سازنده وطراح تمامی خطوط تزریق فومپوست کن پوست سبز بادام درختیفروش قطعات استوک کامپیوتر / قطعات …برس سیمی

حاشیه، بلای جان تراکتور
به گزارش ایرنا، حواشی در تراکتور از زمانی آغاز شد که این تیم در عرصه رقابت های لیگ برتر، خود را به عنوان مدعی مطرح کرد و برای تیم های بزرگ خط و نشان کشید و رقیبان چون حریف تراکتور در مستطیل سبز نبودند، با استفاده از برخی افراد که از سفره تراکتور کنار گذاشته شده بودند و همچنین سوء استفاده از سادگی برخی هواداران دلسوز تیم، حواشی زیادی برای این تیم مردمی ایجاد کردند و در مقاطع حساس، تراکتور را از رسیدن به جام قهرمانی بازداشته و در چند قدمی آن متوقف کردند.  تراکتور از زمانی که پا در عرصه رقابت های لیگ برتر گذاشت، فرهنگ طرفداری از فوتبال ایران را تغییر داد و هواداران تیم با حمایت همه جانبه، چه در پیروزی ها و چه در باخت ها، خود را به عنوان پرشورهای فوتبال ایران معرفی کردند و شعار «عیبی یوخ» (عیبی ندارد) نتیجه همین حمایت های عاشقانه حتی در مواقع باخت تیم بود. نام تراکتور بزرگ تر از هر بازیکن و یا مربی و این بدین معنی است که بازیکن و مربی باید در خدمت تیم باشند و خود را فراتر از آن ندانند، اما این مهم در چند سال اخیر رنگ باخته و برخی ها خود را بالاتر از تراکتور می دانند و همین امر موجب آسیب تیم در مقاطع حساس شده است. حفظ جایگاه و حرمت بازیکنان، امری پسندیده است، اما زمانیذکه بازیکن و یا بازیکنان خود را بالاتر از تیم بدانند و غرور کاذب آنها را فرا بگیرد، یا باید فاتحه تیم را خواند یا پرونده بازیکن را بست، که در سال های اخیر در تراکتور بیشتر گزینه اول مد نظر بوده و خواسته بازیکنان بر تیم ارجح بوده و همین امر موجب درجا زدن و پس رفت تیم شده است. البته فشار برخی هواداران که خواسته و یا ناخواسته تیم را در کنج قرار می دهند، در این تصمیم گیری ها موثر بوده و برخی افراد فرصت طلب، با فراهم شدن چنین شرایطی به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود و بر هم زدن آرامش تیمی می افتند که البته در رسیدن به مقاصد خود، موفقیت های چندین باره داشته اند. فراموش نمی کنیم زمانی که تراکتور متحد و منسجم بود، هیچ تیمی چه در خانه و در خارج از خانه، توان رویارویی با آن را نداشت، اما زمانی که این اتحاد و انسجام از سوی دلالان و هوادارنماها نشانه رفت، تراکتور از روزهای اوج خود فاصله گرفت و کسب عنوان قهرمانی برای آن به رویایی دست نیافتنی تبدیل شد. در سال های اخیر، داستان تراکتور خیلی تکراری شده و این تیم در طول فصل چندین بار مدیرعامل و سرمربی تغییر می دهد و به لطف قرارداهای ضعیف، بازیکنان را نیز نمی تواند کنترل کند و همین عوامل موجب بی ثباتی در تیم شده و پرونده های باشگاه در فدراسیون و کنفدراسیون و فیفا را قطورتر کرده است. علاقه مالک باشگاه به حضور اسامی بزرگ در تیم، بدون در نظر گرفتن کارآیی آنها، محکومیت در پرونده های باز شده علیه تیم، دخالت در امور فنی از سوی افراد غیرمسوول، انتخاب افراد کوتوله به عنوان سرمربی و  کرونا و شرایط حاکم بر جامعه، همه و همه، زمینه افت تراکتور را فراهم کرده و این تیم به رغم برخورداری از بازیکنان با نام های بزرگ، اکنون در میانه های جدول قرار گرفته است. آخرین تغییرات فنی در تیم تراکتور نیز مربوط به حضور خطیبی به عنوان سرمربی در این تیم است که با یکی دو باخت و یا نتیجه مساوی، صداهایی از گوشه و کنار و برای اخراج وی سرداده می شود که این صداها نه از سر دلسوزی، بلکه برای پرکردن جیب برخی ها و به حاشیه کشاندن تراکتور است و انتظار هوادار واقعی از مالک و تصمیم گیرندگان در باشگاه، دادن فرصت به خطیبی است تا این مربی بومی و مجرب، تجربیات و توان فنی خود را در تیم پیاده و تراکتور را برای فصول بعدی و با توان واقعی روانه میادین کند.  نباید این نکته را فراموش کرد که دست رسول خطیبی در تراکتور بسته و تمامی ایرادها به وی غیروارد است، چون رسول عملا در بستن تیم نقشی نداشته و مقابل کار انجام شده قرار گرفته است و به طور یقین تصمیمات وی در راستای رشد تیم و حرکت رو به جلو اتخاذ شده و نباید در این میان، بازیچه دست دلالان و در کمین نشستگان شد. آنچه مسلم است اینکه رسول خطیبی نسبت به داشته هایش تصمیم می گیرد و نمی تواند در اداره تیم، نظرات همه بازیکنان را لحاظ کند، بلکه با خطوط قرمزی که تراکتور دارد، جلو می رود و نهایت تلاش او و مجموعه اش، سربلندی تراکتور و شادی هواداران است.  کمی آگاه و مسوول باشیم و با هر نظر و کامنتی در فضای مجازی که گاها از سوی دلالان به صورت هدایت شده و گاها از سوی بازیکنان منتشر می شود، علیه تیم جبهه نگیریم و فراموش نکنیم که تراکتور فراتر و بزرگ تر از هر نامی است.