مرکزتخصصی آموزش زبانهاي خارجي زبان …تشک رویال خوابستانگیت کنترل ترددزیتون و روغن زیتون

هنرمندان، بهترین پل تعامل کشورها
اشتراکات بسیار فرهنگی، زبانی، فکری و مذهبی افغانستان و ایران ظرفیت بی‌نظیری برای توسعه ارتباطات دو کشور ایجاد کرده اما به دلایل مختلف از این ظرفیت بهره برداری درست و شایسته‌ای صورت نگرفته ‌است. حتی در سال های اخیر به واسطه اتفاقات مختلف این ارتباطات به چالش کشیده و آنچنان که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است. افغانستان طی چهاردهه گذشته درگیر جنگ و تجاوز خارجی بوده و از همین‌رو تولیدات علمی و فرهنگی این کشور تحت تاثیر قرار گرفته است. در حال حاضر با توجه به ریشه‌های مشترک فرهنگی و تمدنی ایران و افغانستان، ضرورت جدی گسترش روابط علمی و فرهنگی احساس می شود. افغان‌ها در ایران مشکلات قانونی متعددی دارند محمد ارزگانی هنرمند افغان در گفت وگو با خبرنگار فرهنگی ایرنا و در تشریح چرایی فقدان همکاری هنرمندان ایرانی و افغان به رغم پیشینه فرهنگی، نزدیکی های تاریخی و حتی زبانی دو ملت بیان کرد: این که چرا ارتباط هنرمندان افغانی با هنرمندان ایرانی کم هست شاید به این دلیل باشد که متاسفانه در ایران ما افغان‌ها مشکلاتی قانونی متعددی داریم. وی افزود: اکثر افغان هایی که در ایران رشد کرده اند استادانی ایرانی داشته اند و در این قسمت مراوده تنگاتنگ بوده است. به شخصه چون کار خوشنویسی انجام می دهم این هنر را در انجمن خوشنویسان یاد گرفته ام و تا مقطع فوق ممتاز را در انجا سپری کرده ام. اما این که چرا نمایشگاه یا کارهای مشترک برگزار نمی شود به مشکلات قانونی بازمی گردد و این که در بستر قانونی مشکلات متعددی برای ما وجود دارد. این هنرمند افغان ادامه داد: دوستان ما به دلیل همین مشکلات پیگیر انجام کار نمی شوند و رغبتی به دنبال کردن ندارند وگرنه اگر امروز ارگانی دنبال کردن این موضوع را تقبل کند و کارهای اداری آن را به انجام برساند، با استقبال بسیار مواجه خواهد شد. بهترین راه برای بهبود رابطه دو کشور هنرمندان هستند ارزگانی در پاسخ به این پرسش که نقش هنرمندان ایرانی و افغان در بهبود پیوندهای دو ملت چیست و  آیا اساسا هنرمندان می توانند در تسهیل گری این امر مفید باشند، توضیح داد: اتفاقا بهترین راه برای بهبود رابطه دو کشور همین هنرمندان هستند؛ ما که در ایران زندگی می کنیم به نوعی خودمان را شهروند این کشور می دانیم اگرچه به لحاظ قانونی ما را نمی پذیرند و نسبت به ما تبعیض قائل می شوند اما خودمان را شهروندان این آب و خاک می دانیم. زیرا در این ممکلت رشد کرده، بزرگ شده و این هنر را فراگرفته ایم. این که تاحالا در بخش هنری اتفاقی صورت نگرفته است شاید کم کاری از طرف خود ما هنرمندان هم باشد. زیرا در بخش ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی بین هنرمندان وجود دارد چنانچه دو دوره قبل، رئیس جشنواره شعر فجر استاد محمد کاظمی یک افغانستانی بود. این هنرمند خوشنویس بیان کرد: در قسمت ادبیات کار مشترک زیاد صورت گرفته است اما در قسمت هنر مقداری این کم کاری مشهود است و دلیل عمده آن این است که در این حوزه شاید حمایت های چندانی وجود ندارد. به عنوان مثال من اگر بخواهم به شهری خارج از تهران بروم و برنامه ای مشترک برگزار کنم بسیار باید از نظر قوانین مراحلی را پشت سربگذارم تا بتوانم یک برنامه مشترک با یک هنرمند ایرانی داشته باشم و این گونه نیست که من اگر امروز تصمیم گرفتم بتوانم با کسی به توافق برسم زیرا در بسیاری شهرها موضوعات متعددی دخیل است. ارزگانی تصریح کرد: حتی در برخی موارد بحث سلیقه ای می شود و یک مسئولی اگر از من خوشش بیاد شاید مجوز بدهد و مسئولی دیگر که خوشش نیاید مجوز ندهد. اما ما به جد دنبال این هستیم که این برنامه ها را دنبال کنیم به خصوص اگر درگیری با کرونا تمام شود، تصمیم داریم کارهایی مشترک را با دوستان ایرانی انجام بدهیم. سال گذشته که کرونا نبود این کار مشترک را انجام دادیم یعنی بین هنرمندان ایرانی و افغانستانی ساکن مشهد نمایشگاه خیلی