انقلاب سفید و طرح اصول شش گانه از جمله بحث برانگیزترین طرح هایی بود که محمدرضا پهلوی در ۱۳۴۱ خورشیدی مطرح و به رفراندم گذاشت. از جمله این اصول می توان به الغای رژیم ارباب رعیتی با تصویب اصلاحات ارضی ایران براساس لایحۀ اصلاحات ارضی مصوب دی ۱۳۴۰ و ملحقات آن، تصویب لایحۀ قانون ملی کردن جنگل‌های سراسر کشور، تصویب لایحۀ فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانۀ اصلاحات ارضی، تصویب لایحۀ قانونی سهیم کردن کارگران در سود منافع کارگاه‌های تولیدی و صنعتی، لایحۀ اصلاحی قانون انتخابات، لایحۀ ایجاد سپاه دانش به منظور تسهیل اجرای قانون تعلیمات عمومی و اجباری اشاره کرد.(۱) رفراندوم انقلاب سفید در ۶ بهمن ۱۳۴۱خورشیدی با رأی قاطع پیروز اعلام شد اما امام خمینی(ره)، احزاب و روحانیت به مخالفت با آن پرداختند و تظاهرات، تلگراف ها و سخنرانی های بسیاری علیه رژیم انجام دادند. مخالفان و موافقان طرح اصول شش گانه طرح اصول شش گانه مخالفان و موافقان متعددی داشت و بازیگران اصلی‌ آن محمدرضا پهلوی، علی امینی، حسن ارسنجانی و دولت کندی بودند. این طرح قرار بود، پیشرفت و رشد اقتصادی را برای کشور به ویژه روستاها به دنبال داشته باشد. محمدرضا پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» هدف خود را از انقلاب سفید این‌گونه بیان می‌کند: «من یک هدف بیشتر ندارم و هرگز آن را پنهان نکردم و آن سازندگی ایرانی مترقی و توانا بود که مردمش هم از مواهب و مزایای تمدن مادی برخوردار باشند و هم از اعتلای معنوی و اخلاقی و فرهنگی. (۲)  برخی از افراد از جمله اطرافیان محمدرضا پهلوی و آمریکا انقلاب سفید و به ویژه اصلاحات ارضی را به عنوان اصلاحات خیرخواهانه مورد تحسین و تمجید قرار می‌دادند و شماری آن را به شدت نقد و آن را طرحی آمریکایی دانستند که هدف از آن توسعه سرمایه‌داری وابسته در جهان سوم و به‌ویژه ایران بود و روحانیون و مبارزان مذهبی، آن را توطئه نامیده که در نتیجه آن تولید کشاورزی رو به نقصان گذاشت و کشور به گندم و ارزاق آمریکایی وابسته شد. در حقیقت انقلاب سفید و به ویژه برنامه اصلاحات ارضی دهه ۴۰ باعث فقیرتر شدن دهقانان و مهاجرت به شهرها شد. همچنین از دیگر پیامدهای آن می توان به تقسیم و قطعه قطعه شدن زمین‌های کشاورزی، کاهش تولیدات کشاورزی به علت حذف نظام ارباب و رعیتی و در سطح بالاتر کاهش نقش کشاورزی در اقتصاد ملی اشاره کرد. به هر حال با وجود مخالفت های گوناگون در فاصله کمتر از یک ماه، ۶ فقره قانون و ۶ تحول بزرگ بدون آنکه هنوز مفاد و مواد آن‌ها قطعی و کامل شده و مردم فرصت اطلاع و مطالعه و بحث در آن‌ها را پیدا کرده باشند به رفراندم گذاشته شد و نتیجه آن را ۹۹ درصد موافقت مردم با این طرح اعلام کردند. یکی از مهم ترین ایراداتی که به این طرح گرفته شد این بود که رفراندوم روی موضوعات ساده به عمل می‌آید تا جواب به آن خالی از اشکال و ابهام باشد نه روی ۶ قانون که هر قانون ماده‌ها و تبصره‌ها و له و علیه‌ها داشته است. همچنین نتیجه رفراندوم و هر انتخابات وقتی مورد اعتبار و استناد می‌تواند قرار گیرد که به متصدیان امر اعتماد باشد، حوزه‌ها و انجمن‌ها امین باشند نه آنکه از میان دستگاه و عمالی که شهرت جهانی صندوق‌سازی و تحریف اسامی و ارقام را پیدا کرده‌اند و قبل از رای گیری کارمندان ادارات و اصناف و مدارس را وادار به اعلام قبلی تأیید شش ماده در روزنامه‌ها کنند. علاوه بر این از دیگر ایرادات به این رفراندوم این بود که رفراندوم کننده باید قوه مقننه یا مجریه و در هر حال مقام مسوول باشد نه شخص محمدرضا پهلوی که طبق قانون اساسی مقام غیرمسوول است. این عوامل از جمله ایراداتی به شمار می رفت که نهضت آزادی به این طرح وارد ساختند. امام خمینی(ره) نیز از برگزاری رفراندوم انتقاد کردند و دلایل خود را این گونه بیان کردند: در قوانین ایران رفراندوم پیش بینی نشده است، معلوم نیست چه مقامی صلاحیت دارد، رفراندوم نماید و این امری است که باید قانون معین کند، لوایح ششگانه مبهم‌اند و فاصله اعلان آن‌ها تا زمان برگزاری رفراندوم اندک است و مردم مهلت اندیشیدن درباره آن‌ها را ندارند، رای دادن باید در محیط آزاد باشد و این در ایران عملی نیست، همچنین به نظر می رسد این رفراندوم اجباری مقدمه