دستگاه فنس بافی تمام اتوماتیکآموزشگاه موسیقی آوایش در تهرانپارسفروش و ارائه انواع سیلیکاژل (رطوبت …بهترین اموزشگاه زبان اسپانیایی …

مناسبات چین و اتحادیه اروپا در عصر کرونا و پساکرونا
اتحادیه اروپا و چین هیچ کدام یکدیگر را تهدید و دشمن نمی دانند. تقویت و افزایش روابط بخش مهمی از سیاست خارجی دو طرف می باشد. از سال ۱۹۷۵ که مناسبات اروپا با چین در قالب نهاد فراملی شکل گرفت همواره مناسبات سیاسی‌اش با آن کشور تحت تاثیر مناسبات اقتصادی قرار گرفته است. برای اتحادیه اروپا همواره چین به عنوان یک فرصت اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. چین برای ادامه فرآیند توسعه اقتصادی و نفوذ در نظام اقتصاد بین الملل نیاز به همکاری با اروپا دارد و اتحادیه اروپا هم به منظور نهادینه کردن توسعه بازارهای خود و همچنین نفوذ سیاسی، برقراری روابط اقتصادی با چین را ضروری می داند. حجم عمده ای از صادرات اتحادیه اروپا به چین صورت می‌گیرد. اروپا به چین و تعامل با آن نیاز دارد تا نگرانی های مشترک را مثلا در حوزه تولید گازهای گلخانه ای چین برطرف کند. دو طرف در حفظ سیستم تجاری جهان منافع زیادی دارند. اروپا از گذشته همواره حامی ادغام چین در اقتصاد جهانی بوده است. در حقیقت وجوه مشترک زیادی همکاری نزدیک دو طرف را تشویق می‌کند؛ تولید ناخالص داخلی بالا، اقتصادهایی با بیشترین ادغام خارجی در سطح جهان، تجارت سالانه دو جانبه کالا و خدمات، اشتراک در خصوص چند جانبه گرایی و از همه مهمتر اینکه در مسایل امنیتی دشمن هم نیستند.  اروپا به سرمایه گذاری مستقیم خارجی و دسترسی به بازار چین چشم دارد و به روابط مناسب با آن برای ایفای نقش ژئوپلیتیک خود در حوزه دیپلماسی و تغییرات آب و هوایی. اروپا به فکر آن است که با همکاری و ایجاد انگیزه با چین تغییرات در مسایل حقوق بشری را در چین رقم بزند.                                                     با توجه به نیاز دو طرف به یکدیگر، روابط اروپا و چین حتی در شرایط همه گیری کرونا رو به رشد بود. به گونه ای که در نه ماهه ابتدای سال ۲۰۲۰ چین بزرگترین شریک تجاری اروپا شد. حجم تجاری دو طرف از ژانویه تا سپتامبر ۲۰۲۰ به ۵/۴۲۵ میلیارد یورو(معادل ۸/۵۱۶ میلیارد دلار) بالغ شد. جالب آنکه در این مدت صادرات چین به اروپا چهار و نیم درصد رشد داشته و وارداتش از اروپا ثابت مانده است.                                         مطابق اسناد راهبردی منتشره در اتحادیه اروپا، آن مجموعه چین را یک شریک راهبردی و رقیب نظام مند  می داند. یعنی در عین اینکه رقیبی قدرتمند برای اروپاست، شریکی راهبردی هم هست. همچنین چین یک رقیب سیستمی برای اروپاست که ارزش ها و منافع آن به طور اجتناب ناپذیری با ارزش ها و منافع این اتحادیه در تضاد است. اروپا به دنبال غربالگری سرمایه گذاری چین در بخش های حساس اروپا و تضمین رقابت عادلانه بین شرکت های اروپایی و شرکت های تحت حمایت دولتی چین است. تحولات جهان در سال ۲۰۲۰ این رقیب نظام مند را تقویت هم کرده و لذا اروپا احساس نیاز بیشتری به روابط با چین هم برای منافع و هم برای کنترل آن پیدا کرده است. چین در حوزه فناوری های دیجیتالی نوین به سرعت در حال رشد است و در اروپا نیز در این حوزه ها فعال است و همین امر باعث بخشی از نگرانی های امنیت سایبری اروپا در قبال چین شده است.    بنابراین می توان گفت ویژگی های مشترک لزوم همکاری اتحادیه اروپا و چین را ضروری ساخته است. اروپا چین را دشمن نمی بیند و معتقد به همکاری اقتصادی با آن کشور است. در این همکاری اروپا به دنبال ایجاد تغییراتی در چین به ویژه در حوزه مسایل حقوق بشری می باشد.                                                       جایگاه آمریکا در مناسبات اروپا و چین                                                                                                در این میان متغیر آمریکا نیز در روابط اتحادیه اروپا و چین حائز اهمیت است. در واقع هر قدر یکجانبه گرایی آمریکا در نظام بین الملل تقویت شود، گسترش همکاری اروپا و چین را به دنبال دارد. اوج این مسئله در دوره ریاست جمهوری ترامپ اتفاق افتاد. در دوره ترامپ دو طرف برای مقابله با اقدامات آمریکا به همکاری با هم نیاز داشتند. اینک با روی کار آمدن بایدن در ایالات متحده هر چند رویکرد آمریکا در قبال چین نسبت به دوره قبل تنش کمتری را شاهد