رک ایستاده 42 یونیت عمق 100 با …تابلو سازی و تبلیغات لعل با بیش …فروش لوله مقواییهولتر مانیتورینگ ECG قلب NORAV …

مولوی شاعر بلند آوازه ایرانی از نگاه ادبای جهان عرب
به گزارش ایرنا، در این وبینار که از سوی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان برگزار شد،  عباس خامه یار، رایزن فرهنگی ایران در لبنان به عنوان نخستین سخنران با اشاره همزمانی این روز با روز جهانی ترجمه، گفت: چه زیباست که روز گرامیداشت مولوی با روز ترجمه همزمان شده است. چرا که اشعار مولوی شرق و غرب عالم را به لطف ترجمه و مترجمین فرا گرفته است. وی افزود: ما امروز مدیون مترجمین و ترجمه هایشان و آن چه از ادبیات جهان معاصر به دست ما رسیده و هر آن چه که از تمدن ما به گوش جهانیان رسیده است، هستیم چرا که شعرای ما جهانی شده اند و عرفان ما جهانی شده است زیرا علاقه مندان به تصوف از بزرگ و کوچک آن را فرا می گیرند. همواره تبادل میان عرب ها و ایرانی ها در ابعاد فکری، فرهنگی عرفانی و شعر وجود داشته است و به رغم اختلاف زبانی، اما عرفان همیشه زبان معنوی دنیا بوده که مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و انسان را جایگاه های معنوی و تهذیب نفس بالا کشیده است. رایزن فرهنگی ایران در لبنان گفت: جهان عرب پس از ترجمه آثار مولوی، با فضای جدید و گسترده ای از معنویات آشنا شد که پیش از این سابقه چنین فضایی بر اساس الگوی مولوی، رباعیات و داستان هایش را نداشته، بلکه به شکلی دیگر و متناسب با روحیات عرب ها را تجربه کرده بود. این امر به عنوان نوعی غنی شدن از نظر تمدنی است که تاریخ گواه بر روابط متبادل میان دو فرهنگ است. تشنگی معنوی بشر  سپس خانم دلال عباس استاد بازنشسته زبان فارسی، دانشگاه لبنان، پیرامون نمادهای تصوف و عرفان در اشعار شیخ بهایی و تأثیر پذیرفتن از مولوی در اشعارش اشاره کرد و گفت: عقل بشر به رغم پیشرفت علمی و خدماتی که انسان ها ارائه نموده اما نتوانسته روح آنها را سیراب کند، لذا تکیه بر اشعاری با محتوای عرفانی و تصوف در میراث جهانی و اسلامی را می توان دلیل این تشنگی معنوی بشر دانست. وی سپس به بیان ریشه تاریخی تصوف و عرفان در اسلام و ادیان دیگر پرداخت و مشترکات میان مولوی و شیخ بهایی در موضوع تصوف و عرفان را مورد بررسی قرار داده و گفت: مولوی به مذمت صوفیان ظاهر ساز و ریاکار پرداخته و در مقابل از صوفیانی که متصف به عشق الهی هستند،  تمجید می کند، لذا وی شریعت را به عنوان نوری پیش راه رهروان راه حقیقت می داند. در حالی که شیخ بهایی تمایل به زهد در دنیا و سکوت پیشه کردن و توسل نجستن به غیر از ذات خداوند متعال داشت. شیخ بهایی به تصوف نظری نیم نگاهی داشت اما بیشتر به بعد عملی آن توجه داشت. خانم دلال عباس سپس به ذکر نمونه هایی از آثار مولوی و شیخ بهایی و نگرش عرفانی و صوفی مسلکانه در این آثار و شرح  و مقایسه آنها با یکدیگر پرداخت و در پایان به این نتیجه می رسد که تمام ناله ها و شوق به رسیدن به بهشت گمشده انسان ها در ادبیات شعرای اهل عرفان و تصوف در حقیقت جهت نجات انسان از بردگی این جسم خاکی و آزادی روح او در رسیدن به محبوب و معشوق او خلاصه می شود و تمام تعابیر مجازی راه را برای رسیدن انسان به خداوند روشن می کنند. جذابیت اشعار مولوی قیصر مصطفی استاد دانشگاه از الجزایر سخنران بعدی این وبینار بود که پیرامون تأثیر تصوف، عرفان و زهد در ادبیات فارسی