«اینکه چرا «قانون» در ایران همچنان به جای راهحل، خود به یک مسئلهٔ مزمن تبدیل شده است، ریشه در یک خلأ بنیادین دارد: عدم تعریف صحیح فلسفهٔ قانون، یعنی تبیین ماهیت و نسبت قانون با جامعه. این مسئله، میراثی از گسستهای فکری است که از دورهٔ مشروطه آغاز شده و باعث شده است جامعهٔ ما نه کاملاً به گذشته پیوند بخورد و نه خود را از آن جدا سازد.