دفاع مقدس و تعهد مردان و زنان آذربایجانی
به گزارش ایرنا، طی هشت سال دفاع مقدس همه آحاد مردم از طبقات، قشرها و قومیت های مختلف، مرد و زن بدون کوچکترین چشمداشت، رهسپار جبهه های حق علیه باطل شدند تا ضمن دفاع از تمامیت ارضی کشور، نمایشی زیبا و دیدنی از وحدت و همبستگی ملی، تعهد به آرمان های عالی انسانی و میهنی و مقاومت همه جانبه مقابل دشمن بعثی را به نمایش بگذارند. دفاع جانانه و شجاعانه ملت ایران از آب و خاک در مقابل دشمن متجاوز که از سوی افزون بر ۴۰ کشور شرق و غرب حمایت می شد، برگ زرینی در تاریخ کشورمان ورق زد که در این میان نقش رزمندگان آذربایجانی در خط مقدم جبهه و بانوانی که در پشت جبهه ها اقدام به پشتیبانی از رزمندگان می کردند، بسیار مهم و بی بدیل بود و بدون تردید زنان آذربایجانی در کنار و دوشادوش مردان، با بذل جان و مال خود در جبهه های جنوب و غرب با دشمن بعثی نبرد کردند، اما هرگز  اجازه ندادند یک وجب از خاک ایران زمین به دست بیگانگان بیفتد. بدون تردید دوران دفاع مقدس ابعاد و زوایای پیدا و پنهان فراوانی داشت که بسیاری از آنها تاکنون بیان نشده است. تقدیم افزون بر۲۵۰ هزار شهید گلگون کفن، هزاران جانباز و آزاده و شهادت صدها غیرنظامی، سند مظلومیت و حقانیت جمهوری اسلامی ایران و مردم آن در هشت سال دفاع مقدس است که با وجود مشکلات عدیده اقتصادی، یکپارچه و منسجم توانستند دفاعی جانانه از خود نشان داده و برای اولین بار در تاریح این دیار کهن، اجازه دست اندازی بیگانگان به سرزمین مادری را ندهند. موضوع زن و دفاع مقدس، نقش نظامی زنان در دفاع مقدس، نقش زنان و ترویج ارزش‌ های ایثار و شهادت، نحوه حضور زنان در جبهه‌های جنگ، نقش زنان و دفاع از خرمشهر و آبادان، نقش زنان در تامین معاش زندگی، تحکیم خانواده و تربیت فرزندان بدون حضور مردان خانواده در این دوران، رشادت‌های زنان رزمنده، بازخورد حضور زنان در دفاع مقدس در حوزه های فرهنگی و اجتماعی سال های پس از جنگ و صدها نقش تربیتی، دینی، اعتقادی، پشتیبانی، دفاعی و فرهنگی بانوان در هشت سال دفاع مقدس از جمله موادری است که بسیار کم به آنها پرداخت شده است. بسیاری از زنان و دختران علاوه بر اینکه به عنوان امدادگر و پرستار طی هشت سال دفاع مقدس حضور داشتند، نقش مهم پشتیبانی از جبهه ها نیز بر عهده زنان بود که اهمیت آن بر کسی پوشیده نیست، به طوری که حضور باصلابت و پرقدرت آنها در صحنه جنگ، جهانیان را به شگفتـی وا داشت و امـام راحل بارها آنان را تحسیـن کردند. "صدیقه صارمی" یکی از زنان رزمنده تبریزی است که به عنوان امدادگر و پرستار در عملیات های مختلف هشت سال دفاع مقدس حضور فعالی داشته است، کسی که تجربه حضور در عملیات های رمضان، بیت المقدس، کربلای ۴، کربلای ۵، بدر و خیبر را دارد. این بانو با اشاره به نحوه حضور و اعزامش به جبهه های جنوب، گفت: بعد از طی کردن دوره های آموزش پرستاری و عقیدتی و نظامی وقتی در خانه مطرح کردم که می خواهم به جبهه بروم، مادرم گفت کجا می روی؟ جبهه کجاست؟  