و عرب سخن گفت. وی در آغاز به ارائه تاریخچه ای از زهد و عرفان نزد صحابه پیامبر اکرم (ص) یعنی سلمان فارسی و ابوذر غفاری و سپس منصور حلاج و سهروردی پرداخته و نگاهی به دیدگاه های اعتدال گرایانه جلال الدین مولوی، نظامی گنجوی و فردوسی انداخته و گفت: مولوی از جمله ادبایی بوده که تمام اندیشه ها و دیدگاه ها از هندوستان، گرفته تا ایران و یونان حول محور او جمع شده اند. قیصر مصطفی ادامه داد، باید گفت تصوف از دیرباز تاکنون نزد اندیشمندان تمامی ملت های شرق و غرب مورد بحث و توجه بوده است به خصوص نزد ادبایی چون مولوی، عمر خیام ابن مقفع، نظامی گنجوی و فردوسی و همان ها بودند که این عرفان و تصوف را در ادبیات عرب با آثارشان وارد کردند. وی در ادامه اشاره ای به تصوف در ادبیات اندلُس و بغداد و ادبای این دو سامان نظیر"الرندی" و "البیری" از اندلس و ابن المعتز، رابعه العدویة، ابو نؤاس، متنبی، ابو تمّام و المعرّی و دیگران کرد و گفت: بسیاری از این ادبا و شعرا در آن زمان به تصوف و عرفان شناخته نشده بودند و سپس به ذکر نمونه هایی از اشعار این شعرا پرداخت. این استاد دانشگاه الجزایری در پایان گفت: اگر به آثار این ادبا و شعرا مانند جلال الدین رومی مولوی بنگریم، هیچگاه خواندن این آثار ملال آور نبوده و همچنان به عنوان یک شاهکار ادبی انسان را به خود جذب می کند و غم و اندوه را از روح او می زداید. مثنوی معنوی یکی از برجسته ترین آثار ادبی فارسی در ادامه خانم شیرین عبدالنعیم محمد حسنین، رئیس دپارتمان زبان های شرقی و استاد دانشگاه عین شمس قاهره، به ارائه تاریخچه ای از شخصیت علمی مولوی و آثار وی پرداخته و گفت: مثنوی معنوی با بیش از بیست و پنج هزار بیت، یکی از برجسته ترین آثار در ادبیات فارسی و تصوف به شمار می رود که به زبان های مختلفی ترجمه شده است. این دیوان با بهره بردن از آیات قرا» کریم، روایات، امثال وحکم و داستان های پند آموز، به شرح حقایقی مانند، توحید، ماهیت روح، حشر و نشر، جبر و اختیار، و برخی راز و رمز های صوفیه پرداخته تا مسیر به سوی خداوند متعال را هموار کند. وی افزود: مثنوی به جوانب اخلاقی و رفتاری زندگی انسان ها از طریق پرداختن به داستان هایی از انبیا و اصحاب آنها و حکمت هایی شیرین، اشاره می کند و هدف آن، ساختن درون انسان ها و ارائه چهره ای واقعی از انسان نمونه بر اساس اصول و آموزه های اسلامی است. خانم شیرین محمد حسنین ضمن شرح داستان بازرگان و طوطی گفت: ارائه پندها در لابلای داستان ها به صورت بسیار حرفه ای صورت گرفته به نحوی که خواننده را وادار می کند تا پایان داستان را دنبال کند و به این صورت نصایح و حکمت های خود را به خوانندگان القا می کند و این یکی از روش های بسیار تأثیر گذار جهت پند آموزی است. وی در پایان گفت: اشعار مولوی دارای دو بُعد هستند: بُعد نخست این که اشعار وی جنبه تهذیبی و آموزشی و ارائه الگویی انسانی از طریق نقل داستان و حکایت دارند و بُعد دوم اشعارش همان بُعد عرفانی، فلسفی است که به اصالت وجود انسان و ریشه گرفتن آدمی از ذات مقدس خداوند اشاره می کنند که سعادت را در گرو بازگشت به اصل انسان و جاودانگی در جوار حضرت حق می دانند. سادگی مفاهیم فلسفی در آثار مولوی  در ادامه محمد صالح صرخوه عضو کمیته علمی فلسفی سهروردی از کویت، به معرفی جایگاه تصوف از نگاه مولوی پرداخته و گفت: امثالی که مولوی در اشعار خود می آورد، خواننده را کمک