مداخلات خارجی ریشه ناامنی و بی ثباتی در افغانستان است
سیداحمد موثقی گیلانی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا با اشاره به پیامدهای حضور ۲۰ ساله ارتش آمریکا در افغانستان و علل عدم توسعه این کشور در این مدت گفت: اساسا نباید این تصور را داشت که حمله یا حضور یک نیروی خارجی در کشوری منجر به توسعه و پیشرفت کشورها شود نهایتا اگر توسعه این کشورها با منافع نیروی خارجی سازگار باشد، حضورشان کاتالیزور خواهد شد.  حضور نیروهای خارجی الزاما منجر به توسعه کشورها نمی‌شود وی افزود: در زمان جنگ سرد که آمریکا به ژاپن و پس از آن کره رفت، ‌در راستای منافع خود زمینه را برای توسعه این کشورها در جنبه‌های مختلف فراهم کرد اما واقعیت این است که افغانستان و عراق چنین شرایطی نداشتند چرا که ساختار داخلی این کشورها بر مدار توسعه نیست. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران عنوان کرد: این کشورها ساختار سیاسی سالم و یکپارچه ندارند و اداره کشور هم براساس اصول علمی نیست.بنابراین فرصتی برای پیشرفت افغانستان وجود نداشته است. با توجه به این وضعیت حتی اگر آمریکا در افغانستان منابع مالی و ساختارهای امنیتی ایجاد کند، باز هم این نیروهای داخلی کشورهاست که باید تهدید را به فرصت تبدیل کرده و از فضای ایجاد شده استفاده کنند که این اتفاق در افغانستان نیفتاد. موثقی ادامه داد: ساختارهای دموکراتیک، انتخابات آزاد و رقابتی، فعالیت احزاب و رسانه‌های مستقل عواملی است که به پیشرفت کشورها کمک می‌کند. منتهی جریانات سیاسی در افغانستان نه تنها در راستای تحقق این مسائل کار نکردند بلکه در جهت منافع خاص گرایانه خود با همان فرهنگ فرقه‌ای و محلی و آلوده به فساد پیش رفتند.  این کارشناس مسائل توسعه اضافه کرد: در افغانستان نه تنها این نکات جدی نبود، ناامنی‌ها هم به بی‌ثباتی کمک کرد و حتی انتخاباتی که برگزار شد، آنگونه که باید باشد، نبود. به طوری که دولت افغانستان و رییس جمهور این کشور آرای اکثریت مردم را ندارند و دولت ضعیف بر سر کار آمده است که با وجود شکل و ظاهر دموکراتیک بنیان قوی و مستقلی ندارد.البته نباید فراموش کرد که پیشرفت‌هایی در این کشور رخ داده و در برخی از موارد تمرین هم می‌کنند و گروه‌های اجتماعی مخصوصا زنان موقعیت پیدا کردند. استاد علوم سیاسی با اشاره به شرایط عراق پس از حمله ‌آمریکایی‌ها اظهار کرد: شرایط عراق مقداری متفاوت از افغانستان است. در عراق آنجا حساسیت‌ها بیشتر است و دخالت‌های خارجی در تعارض با منافع هستند. علاوه بر این بافت قومی و فرقه‌ای عراق هم مانع توسعه شد.  جریانات سلفی و بنیادگرا کارکرد ضد توسعه دارند/دخالت خارجی فرصت توسعه را از افغانستان گرفت  وی ظهور جریانات افراط گرا در عراق و افغانستان را هم در آشفتگی‌های این دو کشور تاثیرگذار خواند و گفت: واقعیت این است که جریانات سلفی و بنیادگرا چه در راس حکومت قرار بگیرد و چه اپوزسیون باشد، در جهت پیشرفت و ثبات جواب نمی‌دهد و بیشتر به کشور آسیب می‌رساند. نگاه این جریانات نسبت به غرب خیلی سیاه و سفید بوده و مبنای علمی و کارشناسی ندارد و این بزرگ‌ترین مشکل این کشورهای اسلامی است. موثقی با اشاره به فرایند توسعه در کشورهای مختلف اظهار کرد: ما حدود ۲۵ کشور توسعه یافته و ۲۵ کشور در حال توسعه داریم و ۱۵۰ کشور هم توسعه نیافته هستند. از این تعداد کشورهایی مانند عراق، افغانستان، و پاکستان تا آینده نامشخص توسعه نیافتنی هستند. وی ریشه ناامنی و بی ثباتی در افغانستان را مداخلات خارجی عنوان کرد و گفت: افغانستان ساختاری سنتی و فرآیندی پیچیده دارد و در زمان ظاهر شاه فرآیند دموکراتیک در افغانستان شکل گرفت یا نجیب الله می‌توانست کشور را نجات دهد، اما دخالت کشورهای خارجی در دوران جنگ سرد اجازه نداد این کشور توسعه یابد.  