برای از بین بردن مواد مربوط به مذهب است، علمای اسلام از عمل سابق دولت راجع به انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی برای اسلام، قرآن و مملکت احساس خطر کرده‌اند. بدین ترتیب طرح اصول شش گانه که به دنبال فشار روز افزون آمریکا بر رژیم پهلوی مطرح شد و به مرحله اجرا در آمد با مخالفت شدید احزاب و گروه های سیاسی مواجه شد. گروه های سیاسی مختلف از جمله ملیون، احزاب مذهبی و روحانیون مبارز هر یک به نحوی به مخالفت با اصلاحات محمدرضا پهلوی برخاستند و در راستای این مخالفت رویکردهای متفاوتی برای مبارزه با  این اصلاحات اتخاذ کردند. (۳) علت مخالفت روحانیون با انقلاب سفید مطرح کردن طرحی به نام انقلاب سفید و بر پایی سپاه دانش در موقعیتی که تقریباً ۸۵ درصد مردم بی سواد بودند به ظاهر یکی از بهترین بندهای طرح شش گانه محمد رضا پهلوی بود اما برای آگاهی از آن باید اهداف پشت پرده آن مشخص شود از جمله این اهداف، اسلام زدایی از جامعه ایران، نفوذ فرهنگ و ارزش های آمریکایی در ایران، استقرار نظام سرمایه داری در کشور بود. جواد منصوری در گفت وگویی علت مخالفت روحانیون با طرح اصول شش گانه وی را این گونه بیان می کند: حکومت، برای بالا رفتن تولید که لازمه گردش سود سرمایه داری و بهره کشی از مردم و نیروهای متخصص ارزان قیمت است، نیازمند افراد باسواد بود. از طرفی محتوای کتاب‌های درسی نیز جز غربی کردن اندیشه های مردم کشور چیز دیگری دربر نداشت، بنابراین هدف اصلی این طرح‌ها ریشه کردن کردن بیسوادی یا دادن زمین‌های مردم به خودشان نبود،  بلکه می توان آن را اسلام‌زدایی از جامعه ایران و هموار کردن راه نفوذ فرهنگ و ارزش‌های آمریکایی در ایران توصیف کرد. برای اثبات این ادعا می توان به سخنان وزیر آموزش و پرورش آن زمان به نخست وزیر کشور رجوع کرد، وی گفت: اگر قرار است مستشاران آمریکایی برای آموزش به ایران بیایند، لااقل باسوادهایشان را بفرستید. بنابراین روحانیون، مراجع و بزرگان با درک این مسایل، وقتی محمدرضا پهلوی اعلام می کرد که یکی از اصول ما در انقلاب سفید باسواد کردن مردم است، حقایق پشت پرده این دسیسه را برای مردم آشکار می ساختند. در واقع باید اذعان کرد که لازمه اجرای طرح های شش گانه که محمدرضا پهلوی در جامعه ایران مطرح کرده بود، وجود کارگران و متخصصان باسواد بود اما در آن زمان این شرایط هنوز مهیا نبود از طرف دیگر کتاب هایی که بعد از اجرای این طرح تدریس می شد، کاملاً رنگ و بوی ضد دینی و حتی ضد ملی به خود گرفته بودند. این عوامل و عملکرد و کارنامه رژیم پهلوی از یک طرف و دیکته شدن این طرح از آمریکا به دولت ایران از طرف دیگر را باید از جمله مهم ترین دلایل مخالفت روحانیون با انقلاب سفید به شمار آورد. امام(ره) معتقد بودند که برنامه‌های اصلاحی رژیم از طرف آمریکا و رژیم صهیونیستی توصیه شده و تامین کننده منافع کوتاه مدت و بلند مدت آنان است، بنابراین موجب تضییع حقوق عمومی مردم و منافع ملی ایران می‌شود و استقلال کشور را خدشه‌دار می‌کند. بنابراین ایشان در دوم بهمن ۱۳۴۱ در اعلامیه مفصل دلایل پنجگانه مخالفت رفراندوم با قانون اساسی و شرایط اجرایی آن را برشمرد و آن را در برابر احکام اسلامی بی اعتبار دانست. بعد از مخالفت روحانیون با ماهیت این طرح، رژیم پهلوی در وضعیت پیچیده ای قرار گرفت، بنابراین در ۲۹ اسفند ۱۳۴۱ بر پایه دستور «مبصّر» رییس شهربانی طرح حمله به مدرسه فیضیه ریخته شد و در دوم فروردین این طرح اجرایی شد. امام(ره) بعد از این جریانات لحن خود را از نصیحت و اعتراض‌های قانونی به براندازی تغییر دادند و به طور رسمی در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲خورشیدی مساله براندازی را مطرح ‌و محمدرضا پهلوی را با یزید مقایسه کردند. منابع: ۱- مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، سرنوشت یاران مصدق، تهران، انتشارات علمی، ۱۳۸۳، ص۱۰۶ ۲. پهلوی، محمدرضا، پاسخ به تاریخ، به کوشش شهریار ماکان، تهران، نشر مهر، ۱۳۷۵ ۳- برای اطلاع بیشتر در خصوص چگونگی مخالفت احزاب با انقلاب سفید جبهه گیری احزاب در مقابل اصلاحات ارضی رژیم پهلوی، مجتبی قرشی، علی اصغر داودی، فصلنامه مطالعات سیاسی، دوره ۱۰، شماره ۳۹ - شماره پیاپی ۳۹، بهار ۱۳۹۷، صص ۱۱۳-۱۳۴