می کند تا به جای انجام عملیاتی سخت در ذهنش، به مفاهیم مورد نظر او نزدیک شود و با بیانی شیرین آن را دریافت کند. وی افزود: به طور کلی فلاسفه، اندیشمندان و عرفا برای ارائه مفاهیم پیچیده خود، از ابزارهای عقلانی و برهان های مختلف بهره جسته اند و با ابزارهای دیگری سعی در نزدیک تر شدن آن مفاهیم به ذهن شنوندگان و خوانندگان نموده اند، اما مولوی با ارائه تمثیل ها، داستان ها و حکایات شیرین توانسته بدون این ابزارها، عمیق ترین مفاهیم فلسفی و عرفانی را به سادگی و در قالب تمثیل و داستان در ذهن مخاطبین جا بیاندازد. وی در پایان به بیان مفهوم شاعر از نگاه ادبا و اندیشمندان پرداخته و در نهایت به این نتیجه می رسد که مولوی آن شاعری نیست که با کلمات بازی کند، بلکه او دروازه و گذرگاه عبور برای رسیدن به حقایق موجود در این جهان بوده و این همان راز قدرت کلمات مولوی و نیز حافظ شیرازی است که توانسته اند تأثیر گذار باشند و اشعارشان نسبت به دیگر شعرا در رتبه ای بالاتر قرار دارد. مثنوی یک محصول ادبی و عرفانی  در ادامه خانم میرفت سلمان، استاد زبان فارسی از دانشگاه تشرین لاذقیه، سوریه؛ به مقایسه ای میان عرفان نظری و عملی از نگاه ابن عربی و جلال الدین مولوی پرداخت و به این نکته اشاره کرد که با نگاهی به برخی تألیفات در حوزه عرفان و تصوف، مولوی از اندیشه های ابن عربی تأثیر پذیرفته و در زمانی که با پدرش به دمشق مسافرت کرده بود، با ابن عربی دیداری داشته و محیی الدین عربی آن جمله معروفش را درباره مولوی گفته است که سبحان الله، اقیانوسی را پشت سر دریاچه ای دیدم که مقصود از اقیانوس مولوی و دریاچه همان پدر مولوی است. وی سپس به توصیف مثنوی معنوی پرداخت و گفت: این کتاب، یک محصول ادبی، فکری، اخلاقی، کلامی و عرفانی است که دربرگیرنده بسیاری از نظریات و آرای ابن عربی است. اما بدین معنا نیست که مولوی را بخواهیم به عنوان شاگرد ابن عربی در تصوف و رابطه آن دو را مرید و مراد بدانیم. تفاوت ابن عربی و مولوی  در ادامه دکتر میرفت سلمان به تفاوت های میان ابن عربی و مولوی اشاره کرد و گفت: تفاوت عمده در عرفان ابن عربی و مولوی در این است که ابن عربی به عرفان نظری می پردازد و مولوی به عنوان عملی و سیر و سلوک توجه دارد. از دیگر تفاوت ها این است که ابن عربی در آثار خود به اصطلاحات فلسفی پیچیده اشاره می کند اما مولوی با بیانی شیوا و آسان از طریق داستان ها و امثال و حکم، مطالب عقلانی را برای مخاطبین قابل فهم می کند. ابن عربی عرفان را به فلسفه گره زد اما مولوی عاشقی بود که در پی معشوقش می گشت. استاد دانشگاه های لاذقیه در پایان به موضوع وحدت وجود ابن عربی و تأثیر پذیری مولوی از این مفهوم در آثارش اشاره کرد و گفت: مولوی هیچ وجودی را برای اشیا به صورت مستقل قائل نبود و همه وجود را خداوند متعال می دانست اما نه به این معنا که اشیای موجود، عین حق هستند، بلکه وجود اشیا تابع وجود خدواند می دانست و اشعار مولوی را شاهد این سخن خود آورد:        ده چراغ ار حاضــر آید در مکان        هر یکی باشد به صورت غیرِ آن        فرق نتــوان کرد نورِ هر یـــکی          چون به نورش روی آری بی شکی        گر تو صد سیب و صد آبی بشمری      صد نماند یک شود چون بفشری        در معانی قــسمت و اعــداد نیست      در معانی تجزیه و افراد نیســـت مولوی شخصیتی جهانی و پلی میان ملل سپس مصطفی اللواتی از عمان به نقش