گیت کنترل ترددآموزش خوشنویسی با خودکار فارسی …اجاره بخاری قارچی_فروش بخاری قارچی_اجاره …رک ایستاده 42 یونیت عمق 100 با …

درباره قیصر امین‌پور
ادبیات هر ملتی از مولفه هایی شکل می گیرد که در واقع بهترین گزینه و شاخص برای آشنایی با نگرش و جهان بینی آن ملت است و سهم بسزایی در پی ریزی شالوده های فکری آنان دارد. شاعران و نویسندگان بزرگ هر سرزمینی در آثار خود، دغدغه‌هایی جهان شمول را مطرح کرده اند که به مثابه روحی در کالبد فرم ادبی است. آنان به ترسیمی زنده از اوضاع زمانه خود پرداخته و آثارشان همواره از ظرفیتی قابل توجه برای تفسیر مسائل وطنی و حتی فراوطنی برخوردار بوده است. یکی از این شاعران متعهد قیصر امین پور محسوب می شود. او در قالب های رباعی، دوبیتی، غزل، مثنوی، شعر نو و قصیده شعر سروده است. از ویژگی های شعر قیصر آراسته بودن به صنعت بدیعی تکرار است که بررسی مبانی این صنعت در سروده های او ما را با جهان ذهنی و رویکرد فکری وی آشنا می سازد. با وجود بسامد بالای تکرار در اشعار قیصر امین پور و بر حسب تصادفی نبودن این مکررات، تکرار در اشعار او، دارای ظرفیت بررسی از رویکردهای مختلف است.(۱) زندگی ادبی قیصر امین پور قیصر امین پور در دوم اردیبهشت ۱۳۸۸ خورشیدی در یکی از مناطق دزفول چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش گذراند و برای ادامه تحصیل به دزفول رفت. تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته دامپزشکی در دانشگاه تهران آغاز کرد  اما با انصراف از رشته خود به جمع دانشجویان علوم اجتماعی پیوست و رشته زبان و ادبیات فارسی دنبال کرد و با اتمام تحصیلات تکمیلی خود به تدریس این رشته در دانشگاه پرداخت. او در عین حال عضو شورای شعر و ادبیات حوزه نیز بود. پس از مدتی به شورای سردبیری مجله سروش نوجوان پیوست. از قیصر امین پور آثاری با عناوین؛ تنفس صبح،‌ در کوچه آفتاب، مثل چشمه، مثل رود، ظهر روز دهم، آینه های ناگهان، گل ها همه آفتابگردانند،‌ بی بال پریدن، طوفان در پرانتز، ‌به قول پرستو، دستور زبان عشق و سنت و نوآوری در شعر معاصر برجای مانده است. امین پور پیشتاز در سرودن اشعار انقلابی امین پور که یکی از شعرای پیشتاز انقلاب است، ‌با خلق اشعاری کم نظیر جایگاه خاصی را ادب پایداری به خود اختصاص داده است. او با اشعار خود روح دشمن ستیزی را در کالبد رزمندگان می دمید و مقاومت و پایمردی آنان را در برابر ظلم و تجاوز ستایش می کرد. از اینرو برخی وی را ملک الشعرای انقلاب و جنگ نامیدند و در توصیف او گفتند: «قیصر میان جنگ و زیبایی که متنافر و متضاد به نظر می رسند، پیوندی استوار ساخته است. فردی از زیبایی با این زبان بلند و عریان سخن می گوید که هنوز بوی باروت های جنگ به مشامش می رسد. قیصر از کسانی است که اهل خرد او را بزرگ باید بدانند.»(۲) بررسی مولفه های ادبیات پایداری در آثار قیصر مساله اصلی است. از آنجایی که او با استفاده از شگردهای ادبی مناسب برای بازگویی این مضامین مجالی وسیع یافته است و شعر او به عنوان گستره ای برای طرح مضامین ادبیات پایداری تلقی می شود. هر چند قیصر در اشعار خویش به توصیف صحنه های جنگ و تشویق رزمندگان به دفاع  پرداخته اما شاعری صلح طلب است. لحن وی در برخی از اشعارش به گونه ای است که در کنار پذیرفتن این حقیقت که جنگ از جامعه انسانی جدایی ناپذیر است