در نبود شوهرم کوروش رو به خونه بردم که ناگهان برادر شوهر کثیفم از راه رسید و ..!
راننده جوان خوش تیپ و خیلی شیک و با ادبی بود ،در طول مسیر سر صحبت باز شد و در مورد مسائل مختلفی همکلام شدیم و آخر سر کار به درد دل کشید و من هم گوشه ای از داستان زندگیم را تعریف کردم ،اینکه تنها هستم و شوهرم به مأموریت رفته و …