مولوی در ایجاد پل ارتباط معنوی میان امت ها اشاره کرد و شخصیت مولوی را فراتر از یک شاعر، صوفی، حکیم و عارف دانسته و گفت: مولوی شخصیتی جهانی دارد که سه شاخصه اصلی دارد: محبت و عشق به خداوند متعال؛ تجرد از دنیا و محبت به دیگران. وی سپس به شرح این سه توصیف پرداخت و جهانی بودن شخصیت مولوی را در بعد عرفان و تصوف؛ ادبیات و در ترجمه آثار وی به غیر از عربی به زبان های مختلفی مانند اردو، هندی، ترکی و دیگر زبان های اروپایی دانست و این که پژوهشگران متصوف غربی بر آثار او از نظر محتوایی و تأثیر گذاری در این عرصه تأکید دارند. همچنین، رقابت برخی کشورها با یکدیگر جهت انتساب این شخصیت به کشورشان، نشان دهنده جایگاه والای اوست و آثار این ادیب گرانمایه از پرفروش ترین کتاب ها در ترکیه است که سالانه میلیون ها نسخه از آن به فروش می رود. مصطفی اللواتی در پایان مولوی را پلی فرهنگی میان امت ها و ملت ها معرفی کرد که می تواند بسیاری از اختلافات طایفه ای و دشمنی های سیاسی را کاهش دهد و او مانند عطار و ابن عربی که به سرزمین های مختلف سفر می کردند، متعلق به یک فرهنگ نبوده بلکه شخصیت جامعی از فرهنگ های متفاوت می باشد. اتصال دو فرهنگ و تمدن فکری و معرفتی در آثار مولوی همچنین خانم امل ناصر، از لبنان به اتصال دو فرهنگ و تمدن مختلف از نظر فکری و معرفتی در آثار مولوی پرداخت و گفت: این آثار می تواند بعد مکانی و زمانی را در نوردد و صحنه ای از دیدگاه فرهنگی مختلف را از نگاه فردی و اجتماعی در چارچوب دینی و دنیوی در گسترده ترین سطح ارائه دهد. وی در پایان گفت: مولوی توانست مفاهیم تصوف را در قالب زیبای شعر که با فطرت انسان همخوانی دارد، ارائه کند و عرفان را در ادبیات با شیوه ای عاشقانه با شعر درهم آمیزد و به عنوان نماد اشعار عرفانی تبدیل شود. اصالت ادبیات فارسی و فطری بودن آن سخنران پایانی خانم فاطمه فنیش از لبنان بود، وی گفت: تمام شرکت کنندگان درباره مولوی مطالب مهمی را بیان کردند، اما از آن جا که ما درباره عرفان و ادبیات فارسی و ارتباطش با ادبیات عرب سخن می گوئیم. موضوع بُعد عرفانی صوفی در ادبیات فارسی و فطری بودن عرفان در این زبان توجه مرا به خود جلب کرد، زیرا در ادبیات عرب چنین اصالتی درباره عرفان در ادبیات ما وجود ندارد و از آن جا که بنده به عنوان مترجم فعالیت می کنم، برایم بسیار درد آور است که بگویم بسیار اندک هستند مترجمینی که بتوانند روح عرفانی را از ادبیات فارسی به ادبیات عرب در ترجمه منتقل کنند. وی در پایان گفت: اجازه بدهید جمله ای از مولوی در باره توصیف عرفان بگویم که می گوید: واژه ها مانند ظرفی هستند و مفاهیم مانند آب درون ظرف است، اگر درون آن صاف و زلال باشد همان مفهوم عرفانی و صوفی از آن خواهد بود. در پایان خانم مریم میرزاده مجری این نشست به ارتباط تنگاتنگ میان فلسفه و شعر در تاریخ اندیشه بشری اشاره کرد و از فلاسفه ای نام برد که علاقه مند به شعر و عرفان بوده اند و این که برخی فلاسفه، به تصوف نیز گرایش داشته اند و از آنجا به بحث تأثیر پذیری شعرا از عرفان و تصوف و ذکر نمونه هایی از آن پرداخت و سپس به مولوی و زیبایی اشعار او و جاذبه عرفانی کلماتش اشاره کرد که پس از ترجمه مثنوی، اندیشه های این شاعر برجسته به دنیا راه یافت و همه را شیفته عرفان و ادب او کرد. ۸ مهر ماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز بزرگداشت مولوی» ثبت شده است.