در فضای باز سیاسی که از ۲ سال پیش به تدریج ایجاد می شد، شما ملت ایران علیه ظلم و فساد بپا خاستید... من سوگند خورده ام که تمامیت ارضی مملکت، وحدت ملی و مذهب شیعه اثنی عشری را حفظ کنم، بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار می کنم و متعهد می شوم که خطاهای گذشته هرگز تکرار نشود، بلکه خطاها از هر جهت نیز جبران گردد. متعهد می شوم که پس از برقراری  نظم و آرامش در اسرع وقت یک دولت ملی برای آزادی های اساسی و انجام انتخابات آزاد، تعیین شود تا قانون اساسی که خونبهای انقلاب مشروطیت است به صورت کامل به مرحله اجرا در آید، من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم. این بخشی از سخنرانی محمدرضا پهلوی در ۱۴ آبان ۱۳۵۷خورشیدی بود، این سخنان در حالی مطرح می شد که وی در تمام این سال ها خواسته ها مردم را نشنیده و دیگر برای شنیدن پیام انقلاب دیر شده بود به همین دلیل تلاش های او برای حفظ تاج و تخت اثربخش نبود زیرا وی باید سال ها پیش به دنبال قیام  ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ خورشیدی در جهت کاهش شکاف به وجود آمده میان خود و ملت گام بر می داشت. به همین دلیل با فرارسیدن زمستان ۱۳۵۶ خورشیدی، نشانه ­های پیروزی انقلاب، کم و بیش آشکار شد و مردم در شهرهای قم و به ویژه تبریز برای نخستین بار شعارهایی تند علیه رژیم سر دادند. در چنین شرایطی دولت هایی با شعارهای مختلف، یکی پس از دیگری روی کار آمدند اما گسترش نارضایتی و قیام سراسری ملت ایران علیه استبداد رژیم پهلوی به خواسته عمومی ایرانیان تبدیل شده بود و با فراگیر شدن نهضت اسلامی در سراسر کشور، محمدرضا پهلوی که از آرام کردن مردم و تسلط بر اوضاع ناامید شده بود، مجبور به فرار از کشور شد. دیپلمات­ های غربی مقیم ایران شادی مردم را بدین مناسبت نادیده نگرفته ­اند. پارسونز درخصوص خروج محمدرضا پهلوی از کشور می­ گوید: «رادیو ایران ساعت ۲ بعد از ظهر خبر عزیمت محمدرضا پهلوی را پخش کرد. در آن ساعت من و همسرم و سایر اعضای سفارت و خانواده ­هایشان همه در محوطه سفارت بودیم. ناگهان همه شهر از شادی منفجر شد و صدای بوق اتومبیل‌هایی که در حرکت بودند در فضا پیچید. از آن لحظه تا هنگام غروب مردم در خیابان‌ها به رقص و شادی مشغول بودند، اتومبیل‌ها با چراغ روشن و به صدا درآوردن بوق‌های خود حرکت می­ کردند، مردم به طرف سربازها رفته و آنها را می­ بوسیدند و شماره‌های فوق العاده روزنامه­ ها را با عناوین درشت شاه رفت توزیع می­ کردند. در عرض چند ساعت مجسمه ­های شاه و پدرش سرنگون شد که خود پیش درآمد سقوط رژیم بود. من هرگز صحنه­ های آنروز را فراموش نمی­ کنم. (۱) پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز فرار محمدرضا پهلوی از ایران به گفت وگو با «رحیم نیکبخت» مدیر موسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن و پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی پرداخت که در ادامه متن آن آمده است: ایرنا: چه عواملی سبب شد تا محمدرضا پهلوی به خروج از کشور، مجاب شود؟ نیکبخت: تصمیمی که محمد رضا پهلوی برای خروج از ایران گرفت، زمینه تاریخی دارد که از ۱۳۴۰- ۱۳۴۱ خورشیدی آغاز می شود که فرصت تشریح  زمینه تاریخی در این مجال اندک فراهم نیست اگر بخواهیم وقایع  موثر در این تصمیم را در ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ خورشیدی بازنمایی کنیم می بایست به ارتحال آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی که از طرف خود حضرت امام از «الطاف خفیه الهی» قلمداد شد، اشاره کرد، رویدادی که در دوره تبعید رهبری، نهضت اسلامی را وارد مرحله جدیدی کرد. با برگزاری مراسم های گسترده در سراسر ایران برای بزرگداشت حاج آقا مصطفی، ناخود آگاه نام و یاد امام (ره) مطرح می شد و رژیم پهلوی در اقدامی انفعالی برای خنثی کردن محبوبیت رهبر، مقاله اهانت آمیز، استعمار سرخ و سیاه را منتشر کرد و این خود کبریتی بر باروت خشم مردم ایران بود که در ۱۷ دی ماه در قم بروز کرد و سپس در ۲۹ بهمن تبریز پیام قم را به سراسر  ایران گستراند و چهلم ها به ماه رمضان و راهپیمایی های میلیونی تاسوعا و عاشورا و اربعین رساند، تظاهرات ملیونی مردم تهران که محمدرضا پهلوی با بالگرد نظاره گر آن بود، وی را به خروج از کشور را مصمم کرد. ایرنا: آیا مشاوران نزدیک محمدرضا پهلوی در خروج وی از ایران تاثیر داشتند یا فرار از کشور تصمیم شخصی او بود؟ ***نیکبخت: به نظر می رسد، قیام عمومی مردم ایران علیه رژیم، مهم ترین تاثیر را در خروج محمدرضا پهلوی از کشور داشت. البته وی ۲ تجربه یکی کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ و دیگری سرکوب خونین قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ خورشیدی را پشت سر نهاده بود. از آنجایی که اقدامات محمد رضا پهلوی در ۱۳۵۷ برای مهار امواج انقلاب از جمله انتخاب دولت نظامی و حکومت نظامی  به نتیجه نرسید با انتخاب بختیار به نخست وزیری به دنبال تمهید فرصت برای بازیابی توان برای بازگشت به قدرت بود اما سیل انقلاب آنقدر مهیب بود که این فرصت را هم از مشاوران وی و هم از دولت بختیار و طرفداران سلطنت پهلوی گرفت. ایرنا: کتاب خاطرات ۲ سفیر نشان می دهد که سفیران آمریکا و انگلیس در روزهای پایانی رژیم پهلوی بسیار فعال بودند، آیا آنها تاثیری در خروج شاه از ایران داشتند؟ نیکبخت: با توجه به نقش و نفوذی که آمریکایی‌ها و انگلیسی ها  بر محمدرضا پهلوی و ارکان رژیم پهلوی داشتند و اعمال نظرهایی که در تصمیم گیری های وی انجام می دادند، شرایطی را فراهم آورده بود که محمدرضا پهلوی امور مهم را تنها با مشورت آنها انجام می داد. به نظر می رسد این رفتن بی مشورت با سفیران این کشورها نباشد اما آنچه محمدرضا پهلوی را مجبور به خروج از کشور کرد، قیام عمومی مردم ایران بود. ایرنا: خروج محمدرضا پهلوی از ایران چه تاثیری در پیشبرد اهداف و پیروزی نهایی انقلاب داشت؟ نیکبخت: با رفتن محمدرضا پهلوی از کشور مهمترین مانع برای بازگشت امام خمینی(ره) زعیمی که از آبان ۱۳۴۳ خورشیدی از ایران تبعید شده بود به میهن برداشته شد. از طرف دیگر بازگشت حضرت امام به میهن مهمترین خواسته مردم ایران بود. با خروج شاه از کشور امام (ره) خود را برای بازگشت به ایران آماده کردند اما بختیار دستور داد فرودگاه ها بسته و به محاصره قوای مسلح در بیاید و از این طریق مانع از بازگشت رهبر انقلاب اسلامی شوند. با بسته شدن فرودگاه ها اعتراضات شدت گرفت و علمای مبارز تهران و شهرستان ها در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند و تظاهرات های مردم تهران به نزدیکی فرودگاه مهرآباد هم رسید. این عوامل باعث تسریع پیروزی انقلاب اسلامی شد. ایرنا: به نظر شما بزرگترین اشتباهات محمدرضا پهلوی که به تسریع کناره گیری و فرار وی منجر شد، چه عواملی بودند؟ نیکبخت: با توجه به مطالعاتی که من داشته ام به نظر می رسد، مهمترین اشتباه رژیم پهلوی ستیز با فرهنگ و هویت ایرانی بوده است. رژیم پهلوی در سیاستی ضد ملی تلاش کرد تا هویت ایرانی را در مقابل هویت اسلامی و شیعی تعریف کند، تغییر تاریخ هجری شمسی، برپایی جشن های ۲۵۰۰ ساله که در آن دوره اسلامی نادیده گرفته شد، مهمترین ضربه به رژیم پهلوی بود. در حالی که ایران هرگز به هیچ عنوان مقابل اسلام نبوده و نیست و تاریخ قبل از اسلام ایران امتیازی است که مختص ایرانیان است و ایرانیان با تاریخ و فرهنگ درخشان خود پذیرای اسلام شده و با جان و دل خدمت اسلام و قرآن کرده اند و با طیب خاطر با فطرت عدالتجوی خود محب اهل بیت(ع) و خاندان پیامبر(ص) شدند. ایران اسلامی کنونی ما درختی است که ریشه در تاریخ کهن ایران زمین دارد و اسلام و تشیع جلوه و زیبایی این درخت تناور هستند در حقیقت اسلام و تشیع خمیر مایه هویت ملی ما محسوب می شوند. منابع: ۱- سولیوان، ویلیام، پارسونز، سر آنتونی، خاطرات دو سفیر(اسراری از سقوط شاه و نقش آمریکا و انگلیس در انقلاب ایران) مترجم محمود طلوعی، تهران، نشر علم، ۱۳۷۵، صص ۴۱۰ و ۴۱۱.