آموزش تخصصی گیتار در تهرانپارسمشخصات تیرچه پیش تنیده bpico خدمات طراحی و سئو سایت دارکوبنمایندگی گودمن

آتش سوزی جنگلها، واکنش زمین برای ادامه حیات
برکسی پوشیده نیست که جنگل ها و مراتع نقش مهمی در تنوع زیستی حیات وحش و حتی حیات کره زمین دارند. به گفته کارشناسان، جنگل ها سالانه میلیون ها تن دی اکسید کربن از فضا گرفته و ۶۰ درصد اکسیژن کره زمین را تامین می کنند. به طور کلی بیش از ۴ پنجم کره زمین از آب و تنها یک پنجم آن را خشکی ها تشکیل می دهند. از این میان نیز سهم جنگل ها که وظیفه اصلی تولید اکسیژن برای موجودات زنده را بر عهده دارند، تنها یک سوم این خشکی هاست. اما نکته مهم در همین توانایی زمین و اکوسیستم جهان طبیعی است که توانسته خود را با آن سازگار کرده و حیات را بر روی زمین امکان پذیر نماید. هرچند که بنابر اظهارات کارشناسان، روزانه به اندازه یک زمین فوتبال تنها در جنگل های آمازون تخزیب صورت می گیرد، اما با این حال حیات کره زمین ادامه دارد. این بدین معناست که اکوسیستم طبیعی تحت هر شرایطی راه خود را برای ادامه حیات پیدا کرده و افتان و خیزان به مسیر حرکت خود ادامه می دهد. بنابراین با دستکاری و دخالت بشر در امور طبیعی، زمین هم پاسخ مناسب خود را خواهد داشت و در واقع اتفاقاتی که در سالهای اخیر شاهد آن هستیم، نظیر خشکسالی، تغییرات آب و هوا، آتش سوزی جنگلها و مراتع، همگی به نوعی پاسخ زمین به دستکاری هایی است که بشر در ۱۰۰ سال اخیر به سرعت در آن نقش داشته و به همین ترتیب زمین هم با همان سرعت واکنش نشان داده است. مطابق با نظریه گایا «جیمز لاولاک» کره زمین به سان یک موجود زنده بوده و در حال زندگی است. همان گونه که بدن انسان هم با کوچکترین تخریب و دستکاری، واکنش متناسب را نشان داده و از مرگ جلوگیری می کند، زمین هم چنین اقدامی را انجام می دهد. با این رویکرد می توان گفت آتش سوزی مراتع و جنگلها و یا حتی خشکسالی و یا به طور کل تغییر اقلیم، ناشی از همین دستکاری های بشر در طبیعت است که تنها در اثر سیاستها و تصمیمات ملی و محلی در یک ناحیه خاص نیست. اثر پروانه ای، آتش سوزی جنگل ها در نگاه نخست، اصلی ترین دلیل آتش سوزی را می توان در سهل انگاری بشر و بی توجهی انسان نسبت به محیط زیست، جستجو کرد. مواردی نظیر خاموش نکردن آتش، رهاسازی مواد آتشزا و ... همگی در بروز آتش سوزی موثر بوده و هستند، که به همراه گرمای هوا و خشکی گیاهان بر بروز این پدیده دامن می زنند. اما چرا به تازگی این آتش سوزی ها در فصول سرد سال رخ می دهد؟ هرچند در فصل پاییز و زمستان بسیاری از گیاهان خشک و آماده آتش سوزی هستند، اما رطوبت موجود در هوا مانع از آتش گرفتن آن هاست. بنابراین می توان گفت آتش سوزی جنگلها و مراتع تنها با سهل انگاری های ساده بشر در ارتباط نیست و مساله از ابعاد وسیعتری برخوردار است. یکی از مهم ترین دلایل آتش سوزی را می توان در تاثیرات یک تئوری معروف به نام «اثر پروانه ای» جستجو کرد. اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌های آشوبناک به شرایط اولیه ایجاد می‌شود. این پدیده به این نکته اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوبناک چون جو سیاره زمین(مثلاً بال‌زدن پروانه در برزیل) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع طوفان در کشوری دیگر) در آینده شود. اثر پروانه‌ای به این معناست که تغییر جزیی در شرایط اولیه می‌تواند به نتایج وسیع و پیش‌بینی نشده در  سیستم منجر شده و این سنگ بنای تئوری آشوب است. در نظریه آشوب یا بی‌نظمی اعتقاد بر آن است که در تمامی پدیده‌ها، نقاطی وجود دارند که تغییری اندک در آن‌ها باعث تغییرات عظیم