خواهد بود اما تغییر بنیادین نخواهد کرد. چرا که بایدن هم چین را تهدید بالقوه ای برای آمریکا می داند. اما در این میان مناسبات اروپا و آمریکا به نسبت دوره ترامپ بهبود خواهد یافت. همکاری نزدیک تر اروپا و آمریکا در مسایل جهانی هر چند باعث تغییر در مناسبات اروپا و چین نخواهد شد، اما حداقل ائتلاف آمریکا و اروپا برای مهار چین محتمل تر خواهد بود. با این وجود به نظر می رسد اروپا قصدی برای آن که عملا بین آمریکا و چین بخواهد یک طرف را انتخاب کند ندارد و تلاش خواهد کرد که ضمن نزدیکی به آمریکا مناسبات خود با چین را هم داشته باشد.                                                                            بحران کرونا و مناسبات اروپا و چین                                                                                          بحران کرونا در ابتدا بر روند رو به رشد همکاری نزدیک اروپا و چین تاثیر منفی گذاشت. برخی از سیاستمداران اروپایی در ابتدای بحران با تبعیت از اظهارات رییس جمهور آمریکا سعی کردند بار مشکلات ناشی از بحران کرونا را بر دوش دولت چین و عدم همکاری آن کشور در ارائه اطلاعات لازم بیندازند. در این میان ارسال محموله های بهداشتی مورد نیاز به ویژه ماسک به کشورهایی چون ایتالیا بوسیله چین در شرایطی که اتحادیه در این خصوص کاملا ناکارآمد نشان می داد و برخی از کشورهای اروپایی هم مانع از ارسال کمک های بهداشتی به کشورهای بحران زده اروپایی می شدند؛ شیطنتی از جانب چین تلقی شد که علاوه بر بهره برداری اقتصادی به دنبال ایجاد شکاف در درون اتحادیه اروپاست. این قبیل اقدامات در کنار نفوذ و سرمایه گذاری چین در اروپای شرقی که در آینده باعث افزایش نفوذ سیاسی آن کشور در شرق اروپا هم خواهد شد بیش از پیش بر نگرانی های اتحادیه اروپا نسبت به چین می افزاید.                                                                          علاوه بر این سیاسیون در اروپا نگران تحرکات چین در پوشش همه گیری کرونا هستند. از جمله اقدامات در هنگ کنگ، سرکوب اویغورها و تحرکات در نظام بین الملل. همچنین در حال حاظر و به دلیل بیماری کرونا افکار عمومی اروپایی نسبت به چین منفی است و این مورد قطعا در سیاستگذاری در قبال چین تاثیرگذار خواهد بود. بهرحال مناسبات دو طرف در دوران پسا کرونا نیاز به سیاستگذاری جدید با لحاظ کردن پیامدهای کرونا بر نظام بین الملل دارد.                                                                                                             با این اوصاف به نظر می رسد مناسبات اقتصادی طرفین در دوران کرونا و همچنین پسا کرونا به دلیل نیازهای اقتصادی طرفین به یکدیگر تداوم خواهد یافت. اگر چه اروپا به فکر تعامل و همکاری با چین به عنوان یک رقیب است که باید با احتیاط لازم با آن کشور رفتار کرد. البته در این میان نقش متغیر آمریکا را هم نباید نادیده گرفت. ایالات متحده بر خلاف اروپا چین را یک تهدید برای خود می نگرد و تمام تلاشش مهار کردن آن کشور است. در این میان نزدیکی دو سوی آتلانتیک که در دوران ریاست جمهوری بایدن محتمل به نظر می رسد هر چند به همراهی بیشتر اروپا و آمریکا در موضوعات مختلف جهانی و از جمله در مورد چین منجر خواهد شد اما الزاما نمی تواند باعث از بین رفتن مناسبات بین اروپا و چین شود.                                                        ایران، اتحادیه اروپا و چین                                                                                                                  اتحادیه اروپا و چین با توجه به ملاحظاتی که گفته شد مایل به ادامه همکاری اقتصادی‌اند. ایران هم در صورت حل و فصل اختلافات علاقمند به گسترش روابط با اروپا است و اروپا نیز از این روابط استقبال می کند. ایران و چین به ویژه با سیاست نگاه به شرق ایران و طرح یک جاده یک کمربند چین متمایل به گسترش مناسبات با یکدیگرند. هر چند چالش های بین‌المللی بر سر پرونده هسته‌ای مانع توسعه مطلوب روابط دو کشور در سال های گذشته شده است. به نظر می رسد ایران پس از عبور از این چالش‌ها باید توسعه مناسبات با هر دو طرف را مد نظر قرار داده و از مزایای روابط مناسب با هر دو استفاده کند. ضمن اینکه ایران باید بتواند با ایجاد زمینه لازم، در مسیرهای ترانزیتی شرق و غرب عالم همچون گذشته های دور سهمی چشمگیر داشته باشد.