اما در نهایت فروردین سال ۱۳۶۱ رضایت مادرم را کسب کردم و به شوخی گفت برو، اما اگر جانباز شدی، من برای پرستاری در خدمت هستم و اگر شهید شدی چه بهتر، اما اگر اسیر شدی من نیستم پس مواظب باش اسیر نشوی. صارمی ادامه داد: پس از کسب رضایت مادر، اردیبهشت سال ۱۳۶۱ وارد منطقه شده و در بیمارستان اهواز مشغول به مداوا و پرستاری از رزمندگان شدم. وی اولین تجربه حضور خود در جبهه جنگ را عملیات بیت المقدس اعلام و اضافه کرد: بزرگ ترین تجربه حضورم در جبهه همین عملیات بود که در چندین مرحله انجام شد و در نهایت به آزادی خرمشهر ختم شد. صارمی افزود: از بین عملیات هایی که ‌توفیق داشتم در آنها شرکت کنم،  عملیات رمضان بود که از جمله سخت ترین عملیات های دوران دفاع مقدشر به شمار می رفت. وی نقش زنان در هشت سال دفاع مقدس را بسیار مهم و تاثیرگذار خواند و گفت: این حضور شورآفرین از زوایای مختلف قابل بررسی است. صارمی گفت: مهم ترین تاثیرگذاری زنان در دفاع مقدس نقش پشتیبانی آنها از جبهه های جنوب بود و زنان از چنان روحیه ای در آن دوران برخوردار بودند که شوهران و پسران خود را به جبهه ها اعزام می کردند و خودشان نیز تا آخرین لحظات برای حمایت و پشتیبانی از جبهه ها حضور فعال داشتند. وی اظهار کرد: با شروع جنگ، زنان در صحنه رزم،  امدادرسانی و مداوای مجروحان حاضر شده و حتی علاوه بر دوره های آموزشی امداد و نجات دوره های آموزش نظامی را نیز سپری می کردند تا بتوانند از خودشان در مقابل دشمن بعثی دفاع کنند که این حضور در جبهه های شلمچه، خرمشهر و آبادان به وضوع مشاهده شد. امروز دفاع نظامی جای خود را به دفاع اعتقادی داده است سرهنگ بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی، رزمنده دفاع مقدس و راوی بسیجی امروز کاروان های راهیان نور، دیگر پیشکسوت جبهه و جنگ است که در میزگرد ایرنا شرکت کرده و خاطرات و روایاتی را از آن دوران غرور انگیز بیان می کند. " یعقوب شیرزادی " که از ناحیه چشم چپ نابینا و جانباز است، می گوید: سال دوم دانشکده افسری در تهران بودم که پس از ملاقات شهید نامجو با امام خمینی (ره) و ارایه گزارش منطقه کردستان، فرمان اعزام ما به مناطق جنگی صادر شد و بنده همراه با تعدادی از دانشجویان افسری برای مقابله با ضدانقلاب عازم شدیم و ۴۵ روز در جنوب انجام وظیفه کردم تا اینکه برای ادامه تحصیل به تهران برگشتم. وی ادامه می دهد: پس از اخذ درجه ستوان دومی به لشکر ۱۶ زرهی قزوین منتقل و سپس به تیپ زنجان ملحق شدم تا از این یگان دوباره به مناطق عملیاتی جنوب بروم و این اتفاق قبل از عملیات ثامن الائمه بود. شیرزادی، همرزمی با برادران سپاهی در محور آبادان - اهواز را از جمله خاطره های خوش از آن سال ها توصیف می کند و می افزاید: پس از همکاری این دو نیرو و شکست حصر آبادان بود که نیروهای عراقی به حالت تدافعی درآمده و شرق رودخانه کارون را به طور کامل تخلیه کردند. وی، هشتم مهر ماه سال ۱۳۶۰ و شهادت سرلشکر ولی الله فلاحی رییس ستاد مشترک ارتش، سرلشکر سیدموسی نامجو وزیر دفاع، سرلشکر یوسف کلاهدوز قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سرلشکر جواد فکوری ‌مشاور جانشین رییس ستاد مشترک ارتش و سرلشکر محمد جهان‌آرا، ‌فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر و آبادان بر اثر سانحه هوایی پس از عملیات ثامن الائمه را از تلخ ترین خاطرات حضور خود در دفاع مقدس ذکر می کند. شیرزادی اظهار می کند: پس از این حادثه تلخ تغییرات اساسی در رده های فرماندهی نیروهای مسلح ایجاد شد و محسن رضایی ۲۷ ساله در سپاه و علی صیادشیرازی ۳۶ ساله در نیروی زمینی ارتش فرماندهی را در دست گرفتند که البته این تغییرات خوش یمن بود و عملیات های منظم و هماهنگی در طول دوران دفاع