نظم بینالمللی پس از جنگ سرد بر این فرض استوار بود که جهان از منطق سنتی «حوزههای نفوذ» عبور کرده است. گسترش جهانیسازی، توسعه نهادهای چندجانبه، افزایش وابستگی متقابل اقتصادی و تأکید بر حقوق بینالملل، این تصور را ایجاد کرده بود که قدرتهای بزرگ دیگر نمیتوانند مانند قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم مناطق پیرامونی را بهعنوان حیاط خلوت خود تعریف کنند.