
کلیولند در کتاب خود نوشت: نخستین مجلس در اکتبر ۱۹۰۶ تشکیل شد و دو قانون مهم را تصویب کرد که بهطور بنیادین ساختار قدرت سیاسی در ایران را تغییر داد. ماده اول، قانون اساسی بنیادین، اختیارات شاه را کاهش داد و اختیار نهایی در زمینه وامها، امتیازات، معاهدات و بودجهها را به مجلس منتخب سپرد. مظفرالدین شاه چند روز قبل از مرگش این قانون اساسی را امضا کرد. ماده دوم، قوانین مکمل اساسی، حقوق شهروندان ایرانی را تعریف کرد و به مجلس اختیارات بیشتری، از جمله انتخاب و برکناری وزرا، اعطا نمود. با این حال، انقلاب مشروطه ایران یک جنبش سکولار صرف نبود. پیروزی علمای دین با قوانینی تضمین شد که تشیع ۱۲ امامی را بهعنوان دین رسمی کشور اعلام و کمیته عالی مجتهدان را برای بررسی تمامی قوانین جدید و تطبیق آنها با شریعت تشکیل میداد. زمانی که شاه جدید، محمدعلی شاه در اواخر ۱۹۰۷ با اکراه قوانین مکمل اساسی را تصویب کرد، به نظر میرسید که سنت طولانی سلطنت استبدادی در ایران به پایان رسیده است.
با این حال، محمدعلی شاه مصمم بود سلطنت قاجار را بازگرداند. وضعیت اقتصادی رو به افول، همراه با تورم و افزایش قیمتهای مواد غذایی اساسی، نارضایتی طبقات پایین را از دولت مشروطه افزایش داد و حمایت عمومی از بازگشت سلطنت را تقویت کرد. در این مقطع حساس، نیروهای خارجی نقش مهمی در تعیین سرنوشت مشروطه شکننده ایران ایفا کردند. در اوت ۱۹۰۷، بریتانیا و روسیه معاهدهای امضا کردند که بر اساس آن ایران به حوزههای نفوذ تقسیم شد: بریتانیا بر جنوب شرقی، روسیه بر شمال و یک منطقه بیطرف در مرکز قرار گرفت. سلطنتطلبان توانستند نشان دهند که دولت مشروطه حتی کمتر از شاهان قادر به حفظ حاکمیت کشور است.
با افزایش نارضایتی عمومی، موقعیت سلطنتطلبان تقویت شد. در ژوئن ۱۹۰۸، محمدعلی شاه ضد انقلاب خود را آغاز کرد. او تیپ قزاقان را به مجلس فرستاد تا آن را تعطیل کنند، مشروطهخواهان برجسته را دستگیر و اعدام کرد و حاکمیت سلطنتی را در تهران برقرار ساخت. ایران وارد دورهای از جنگ داخلی و هرج و مرج اقتصادی شد. ۱۱ ماه جنگ به روشنی نشان داد که نیروهای مسلح دولت ناکافی هستند. شاه توانست تهران را حفظ کند، اما دیگر مناطق کشور که به مشروطهخواهان وفادار بودند، از پذیرش اقتدار او امتناع کردند.
در تابستان ۱۹۰۹، یک نیروی مسلح از استان آذربایجان از شمال به سوی تهران پیشروی کرد و در همین حال، اتحادیهای از قبیلههای بختیاری از جنوب حرکت کرد. این دو نیرو در ماه ژوئیه وارد پایتخت شدند و مشروطه دوباره برقرار گردید. محمدعلی شاه از سلطنت برکنار شد و پسر جوانش به جای او تاج و تخت را به دست گرفت، تحت نظارت یک سرپرست. مجلس دوم در اوت ۱۹۰۹ تشکیل شد. مشروطه با موفقیت تثبیت شد، اما هنوز روشن نبود که آیا حکومتی که نماینده منافع متنوع است، قادر به اداره مؤثر کشور خواهد بود یا نه.

















