مقدس اجرا شد. وی، آزادسازی بستان از دست ارتش رژیم بعث عراق را از جمله نخستین موفقیت های عملیات هماهنگ ارتش و سپاه بیان کرد که طی آن برای اولین بار رزمندگان اسلام به تنگه چذابه رسیدند. شیرزادی با اشاره به نحوه مجروحیت خود در جنگ، می گوید: نهم فروردین ماه سال ۱۳۶۱ بود که در سن ۲۲ سالگی بر اثر اصابت ترکش های خمپاره ۶۰ از ناحیه چشم چپ مجروح و به اهواز منتقل و در بیمارستان این شهر بستری شدم. وی به خاطره ای از بیمارستان اهواز اشاره می کند و می گوید: روی تخت بیمارستان بودم که پیرمردی آمد و دستم را بوسید که بنده اعتراض کردم چرا با این سن و سال دستم را می بوسد و مرا شرمنده می کند و پیرمرد جواب داد که امام خمینی (ره) در پیامی اعلام کرد 'من دست و پای رزمندگان را ‌می بوسم و به آن افتخار می کنم '، من هم آمده ام دست یکایک مجروحان را ببوسم و به آن افتخار هم می کنم. شیرزادی با بیان اینکه پس از ۲۰ روز بستری شدن در تهران و از دست دادن بینایی چشم چپ دوباره به جبهه برگشتم، اضافه می کند: در حالی که می توانستم به تبریز برگشته و در شهر خودم ادامه خدمت دهم و یا اصلا' در منزل باشم، به جبهه برگشتم و در همان یگان تا اواخر جنگ خدمت کردم. وی، عشق به امام راحل و علاقه مندی به آرمان های انقلاب اسلامی و شهدا و جهاد در راه خدا برای دفاع از آب و خاک کشور اسلامی را مهمترین دلیل حضورش در جبهه های حق علیه باطل بیان و اظهار می کند: هرچند یکی از چشمان خود را از دست دادم اما اگر مجروحیتم بیشتر از آن نیز بود باز به جبهه بر می گشتم. این پیشکسوت دفاع مقدس که حضور ۱۱۸ ماهه در مناطق مختلف جنگی و عملیات هایی همچون طریق القدس، ۵ چزابه، بیت المقدس، خیبر و مرصاد دفاع مقدس را تجربه کرده است، با ابراز خرسندی از حضور خود در این برهه تاریخی در جبهه های جنگ، تاکید می کند: این حضور را برای خودم مدال افتخار می دانم، هرچند معتقدم شهدای دفاع مقدس حق بزرگ تری بر گردن همه ما دارند که با نثار جان شیرین خود از همه چیزشان گذشتند و به همه چیز رسیدند. شیرزادی معتقد است دفاع از مرزهای کشور در سال های دفاع مقدس به صورت دفاعی و نظامی بود، اما امروز این دفاع به مرزهای اعتقادی رسیده و دشمن تلاش دارد با جنگ نرم به سراغ براندازی نظام بیاید. این راوی مناطق عملیاتی دفاع مقدس می گوید: حضور جوانان و نوجوانان و خانواده های مختلف از هر قشر و طیفی در این سرزمین های الهی(مناطق عملیاتی)، می تواند دستاوردهای بزرگ دفاع مقدس را به خوبی نمایش داده و عمیق رشادت ها و فداکاری های رزمندگان را به خوبی نشان دهد. شیرزادی ادامه می دهد: من زندگی خود را هرگز جدا از دوران دفاع مقدس و دوستانی که داشتیم و به شهادت رسیدند، نمی دانم و به همین دلیل پس از گذشت ۲۸ سال از پایان جنگ، هرگز خود را بیگانه با دورانی که سپری شد، ندانسته ام. وی، در سال ۱۳۷۹ با عنوان جانشین تیپ لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدای آذربایجان در شهرستان میانه بازنشسته شد و هم اکنون به عنوان مدرس دانشگاه و راوی دفاع مقدس فعالیت دارد.  