اما به جانبداری از صلح و آشتی پرداخته و جنگ را تلخ و ناگوار می داند: شهیدی که بر خاک می خفت/ سرانگشت در خون خود می زد و می نوشت/ دو سه حرف بر سنگ/ به امید پیروزی واقعی/ نه در جنگ که بر جنگ از دیگر جلوه های ادب پایداری در شعر امین پور القای امیده به آینده در سایه پیروزی موعود است. شعر نیمایی روز ناگزیر را نقطه عزیمت قیصر و جداکننده ۲ دوره شعری او می دانند این شعر مفصل در مجموعه آینه های ناگهان آمده است. این شعر روز آرمانی شاعر است؛ روزی که همه بشریت به آزادی و آسایش خواهند رسید، ‌بدون قید مسلمان و غیر مسلمان، انقلابی و غیرانقلابی، ‌بدون اینکه در کدامین جنگ این طرف یا آن طرف ایستاده باشد. انسان به معنای نفس کریم در این روز ناگزیر که در همه ادیان وجود دارد به رهایی می رسد. او منتظر منجی است که در آن روز کرامت را به انسان بر می گرداند. در چنان جهانی نه ظلمی وجود دارد نه جنگی واجب می آید.(۳) آزادی در سروده های قیصر امین پور قیصر امین پور از آزادی برداشت‌های مختلفی داشت. آن چه که از مفهوم آزادی و گستره‌ آن مطرح کرده‌ایم، به ویژه نگاه و بینشی که پس از انقلاب اسلامی در اندیشه‌ روشنفکران جوان و انقلابی دیده می‌شود، زمینه‌ساز این برداشت‌های امین‌پور بوده است. رشد و تطور اندیشه‌ امین پور به خصوص در دهه‌ آخر عمرش به ویژه آشنایی با دیدگاه‌های جدید پس از ورود و تحصیل در مقاطع عالی دانشگاهی و نشست و برخاست با صاحبان اندیشه، موضوعات جدیدتر از جمله نگاه نو به آزادی برایش دغدغه‌ای شد که در سروده‌هایش دیده می‌شود. آزادی در سروده‌های او در مفهوم اولیه نجات از اسارت دشمن خارجی و جغرافیایی، در مفهوم رهایی از تعلقات و خواسته‌های نفسانی و در نهایت به مفهوم اجتماعی آن، رهایی انسان در معنی عام و مطلق دیده می‌شود. آن‌چه که در نگاه امین‌پور به آزادی مطرح شده است، آشکارا اعتراض‌هایی دیده می‌شود، گرچه نسبت به مبانی دین نیست، اما نسبت به عملکرد اجتماعی امروزی دین دغدغه‌هایی در سروده‌هایش دیده می‌شود. بی‌تردید باورمندی او به مبانی اسلام و اندیشه‌های شیعی بر هیچ فردی پوشیده نیست و در سروده‌هایش آشکار است. از یک سو باورمندی امین‌پور به مبانی اسلام و انقلاب، از سوی دیگر برداشت‌های گوناگون از آزادی در مجموعه‌های امین‌پور قابل ملاحظه است.(۴) سرودن قطعه های پیاپی یکی از شگردهای ساختاری شعرهای امین پور، سرودن قطعه‌های پیاپی یا مسلسلی است از جمله این سه قطعه‌ آرمانی؛ این‌چنین سروده‌ها فراوان دیده می‌شود: احوال‌پرسی و  گل‌ها همه آفتابگردانند، درد واره‌ها،  و آینه‌های ناگهان، این سروده‌های پیاپی گاه ممکن است در مجموعه‌های مختلف هم مانند: همزاد عاشقان و گل‌ها همه آفتابگردانند باشد. امین‌پور در قطعه‌های دیگر به موضوع مورد بحث اشاراتی دارد. در قطعه «در این زمانه» نگرانی خود را به خاطر از دست دادن هویت انسان مطرح می‌کند و می‌گوید: عقاب را اگر در قفس بیندازند، عقاب نخواهد بود، چرا که او را بی‌هویت کرده‌اند.  تو ای من، ای عقاب بسته بالم اگر چه بر تو راه پیش و پس نیست در نگاه قیصر امین‌پور آزادی با نگاه‌های مختلف و با مصداق‌های آزادی فردی، فکری و اجتماعی است. در سال‌های پیروزی انقلاب و سال‌های آغازین جنگ ایران و عراق، آزادی در برابر دشمن جغرافیایی و عقیدتی معنی می‌یافت. پس از چند سال به ویژه سال‌های پایانی جنگ و سال‌های پس از جنگ، ضمن تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی از یک سو، پویایی اندیشه و دست یافتن به نگاه‌های نو و کسب مدارج عالی تحصیلی شاعر از سوی دیگر، اندیشه و نگاه وی دست‌خوش دگرگونی‌هایی شده است.