
اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی : محاسبه آمریکا و متحدانش این بود که با ترور ناجوانمردانه فرماندهان و حتی رهبر معظم انقلاب میتوانند نظام جمهوری اسلامی را از پای درآورند، غافل از اینکه این جنایت، نهتنها مقاومت ملی ایرانیان را نشکست، بلکه آنها را در تشکیل دادن به یک مقاومت ملی و اتحاد و انسجام درونی مصممتر ساخت. از نیروهای مسلح و رهبری گرفته تا دولت، مجلس، قوه قضائیه و تودههای مردمی، همگی با وحدت کلمه در یک راستا صفآرایی کردند. این همدلی، تمام تحلیلهای استکبار و صهیونیسم بینالملل را برهم ریخت.
دشمن خیال میکرد ظرف چهار روز کار را یکسره میکند، اما سالها برنامهریزی نیروهای مسلح ایران برای دفاع از تنگه هرمز و مقابله با تهدیدات در خلیج فارس، آمریکا را با واقعیتی تازه روبهرو ساخت؛ اینکه ایران امروز، ایران ضعیف دهههای گذشته نیست. ارتش و سپاه، قویترین تجهیزات و آمادگی را دارند و در عمل ثابت شد آمریکاییها در میدان نبرد کاملاً بازندهاند. این بود که خواستار آتشبس و بازگشتن به میز مذاکره شدند.
ناگفته پیداست که پایان هر درگیری و جنگی دیر یا زود مذاکره است، اما تفاوت بزرگ این دوره از مذاکره با گذشته در این است که ایران بهعنوان «پیروز میدان» و «طلبکار» پشت میز نشسته، نه طرف ضعیفی که تحمیل شرایط را بپذیرد. تیم دیپلماسی ما توانست شروط قاطع ایران را تنظیم و ارائه کند؛ پایان دادن به جنگ و توقف درگیری در همه جبههها، پرداخت خسارات، مدیریت و برنامهریزی ایران بر تنگه هرمز و در نهایت خروج کامل پایگاههای آمریکا از منطقه غرب آسیا.
نتیجه آنکه، رمز این پیروزی استراتژیک، تلفیق هوشمندانه قدرت نظامی و چانهزنی دیپلماتیک بود. مقاومت مردم و یکپارچگی ملی، بازدارندگی ایران را چنان افزایش داد که آمریکا را به عقبنشینی واداشت. اما همچنان باید با چشمانی باز و حفظ آمادگی کامل، مسیر را ادامه داد؛ چرا که ذات استکبار، شر و جنایت است و تنها قدرت متکی به پشتیبانی مردمی، آنها را به میز مذاکره و پذیرش شروط محقّق میکشاند.
این پیروزی، درسی تاریخی برای آینده است: میدان و دیپلماسی دو بازوی «عزت ایران» هستند و باید در ادامه مسیر نیز همچنان در هماهنگی و پشتیبانی از یکدیگر حرکت کنند.

















































