تالار لوتوسارائه انواع ماساژ در منزل شما با …ساخت انواع سوله و سازه های فلزی …فرچه غلطکی

شرطی کردن سیاست کشور به تصدی‌گری‌های جناحی
به گزارش ایرناپلاس،‌ «شرطی کردن اقتصاد کشور از سوی دولت به توافق‌نامه خارجی» رویکردی است که این روزها برخی رسانه‌ها و جریان‌های طیف مخالفان دولت با شدت بیشتری آن را دنبال می‌کنند تا نشان دهد مشکلات اقتصادی کنونی نتیجه گره زدن دیپلماسی دولت با چرخ اقتصاد است. از جمله،‌ یکی از روزنامه‌های اصولگرا هفته گذشته بعد از تویجهات خود، به این نتیجه‌گیری مورد علاقه‌اش رسید: «متاسفانه این تفکر که همه چیز (حتی آب خوردن) را منوط به توافق با آمریکا می‌دانست، امروز به بزرگ‌ترین بی‌تدبیری‌ای تبدیل شده که بیشترین آسیب را به اقتصاد ایران زده است.» ادعای این رسانه و دیگر رسانه‌های همسو با آن، اگر چه اتهام‌های تازه‌ای نیست و پیش از این نیز بارها به بهانه‌های مختلف روانه دولت شده بود اما از چند منظر قابل بررسی و پاسخگویی است.   نخستین موضوعی که مخالفان دولت از همان آغاز با آن مشکل داشتند،‌ توافق هسته‌ای موسوم به برجام بود که ایران با قدرت‌های بزرگ دنیا پای میز مذاکره نشست تا توافقی حاصل شود که نتیجه آن لغو همه تحریم‌های سازمان ملل، برداشتن سایه جنگ از سر ایران و به رسمیت‌ شناختن حق هسته‌ای ایران بود.  این دستاورد بزرگ فارغ از نتایج و گشایش‌های اقتصادی غیرقابل انکار، از منظر سیاسی توانست حقانیت ایران را در عرصه بین‌المللی و منطق گفت‌وگو و مذاکره کشورمان را به جامعه بین‌الملل اثبات کند تا سناریوهای دشمنان کشور مبنی بر القای جنگ‌طلبی ایران نقش بر آب شود.  چنین موفقیتی در سایه دیپلماسی هوشمندانه دولت تدبیر و امید در حالی به دست آمد که دولت پیشین که مورد حمایت طیف اصولگرایان بود، نه تنها به چنین دستاوردی نزدیک نشده بود بلکه هر روز اجماعی جهانی علیه کشورمان را به ارمغان می‌آورد تا جایی که قطعنامه‌های پیاپی شورای امنیت سازمان ملل، پیش‌بینی‌ها را به سمت رویارویی سخت سوق می‌داد.   از این جهت توافق هسته‌ای اگر چه موفقیتی بزرگ برای ایران محسوب می‌شد اما برخی جریان‌های سیاسی داخلی را دچار نگرانی کرد زیرا این دستاورد را نه از منظر منافع ملی بلکه از منظر موفقیت رقیب سیاسی خود تفسیر می‌کردند. آن‌ها جبران خلأ بدنه اجتماعی خود را نه در تلاش برای بهبود رویکردها و عملکردهایشان، بلکه در توفیق نیافتن رقیب سیاسی خود می‌دانستند و از این جهت، از فردای امضا و اجرای برجام، سنگ مخالفت با این توافق را به سینه زدند.   با مروری بر اظهارنظرها و مواضع سیاسی پس از برجام، این موضوع عیان می‌شود که کدام جریان‌های داخلی، همسو با دشمنان خارجی به مخالفت با برجام برخاسته بودند. بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، تندروهای آمریکا و برخی اپوزیسیون جنگ‌طلب خارجی از مهمترین مخالفان برجام بودند. در داخل کشور نیز برخی جریان‌ها هر چند با هداف منافع جناحی و سیاسی اما آگاهانه یا ناآگاهانه در این مخالفت‌ها، همنوا با اردوگاه خارجی و جنگ‌طلب‌ها بر طبل مخالفت با برجام می‌کوبیدند.  خروج آمریکا از برجام، همان آرزوی جمعی مخالفان داخلی و خارجی توافق هسته‌ای بود با این حال کمتر کسی تصورش را می‌کرد که همان برجام نیمه‌جان تا چه اندازه قدرتمند باشد که انزوای ایالات متحده در عرصه بین‌المللی را به دنبال داشته باشد. شکست پی‌درپی کاخ سفید در شورای امنیت سازمان ملل برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی و فعال کردن مکانیسم ماشه، یکی از بی‌سابقه‌ترین سرشکستگی‌های دیپلماتیک ایالات متحده به شمار می‌رود که مخالفان دولت، تعمدا آن را نادیده می‌گیرند.  رسانه‌هایی که این روزها پیکان تخریب و هجمه علیه دولت را دوچندان کرده‌اند، همواره از تحقیر کشورها در مقابل ایالات متحده، کوهی برای مخالفت با هرگونه مذاکره می‌سازند، اما چگونه است که از تحقیر آمریکا در برابر منطق قدرتمند دیپلماسی دولت تدبیر و امید کلامی به میان نمی‌آورند؟  