چه زمانی سازوکارهای دموکراتیک برعکس عمل می‌کنند؟ موثقی با اشاره به فرایند توسعه سیاسی در چالش بین سنت و مدرنیته اظهار کرد: زمانی که بنیان‌های فکری گروه‌های تاثیرگذار ضدمدرن است یا اینکه تحصیل کرده‌ها در پیوند با خارج و جناح‌های قومی و قبیله ای هستند و یا در شرایطی که اساسا فرهنگ گفت و گو وجود ندارد، در چنین کشورهایی نه تنها همکاری‌ها نهادینه نمی‌شود ، بلکه از ساز و کارهای دموکراتیک برعکس استفاده می‌شود. موثقی با بیان اینکه اختلافات جدی و تنش‌های قومی و قبیله ای بستری از ناامنی در این کشورها ایجاد کرده است، از اهمیت ثبات سیاسی در توسعه کشورها گفت و افزود: ثبات سیاسی لازمه توسعه است و در کشورهایی که ثبات و امنیت و حکومت قانون نباشد، انباشت سرمایه صورت نمی‌گیرد و صاحبان سرمایه نمی‌آیند و فقر، بیکاری و تورم بوجود می‌آید. از این مهمتر اینکه در چنین کشورهایی بی‌ثباتی منجر به ظهورافراط گرایی می‌شود.   استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه دموکراسی به خودی خود نمی‌تواند معجزه کند، گفت: اگر همه ذهنیت‌ها پیشرفته شود و رهبران بتوانند باب گفت و گو را در راستای منافع ملی باز کنند و به منافع کشور فکر کنند و به خودشان فکر نکنند، می‌توان از ساز و کار دموکراتیک و شایسته سالاری برای توسعه کشورها بهره برد. وی افزود: عدم استفاده درست از سازوکارهای دموکراتیک تاثیر ضد توسعه‌ای دارد و این دور باطل و چرخه معیوب عدم توسعه را تشدید می‌کند. در این بین مداخلات خارجی هم به این روند دامن می‌زند و در آشفته بازار داخلی نیروهای خارجی در جهت منافع خاص خود فعال می‌شوند و دور باطل ادامه می یابد. موثقی با اشاره شرایط کنونی افغانستان به تصرف حدود ۸۵درصد از خاک افغانستان از سوی طالبان اشاره کرد و گفت: دولت مرکزی نیروهایی را پرورش داد اما با خروج آمریکایی‌ها در این کشور خلاء  ایجاد شد و حتی حضور نیروهای آمریکایی نمی‌توانست کمکی باشد.  این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه در کشورهایی مانند افغانستان و عراق حضور نظامی امنیت ایجاد نمی‌کند، گفت: تنش‌ها، اختلافات و عدم اجماع منجر به تشدید ناامنی و واکنش‌های افراطی می‌شود برای همین است که می‌بینیم حضور نظامی آمریکا کمکی به این کشورها نکرد و حالا که بیرون رفته وضعیت بدتر شده به طوری که دولت ضعیف است و ارتش تشکیلات امنیتی قوی و یکپارچه ندارد. فروپاشی ساختار نظامی و امنیتی توان مقاومت عراق و افغانستان را از بین برد وی با بیان اینکه سازمان امنیت افغانستان با سقوط نجیب الله فروپاشید، گفت: وقتی ساختار منسجم و قوی نظامی و امنیتی ارتش فروپاشید، این کشورها دیگر نمی‌توانند مقاومت کنند. درباره عراق هم این قضیه تا حدی زیاد صادق است برای همین اینها نمی‌توانند مقاومت کنند. وی با اشاره به ترکیب طالبان گفت: واقعیت این است که طالبان یکپارچه نیستند و فعلا هدف مشترکشان این است تا دولت رسمی را ساقط کنند. ظاهر تعهدی که طالبان به آمریکا داده بودند، این بود که اگر ما از افغانستان بیرون رفتیم، نگذارید داعش بیاید اما باز هم داعش چراخ خاموش همراه طالبان است. این استاد علوم سیاسی عنوان کرد: هر چند گفته می‌شود داعش، طالبان و القاعده متفاوت از هم هستند اما آنها تفاوت ایدئولوژیک ندارند و اهداف مشترکی دارند و همه می‌خواهند رهبر مسلمانان و امیرالمومنین باشند اما چون هدف مشترک آنها در شرایط کنونی سقوط دولت رسمی است این اختلافات را بین خودشان پررنگ نمی‌بینید.  دور باطل خشونت در افغانستان ادامه خواهد یافت موثقی یادآورشد: نیروهای سلفی همه این هدف مشترک را دارند تا رژیم را ساقط کنند و بعد از آن اختلافات بین آنها شروع می‌شوند. همانند زمان سقوط نجیب الله که مجاهدین باهم بودند و بعد از سقوط وی سهم خواهی و کشتار شروع شد. این دور باطلی است که ادامه دارد.