیده شد.
اما امسال شرایط متفاوت است. سرمربی تیم ملی و کادر فنی او، از جمله توتولو، به درک دقیقتری از ساختار والیبال ایران رسیدهاند. بررسی کامل مسابقات لیگ داخلی و شناخت نزدیکتر بازیکنان، این امید را ایجاد کرده که عملکرد تیم نسبت به سال ۲۰۲۵ بهبود محسوسی داشته باشد.
پیاتزا نهتنها از نظر فنی تسلط بیشتری بر بازیکنان پیدا کرده، بلکه از منظر روحی و اخلاقی نیز ارتباط مؤثری با آنها برقرار کرده است. به نظر میرسد او برنامهها و اهداف مشخصی در ذهن دارد؛ چهبسا در هفته اول برخی بازیکنان را کنار بگذارد، اما در ادامه رقابتها دوباره از آنها بهره ببرد. آنچه اهمیت دارد، اعتماد به این مربی و فراهمکردن فرصت برای بهکارگیری تجربه یکسالهاش در کنار تیم ملی است؛ مسیری که هدف نهایی آن، صعود به بازیهای المپیک لسآنجلس خواهد بود. در هر رویداد، فراتر از نتیجهگرایی، کیفیت و زیبایی بازی اهمیت ویژهای دارد. با این حال، به نظر میرسد تیم ملی ایران امسال نسبت به سال گذشته عملکرد بهتری ارائه دهد. هرچند همواره یکی از ویژگیهای تیم ملی، شروع کند در مسابقات بوده، اما امید میرود این بار این روند تغییر کند و تیم بتواند در همان هفته اول، از چهار مسابقه دستکم دو پیروزی کسب کند تا مسیر خود را هموار سازد.
البته نباید از شرایط متفاوت امسال غافل شد. در دوره قبل، تیم ملی از اوایل فروردین وارد اردو شد و با برگزاری بازیهای تدارکاتی باکیفیت در اروپا و آمریکای جنوبی، آمادگی مطلوبی کسب کرد. اما امسال، بهدلیل لغو لیگ برتر و برخی چالشهای داخلی، بازیکنان با آمادگی کمتری به اردو پیوستهاند و از آن برنامههای تدارکاتی خبری نیست. با وجود این به نظر میرسد مردم شرایط تیم را درک کنند و انتظارات خود را واقعبینانه تنظیم نمایند. انگیزه و انرژی جوانی در ترکیب تیم ملی نقطه امید بزرگی است. پیاتزا نشان داده که به خوبی میداند چگونه از ظرفیتهای موجود بهره ببرد. امید میرود تیم با کسب نتایج مناسب، به مرحله نهایی صعود کند و حتی برای قرار گرفتن روی سکو رقابت کند؛ هرچند این مسیر، دشوار و پیچیده خواهد بود. از سوی دیگر، نتایج تیم مقابل قدرتهای برتر والیبال جهان اهمیت زیادی دارد. تیم ملی ایران امسال سه بار با ژاپن روبهرو خواهد شد؛ تیمی که همواره با بازی هوشمندانه خود چالشساز بوده است.





















![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)



