زنان آذربایجانی در دفاع مقدس همپای مردان بودند یکی دیگر از بانوان امدادگر دوران دفاع مقدس،  نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را بی بدیل دانست و افزود: با شروع جنگ تحمیلی زنان آذربایجان شرقی پا به پای مردان در صحنه حضور داشتند. نسرین پیرسمساری گفت: با اعلام نیاز بیمارستان جندی شاپور اهواز در سال ۱۳۶۱ اولین امدادگران زن آذربایجان شرقی به منطقه اهواز که در محاصره بود، اعزام شدند و در عملیات بیت المقدس نیز حضوری گسترده داشتند و به مجروحان جنگ امدادرسانی می کردند. وی با بیان اینکه در سال ۱۳۶۱ هم زمان با عملیات بیت المقدس به همراه چهار بانوی دیگر به عنوان مبلغان فرهنگی به اهواز اعزام شدم، اظهار داشت: اما با توجه به خالی بودن شهر از سکنه و حضور رزمندگان در این منطقه،  در بیمارستان رازی اهواز مستقر و به امدادگری رزمندگان مشغول شدیم. پیرسمساری اضافه کرد: آن روزها سخت بود، به خصوص اینکه تجریه اولمان بود که دور از خانه در استانی دیگر حضور داشتیم و هر لحظه آن پر از خطر بود، از هر سو صدای آژیر وضعیت قرمز می آمد و همه پنجره ها با پتو پوشش کامل داده شده بود.   وی حضور بانوان در مناطق عملیاتی را قوت قلب برای رزمندگان دانست که زنان نیز در کنار مردان در جبهه ها حضور داشتند. پیرسمساری به ذکر خاطره ای از آن دوران پرداخت و گفت: رزمندگانی که از مناطق ترک نشین در جبهه حضور داشتند، درخواست های خود را از قبیل ارسال نامه و یا تماس با خانواده های خود را با ما در میان می گذاشتند که در این میان لخظات شادی و غم رزمندگان برای ما بسیار خاطره انگیز بود. وی ادامه داد: زنان و مادران ایرانی در انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس نقش بسزایی ایفا کردند، آنان فرزندانی چون شهید فهمیده را به این مرز و بوم هدیه کرده و امروز فرزندان غیوری همچون شهید احمدی روشن را تربیت کرده و به اسلام و اقنلاب هدیه می کنند. پیرسمساری، جمهوری اسلامی ایران را یک موهبت الهی دانست که زنان آن امروز به الگوی تمام مسلمانان جهان تبدیل شده اند و ما باید پاسدار این موقعیت باشیم. وی با اشاره به وجود ۲۶۷ شهیده آذربایجان شرقی در طول دوران دفاع مقدس، گفت: این تعداد شهیده، نشان دهنده نقش آفرینی بانوان این استان در دفاع از کیان میهن اسلامی است. روحیه دوران جنگ و دفاع همچنان باقی است "عبدالله فریدونی" یکی از هزاران رزمنده ای است که در قالب نیروهای بسیجی تبریز در سال ۱۳۶۰ عازم جبهه شد و تا اواخر جنگ همچنان در این عرصه حضور داشت. وی صحبت هایش را با یاد و نام شهدا آغاز می کند و با ابراز تاسف از اینکه بسیاری از دوستان خود را در جنگ هشت ساله از دست داده است، می گوید: آنها در آرزوی زیارت کربلا و مرقد امام حسین (ع) بودند، شهدا، 'حسین، حسین' گفتند، اما هرگز موفق به زیارت بارگاه آن حضرت نشدند تا ما امروز در آسایش و آرامش به زیارت کربلا برویم. فریدونی به سختی های دوران جنگ اشاره و اضافه می کند: خیلی سخت بود که جلوی چشمت دوستان نزدیکت با گلوله های دشمن مورد هدف قرار بگیرند و شهید شوند و تو نظاره گر چنین صحنه هایی باشی و یا اینکه ساعت ها در محاصره دشمن قرار بگیری و در تشنگی به سر ببری و نتوانی هیچ کاری بکنی که تمامی این موارد به وفور در جبهه ها قابل مشاهده و لمس بود. وی اولین حضور خود در دفاع مقدس را مربوط به قبل از آزادسازی خرمشهر می داند و ادامه می دهد: آن موقع از تبریز در قالب نیروهای بسیجی عازم اهواز شدیم تا زیرنظر سپاه خرمشهر که ابتدا تحت فرماندهی شهید جهان آرا و سپس شهید موسوی بود، فعالیت کنیم؛ پس از چند روز ما را به جنوب رودخانه کارون اعزام کردند تا با سنگر بندی در ساحل، از این منطقه در