خوبی را برگزار کردیم که بسیار استقبال شد. وقتی بستر قانونی فراهم نیست، محدودیت‌هایی وجود دارد این هنرمند افغان در توضیح این پرسش که شاهد ظهور نسل دوم و گاه نسل سوم مهاجران افغان در ایران هستیم که بعضا در زمینه های هنری و فرهنگی از سینما گرفته تا موسیقی موفق بوده اند (مانند خانم فرشته حسینی در زمینه سینما یا ثریا حسینی در موسیقی) نقش نهادهای ایرانی در این زمینه چه بوده است، تاکید کرد: من را به عنوان شهروند نمی پذیرند و از نظر سیستماتیک مورد حمایت قرار نمی گیریم و این که افراد به صورت فردی به جایی برسند حاصل تلاش خودشان بوده است. یعنی این افراد استعدادهایی بوده اند که با تلاش های فردی به جایی رسیده اند اما از نظر قانونی این بستر برای ما فراهم نیست که به صورت غیرفردی بالا بیاییم. برای استفاده از کتابخانه شما باید کد ملی داشته باشید و هر آموزشگاهی که بخواهید بروید چون جزو اتباع محسوب می شوید محدودیت هایی وجود دارد. اینها مشکلات سیستماتیکی است که ما با آنها درگیر هستیم یعنی حمایت قانونی نمی شود. وی افزود: برای نسلی که افغانستان را ندیده این موضوعات سخت است ضمن این که سفارت ما هم در ایران این امکانات را ندارد و اولویت های دیگری دارد که بخش های آموزش و فرهنگ و همانند آن در اولویت سوم و چهارمش هم قرار ندارد این است که آنها نمی توانند کاری کنند. اما در اینجا هم مشکل ما بستر قانونی است؛ مهاجری که در اینجا به دنیا آمده است و نسل سوم و چهارم محسوب می شود چه از منظر اسلامی و چه ایرانی اینها شهروندان ایران محسوب می شوند اما این که دوستان ایرانی این را قبول نمی کنند و مار را به امان خدا رها کرده اند طبیعتا باعث می شود رشد صورت نگیرد. ارزگانی تصریح کرد: در نتیجه کسانی را در زمینه های مختلف داریم که واقعا موفق بوده اند اما این موفقیتشان نتیجه فعالیت های فردی ایشان بوده است. رابطه‌ای که دوسویه نیست این هنرمند افغان در انتها و در پاسخ به این سوال که چرا نویسندگان معاصر افغان کمتر در ایران شناخته شده هستند و چه راهکاری برای بهبود این امر می شود پیشنهاد کرد، خاطرنشان کرد: بعد از دوستان ایرانی بیشترین مصرف کننده کتاب های ایرانی ما افغانستانی ها هستیم. وی ادامه داد: یعنی کامیون کامیون کتاب از ایران به کابل می رود و دانشگاه ها و بازار کتاب افغانستان پر از کتاب های ایرانی است و افغانستانی ها حتی با نویسندگان درجه دو و سه ایرانی هم آشنایی دارند. اما دلیل این که چرا نویسندگان ما در ایران ناشناخته هستند این است که ما برای ورود کتاب هایمان به ایران باید از هفتخوان رستم عبور کنیم. ارزگانی افزود: کتابی که بخواهد از خارج از ایران وارد شود، دردسرهای فراوانی دارد. هرساله برای نمایشگاه کتاب ما این مشکلات را داریم که کتاب می آید و در مرز می ماند و آنقدر خاک می خورد که از خیر ورود آن به ایران می گذریم و این رابطه، رابطه ای دو طرفه نیست. نه صرف این که رابطه فقط در مورد کتاب باشد ما این موضوع را در مورد محصولات تجاری افغانستان داریم چنانچه محصولات افغانستانی را با استانداردها به سرتاسر دنیا صادر می کنیم اما متاسفانه به بهانه استاندارد هرگز نمی گذارند  محصولات افغانستان از مرز وارد کشور شوند. هنرمندی از نسل اول محمد ارزگانی در سال ۱۳۵۲در ولایت دایکندی افغانستان به دنیا آمد. در دهه شصت به همراه خانواده‌اش به ایران آمد. او توانست تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه دهد. تشویق معلم هنرش باعث شد هنر خطاطی را ادامه دهد. وی از نسل اول مهاجران افغان در ایران است. او از زمان مدرسه به هنر خوش‌نویسی علاقه‌مند شد و با پیگیری‌هایی که داشت توانست به انجمن خوشنویسان برود و خطاطی و خوشنویسی را به صورت حرفه‌ای دنبال کند. او حالا استاد شناخته شده خط فارسی است گرچه برای امرار معاش بنایی‌ می‌کند. این استاد خطاطی و خوشنویسی در نمایشگاه‌های مختلفی شرکت کرده و با تلاش و کوشش خود هنر خطاطی و خوشنویسی افغانستان و ایران را زنده نگه داشته است و این هنر را به نسل جدید مهاجران منتقل می‌کند.