(۵) حس نوستالژی از مبانی تکرار در سروده های قیصر احساسات درونی به ویژه حسن نوستالژیکی است. تکرار برآمده از این احساس در پایان عبارات شعری امین پور، نمود برجسته تری دارد. واژگان یا عبارت های تکراری برآمده از حس نوستالژیکی در اشعار قیصر نوعی حالت تعلیق و انتظار را برای مخاطب به همراه دارد که مخاطب از آن حال تعلیق، لذتی می برد و آن حالت موجب جلوه نمایی و ماندگار شدن شعر در ذهن مخاطب می شود. از دیگر مبانی تکرار در اشعار امین پور تاثیر پذیری از عناصر تکرارآفرین و مکرر در طبیعت است. شاعر با نگاه به نمودها و نمادهای تکراری در جهان طبیعت و اصول مبتنی بر تکرار در طبیعت، اصل زایش، در پی آمدن فصول، چرخه اکوسیستم و ... و با بررسی جوانب زیباشناختی و زیبایی آفرین این عناصر در ذهن خویش به آفرینش و آرایش واژگان مکرر در بیان شعری خویش می پردازد و لذت درونی و احساس زیباپسندانه خویش را در یک شگرد زبانی به مخاطب خویش منتقل می کند. انتقال پیام به صورت غیر مستقیم به مخاطب کاربرد جمله های پرسشی و انتقال پیام به صورت غیرمستقیم را می توان یکی از ویژگی های اشعار امین پور دانست که هر چه از دوره اول فاصله می گیرد، از نظر کیفی و ژرف اندیشی خردمندانه تر می شود. حیرت، تردید، انتقاد و امیدواری را می توان از مهم ترین کارکردهای گزاره های پرسشی در اشعار امین پور به شمار آورد که بررسی آنها در فرایند زمانی به بازشناسی دگردیسی فکری- عاطفی شاعر کمک می کند. کاربرد پرسش به ویژه استفهام انکاری یا بلاغی در دوره اول و مجموعه های نخستین قیصر را می توان به ثبات و پایداری مبانی اعتقادی و انقلابی اش تعبیر کرد. از دوره دوم به ویژه در دوره سوم از میان سایه سنگین حیرت و سرگشتگی،‌ پرسش های فلسفی شکل می گیرند و با چراهای بی پاسخ تردید را تایید و تاکید می کنند. قیصر در مجموعه های پایانی با خودشناسی و خودیابی، از فردگرایی و نومیدی فاصله می گیرد و به سوی جاودانگی و فراتر از بودن، بال و پر می گشاید. او با پرسش از خویشتن و خطاب آن در آینه، در حقیقت از جایگاه انسان معاصر در جهان امروز می پرسد و با تاملات خوش بینانه خود در شعر، به رهایی همه بشریت امید دارد. بنابراین دگردیسی فکری- عاطفی قیصر از درک عقلانی و آزاد هستی و انسانی پدیدار می شود.(۶) سرانجام امین پور قیصر امین پور شاعر ادبیات پایداری، در هشتم آبان ۱۳۸۶ خورشیدی در تهران چشم از جهان فرو بست. پیکر این شاعر در زادگاهش گتوند و در کنار مقبره شهدای گمنام این شهرستان به خاک سپرده شد. پی نوشت: ۱. آرین‌پور، یحیی، از صبا تا نیما، ج ۲. تهران: زوار ۲. اکبری،‌منوچهر، نقد و تحلیل ادبیات انقلاب اسلامی،‌تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی ۳. امیری خراسانی، احمد، نامه پایداری، مجموعه مقاله ها، کرمان: بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس ۴. قرآن - آجودانی، ماشاءالله. یا مرگ یا تجدد، تهران، اختران، ۱۳۸۱ - ۵.  امین‌پور، قیصر. در کوچه آفتاب، تهران، برگ، ۱۳۶۳ – ۶. بهداروند، ارمغان، این روزها که می گذرد. تهران: نشر دانشگاهی