برابر تجاوز دشمن بعثی دفاع کنیم. فریدونی، یادی نیز از شهید زین الدین از رزمندگان قم می کند که در ساخت این سنگرها به سایر رزمندگان کمک می کرد و زحمات زیادی می کشید. وی با بیان اینکه تا زمان آزادسازی خرمشهر در همان محل بودیم، ادامه می دهد: صبح یکی از روزهای خرداد ماه و آن سوی رودخانه خیلی آرام بود و برخلاف روزهای قبل هیچ صدای گلوله ای شنیده نمی شد، اما در فاصله حدود ۲۰۰ متری ما و در اطراف مسجد جامع درگیری شدیدی بین نیروهای عراقی و ایرانی ادامه داشت و دیدیم رزمندگان ما جای عراقی ها را گرفته اند. فریدونی می افزاید: در همین هنگام بی سیم زدند تا سریع خود را به آن سوی رودخانه برسانیم که بلافاصله قایق های تیوپی آوردند تا ما را به آن محل منتقل کنند که به دستور یحیی رحیم صفوی، فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه، ما به سمت شلمچه رفتیم تا برای پاکسازی منطقه اقدام کنیم. وی می گوید: در فاصله حضورمان در شلمچه که خط بین نیروهای ایرانی و عراقی بود، ۳۲ نفر از دوستانمان شهید شدند اما ما همچنان پیش می رفتیم چون به دلیل آزادسازی خرمشهر، نیروهای عراقی از لحاظ روحی و روانی بسیار ناتوان شده بودند و مقاومت چندانی از سوی آنها دیده نمی شد و اکثر آنها اسیر می شدند. فریدونی ادامه می دهد: خوب به یاد دارم که سربازان ارتش بعثی در دیوارهای خرمشهر نوشته بودند: "ما آمده ایم بمانیم" و البته به لحاظ علوم نظامی و دفاعی آن زمان چنان استحکامات عظیمی در خرمشهر چیده بودند که هیچ کس تصور بازپس گیری آنجا را نمی کرد و این شهر را به یک شهر زیرزمینی تبدیل کرده بودند. وی، فتح خرمشهر را یکی از خاطرات شیرین خود از دوران دفاع مقدس می داند و می گوید: این فتح بزرگ ماوراء ذهن بشری بود و به همین دلیل امام راحل از آن با عنوان "خرمشهر را خدا آزاد کرد"، یاد کردند. این رزمنده دفاع مقدس از خیانت های بنی صدر در این دوران گلایه می کند و ادامه می دهد: تا زمانی که وی بر مسند قدرت بود، نیروهای ایرانی هیچ عملیاتی را انجام ندادند تا اینکه با رفتن بنی صدر، روحیه رزمندگان دگرگون شد و عملیات های تهاجمی مختلفی را ترتیب دادند که فتح خرمشهر نیز می تواند در این راستا مورد ارزیابی قرار گیرد. فریدونی که ۶۰ ماه سابقه حضور در جبهه های جنگ به عنوان پاسدار رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را دارد، در عملیات های بیت المقدس، والفجر مقدماتی و یک، خیبر، رمضان، کربلای ۵، نصر ۷ در ارتفاعات سردشت و شش ماه حضور در منطقه کردستان در ماه های آخر دفاع مقدس را در کارنامه خود به جای گذاشته است. وی از حضور خود در عملیات های فوق به عنوان بهترین و طلایی ترین دوران زندگی اش یاد می کند و با تاکید بر اینکه هیچگاه در سال های پس از دفاع مقدس از حضور خود در جبهه ها پشیمان نبوده است، اضافه می کند: اگر اکنون نیز کشور به دلیل تهاجم نظامی مورد تهدید قرار بگیرد، بدون تردید با همان روحیه و سرزندگی دوران جنگ ایران و عراق، در خط مقدم حاضر و از خاک و ناموس وطن دفاع می کنم. هرچند هشت سال دفاع مقدس و تحمیل جنگی تمار عیار از سوی استکبار به ملت ایران خسارت های بزرگ جانی، مادی و اقتصادی و اجتماعی داشت اما این دوران تاریخی یکی از موهبت های بزرگ معنوی برای ایران اسلامی بود که در آن آحاد مردم  علیه دشمن متجاوز بسیج شده و اجازه ندادند ذره ای از خاک وطن از دست برود.