رسانه‌هایی که این روزها پیکان تخریب و هجمه علیه دولت را دوچندان کرده‌اند، همواره از تحقیر کشورها در مقابل ایالات متحده، کوهی برای مخالفت با هرگونه مذاکره می‌سازند، اما چگونه است که از تحقیر آمریکا در برابر منطق قدرتمند دیپلماسی دولت تدبیر و امید کلامی به میان نمی‌آورند؟  نکته دیگر درباره ادعای شرطی کردن اقتصاد کشور به توافق‌نامه‌های خارجی است که باید به آن پرداخت. تردیدی نیست تحریم‌های آمریکا آثار اقتصادی مشهودی بر کشور داشته است و دولت نمی‌تواند با  چشم بستن بر حقایق و مشکلات مردم، همچون دولتمردان سابق، تحریم‌ها را ورق‌پاره بخواند و فشارهای اقتصادی بر مردم را انکار کند. چه آنکه تحریم‌های ظالمانه علیه مردم ایران،‌ در عمل حتی در حوزه دارو و غذا نیز اعمال شده است.  با این حال در چنین شرایطی که مشکلات اقتصادی ناشی از شیوع بیماری کرونا نیز دامن کشور را گرفته است، دولت نه تنها اقتصاد کشور را مشروط بر توافق‌های خارجی نکرده، بلکه شاهد بهره‌برداری از طرح‌های بزرگ و زیربنایی در کشور هستیم که تردیدی نیست دولت‌های آینده می‌توانند از میوه آن برداشت کنند. طرح‌های بزرگ وزارت نیرو تحت پویش هر هفته الف ب ایران، اقدامات وزارت راه و شهرسازی در توسعه زیرساخت‌های ارتباطی اعم از جاده‌ای و ریلی و بهره‌برداری از طرح‌های مسکن مهر که از دولت قبل بر زمین مانده بود و اجرای طرح اقدام ملی مسکن، پروژه‌های بزرگ وزارت جهادکشاورزی در آب‌رسانی و خودکفایی در محصولات ضروری و استراتژیک، اقدامات وزارت نفت در توسعه پالایشگاه‌ها و پتروشیمی و خودکفایی در سوخت و امکان صادرات تولیدات مازاد، توسعه زیرساخت‌ها و فناوری‌های ارتباطی و افزایش ضریب‌نفوذ اینترنت پرسرعت توسط وزارت ارتباطات و پویش ملی تولید تدوام امید به همت وزارت صمت تنها بخشی از دستاوردهای این دولت در سایه تکیه بر توان داخلی بوده است.  از سوی دیگر، برخی از این رسانه‌های مخالف دولت، مدعی بی‌انضباطی پولی و بودجه‌ای در کشور شده‌اند اما این ادعا بدون هیچ سند و مدرکی تنها به قصد تشویش اذهان عمومی، تخریب دولت را هدف قرار داده است. این اتهام‌زنندگان،  فراموش کرده‌اند دولت کنونی برخلاف دولت گذشته، منظم‌ترین دولت در ارائه لایحه بودجه سالانه کشور به مجلس بوده است در حالی که دولت پیشین که با حمایت گسترده رسانه‌های اصولگرا همراه بود با انحلال سازمان برنامه و بودجه و ارائه با تاخیر لایحه بودجه به مجلس، یکی از افسارگسیخته‌ترین روزهای بودجه‌ای کشور را رقم زد.  علاوه بر آن، ادعای برداشت از صندوق توسعه ملی برای جبران کسری بودجه در دولت تدبیر و امید در حالی از سوی جریان رسانه‌ای مخالف دولت مطرح شده که در سال‌های برنامه چهارم یعنی فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸، بیش از ۱۰۸.۶ میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی براساس تکالیف بودجه‌ای برداشت شده بود. این رسانه‌ها از جمله کیهان فراموش کرده‌اند که دولت گذشته با چه هدفی هیأت امنای صندوق ذخیره ارزی را منحل کرد. این برداشت‌ها در سال‌های دولت مورد حمایت کیهان‌نویسان در حالی صورت می‌گرفت که رسانه‌های همسو، هیچ اعتراضی به آن روندها نداشتند؛ آن هم در حالی که در آن سال‌ها بیشترین درآمدهای نفتی روانه خزانه دولت شده بود و مشکلاتی همچون بحران کرونا نیز کشور را با مشکلات روبرو نکرده بود.  با کنار هم قرار دادن این گزاره‌ها، این نتیجه حاصل می‌شود که طیف رسانه‌های منتقد و مخالف دولت، عرصه سیاست و اقتصاد کشور را با تصدی «هم‌طیفان و دیگران» شرطی کرده‌اند. هر زمان که جریان همسو بر سر کار باشد، سیاست‌ها و مواضع رسانه‌ای آنها با همراهی دیگر نهادهای همسو، از دولت حمایت می‌کنند و هر زمان «دیگران» بر سر کار باشند، حمله به دولت را حتی اگر خلاف منافع ملی باشد، بی هیچ استدلال و منطقی دنبال می‌کنند. اکنون نیز جریان رسانه‌ای آنها، در حالی از تریبون‌های خود برای تخریب دولت و تیره و تار نشان دادن اقدامات انجام شده در این سال‌ها استفاده‌ می‌کنند که فراموش کرده‌اند رهبر معظم انقلاب در چند ماهه اخیر درباره همراهی با دولت در این یکسال باقی‌مانده، چه رهنمودها و تاکیداتی برای گذر از این روزهای سخت بی‌سابقه داشتند.