خواهد شد و در این رابطه سیستم‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و سازمانی، همچون سیستم‌های جوی از اثر پروانه‌ای برخوردارند و تحلیلگران باید با آگاهی از این نکته مهم به تحلیل و تنظیم مسائل مربوط بپردازند. با این رویکرد می توان گفت آتش سوزی جنگلها در ایران و در فصول سرد و مرطوب تنها به دلیل سهل انگاری داخلی نیست، بلکه این رخداد می تواند واکنش زمین به فعالیتهایی باشد که در دیگر نقاط جهان در حال رخ دادن است. آتش سوزی در استرالیا، آمریکا و ... که هرساله خسارات جبران ناپذیری به طبیعت وارد می کنند، نمونه ای از همین تاثیرات جهانی است. چنانچه بدان اشاره شد، زمین به سان یک موجود زنده تلقی می شود که بروز هر اتفاقی در آن با واکنش طبیعی روبروست. بنابراین تغییرات موجود در اقلیم و آب و هوا و یا حتی آتش سوزی ها و ... زمانی قابل فهم و درک هستند که در کلیت یک نظام طبیعی مورد بررسی قرار بگیرند، نه این که تنها فعالیتهای محلی و ملی و سیاستها در درون مرزهای یک کشور مورد تاکید باشند. چه باید کرد؟ در رابطه با محیط زیست و اقدامات بشر همواره دو رویکرد نرم و سخت وجود دارد. رویکرد نرم بر این فرض محوری استوار است که «قطعی نبودن یک آسیب نباید زمینه ای برای کنار گذاشتن مقررات در ارتباط با یک خطر خاص شود». در واقع این تعریف چیزی جز بیان بدیهیات نیست و قدر مسلم هیچ حکومتی به دنبال ضربه زدن به محیط زیست خود نمی باشد. رویکرد دیگر هم رویکرد «سخت» می باشد که مطابق با این رویکرد، به محض مشخص شدن آسیب های یک سیاست یا تصمیم، باید به طور کل آن را ملغی کرد. مطابق با این رویکرد بسیاری از فعالیتهای روزمره تعطیل شده و جامعه به بحران کشیده می شود. به عنوان مثال، بدون شک محصولات غذایی که با اصلاح ژنتیکی تولید انبوده دارند، مضراتی هم به همراه دارند، اما نمی توان به طور کل تولید این محصولات را متوقف کرد، چرا که مخاطرات بزرگتری نظیر سو تغذیه و قحطی از نتایج محتوم آن است.    باید در نظر داشت که احتیاط در برابر برخی مخاطرات همواره باعث ایجاد مخاطرات دیگر می شود. این نکته در مورد آتش سوزی جنگلها هم از اهمیت زیادی برخوردار است، چون وقتی به مجموعه مشخصی از کنش ها توجه می کنیم، متوجه خواهیم شد که همواره بین مخاطرات و فرصت ها تعادل وجود دارد. بنابراین نمی توان جهت گیری به نفع طبیعت را که باعث می شود طبیعت دست نخورده بماند، توجیه کنیم و بگوییم این کار در مواجهه با گرمایش جهانی موضوعیت دارد. ما باید مرزهای طبیعت را گسترش دهیم، نه این که مثل برخی اندیشمندان متعصب طرفدار محیط زیست بخواهیم آن را محدود کنیم. بدین ترتیب می توان گفت، گستردگی ذهنی بسیاری از اتفاقات طبیعی به برداشت اجتماعی ما از مخاطره باز می گردد. ما همواره تمایل داریم تا روی برخی مخاطرات تمرکز کرده و برخی دیگر را کنار بگذاریم و از قواعد تجربی استفاده کنیم که اغلب در ارزیابی مخاطرات بسیار گمراه کننده هستند. بنابراین باید در مورد اتفاقات طبیعی(که داشتن خسارت، جزء لاینفک آن است)، هم دیدگاهی وسیع فراتر از سیاستگذاریهای محلی و ملی داشت و هم نسبت فایده و هزینه آن را در نظر گرفته و برای جبران مافات تلاش داشت. با این رویکرد بررسی آتش سوزی های اخیر تنها با یک رویکردی خاص، نه امکان بررسی دقیق دارد و نه امکان ارائه راه حل مناسب! بلکه باید رخدادهای طبیعی را در یک دیدگاهی جهانی و وسیع و با توجه به شرایط مورد بررسی قرار داد. زمین همواره در حال واکنش به رفتارهای کلی بشر بوده و برای ادامه حیات و بهبود خود تلاش می کند و از این رویکرد می توان گفت هرچند آتش سوزی پدیده شومی است اما پاسخ زمین به ادامه حیات خود است.