استخدامنمایندگی کابل سیمند(سیمند کابل)حمل و نقل زمینی شهرستان بار تهرانالمنت رطوبتی هوشمند

استقرار و استحکام پایه‌های تشیع با اهتمام علمی و فرهنگی امام رضا(ع)
زندگی ائمه اطهار(ع) را می توان یک حرکت مستمر و طولانی دانست که با امامت حضرت علی(ع) آغاز شد و با تا کنون نیز ادامه دارد. هدف و جهت امامان معصوم(ع) در یک راستا قرار داشت. بنابراین باید سیره همه این بزرگواران را در طول تاریخ هم مطالعه و بررسی کرد. در حقیقت اهل بیت(ع) همگی یک نور واحد هستند که بنا به اقتضائات سیاسی و اجتماعی، راه و روش متفاوتی را برای هدایت مسلمانان انتخاب می کردند. از جمله پیشوایان دین که به رهبری شیعیان همت گماشت، امام رضا(ع) هشتمین ستاره آسمان امامت و ولایت بود که در ۱۱ ذیقعده در مدینه چشم به جهان گشود. نام مبارکش، علی، کنیه آن حضرت، ابوالحسن و دارای القاب متعددی از جمله؛ رضا، صادق، ‏صابر، فاضل، قره ‏اعین المومنین و… هستند اما مشهورترین لقب ایشان، «رضا» به معنای خشنودی است. سیره و سبک زندگی امام رضا(ع) مختصات ویژه ای دارد که بنا به مقتضیات و شرایط سیاسی و اجتماعی زمان آن حضرت(ع) تبیین آنها می تواند الگویی برای جامعه امروز باشد. دوره ولایت عهدی ایشان از وضعیت خاصی برخوردار بود که امام رضا(ع) از این فرصت تحمیلی بیشترین استفاده را برای تبلیغ اسلامی واقعی برد، بنابراین عمل به سیره و توصیه های این امام همام در همه مناسبت ها از جمله بعد سیاسی،‌ ضامن سلامت جامعه و اعضای آن خواهد بود. شخصیت علمی امام(ع) رویکرد فرهنگی این دوره و قرار گرفتن ایشان در منصب ولایتعهدی از علل ایجاد این شرایط متفاوت محسوب می شود. از میان تحولات تاریخ تشیع بدون شک سفر هشتمین امام شیعیان به ایران از مهمترین و سرنوشت سازترین حوادث بود. این سفر تحولات عمیق و بی بدیلی در فرهنگ ایرانی به وجود آورد. گرایش مردم ایران به تشیع، تعمیق علوم و معارف شیعی میان ایرانیان، رواج فرهنگ علوی و همچنین تثبیت هنر اسلامی در جهت تکمیل و بازسازی مقبره رضوی از مهمترین دستاوردهای این سفر بود که در نهایت به نهادینه شدن فرهنگ علوی میان ایرانیان منجر شد. پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز میلاد امام رضا(ع) با حجت الاسلام «محمدعلی رفعتی» پژوهشگر امور دینی و مدرس تاریخ اسلام به گفت و گو پرداخت. اوضاع فرهنگی جامعه اسلامی در عصر امام رضا(ع) حجت الاسلام محسن رفعتی با اشاره به اینکه اهتمام ویژه دین اسلام به دانش پروری و فرهنگ دوستی و نیازمندی به درک صحیح آموزه های اسلامی است، گفت: مسلمانان از همان آغاز در صدد توسعه فرهنگ و پیشرفت تمدن انسانی بودند تا ساحت تعلیم و تربیت را وسعت بخشند. نهضت ترجمه در دوران زندگانی امام رضا(ع) رونق گرفت و به همین علت این دوران به عصرالاسلام الذهبی یا دوران طلایی اسلام مشهور است. نهضت ترجمه در دوران مأمون وارد مرحله ای تازه ای شد. شکوفایی مجدد علوم اسلامی، رونق و رشد اندیشه ها، ورود افکار بیگانه در جامعه اندیشمندان مسلمان و شکل گیری مکتب های فکری گوناگون براساس افکار در دوره امام رضا(ع) از جمله مواردی به شمار می رود که در این دوره رواج یافت. مخالفت امام رضا(ع) در ایجاد تعارض و تناقض در سیستم حکومتی این پژوهشگر امور دینی با بیان اینکه امام رضا(ع) هیچگاه اجازه نداد، مأمون با استفاده از حضور ایشان در دستگاه حاکم، بهره برداری سیاسی کند، اظهار داشت: هشتمین امام شیعیان با قرار گرفتن در منصب ولایتعهدی مقداری دستشان بازتر شد و برای انجام پاره ای از امور، فضای مناسب تری یافت. همچنین منصب ولایتعهدی زمینه ارتباط وسیع تر با علویان و غیر علویان را فراهم کرد و یک ظرفیتی برای ایشان ایجاد کرد تا بدنه اجتماعی را استحکام بخشد. بدین ترتیب قلمرو روابط حضرت(ع) با طیف های مختلف گسترش یافت به عبارت دیگر از نظر کمی و کیفی ارتباط ایشان با بدنه اجتماعی بیشتر شد و همچنین ارتباط این امام همام با برخی از دگراندیشان دینی و سیاسی، مهیا شد تا بسیاری از آنچه مدنظر هست به اینها منتقل کند. هشتمین امام شیعیان به امام گفت وگو مشهور بود، چون حضرت(ع) در قالب گفت وگو هم با علویان و هم با دیگران چه مخالفان دینی و مذهبی و چه مخالفان سیاسی، تلاش می کند که با آنها باب گفت وگو را باز کند و نشان دهد که در این مسیر می توان بسیاری از نکات و آموزه ها و اندیشه ها را منتقل کرد. الگوسازی از امامان(ع) معطوف به تمام معادلات عصر حاضر این استاد تاریخ اسلام در ادامه با بیان اینکه الگوسازی از امامان معصوم(ع) باید در همه دوران ها مستمر باشد، گفت: باید تلاش کنیم که اصول کلی رفتارها و حرکت هایمان را با ائمه معصوم(ع) بسنجیم و الگوسازی از امامان(ع) باید معطوف به تمام معادلات عصرها باشد. امام رضا(ع) چون یک درک عینی و واقعی و درستی از معادلات پیرامونی خود داشت، بنابراین وقتی ولایتعهدی به ایشان پیشنهاد می شود با شروط خاص می پذیرد، که این موضوع یک پیام دارد که حاکمان ما باید در تصمیماتی که برای جامعه می گیرند، تلاش کنند که فهمشان را از عصر پیرامونی خود دقیق تر، عینی تر و واقعی تر کنند. هنگامی که امام رضا(ع) در قدرت حضور می یابد، به جای تصاحب آن با روش های غیر معمول و خشونت آمیز تلاش دارد به بسط و توسعه تفکر شیعی آن هم در قالب مناظره روی آورد. امام هشتم(ع) با آن که خلافت را حق خود می دانست و بهترین فرصتی بود تا بتواند حق خود را از غاصبان بستاند، اما به خاطر آنکه می دانست با قرار گرفتن در مسند خلافت در آن مقطع نخواهد توانست به پیشبرد دین خدا و هدایت و ارشاد مردم کمک کند، ترجیح داد از قدرت صرف نظر کند و از موقعیتی که پیش آمده برای اثبات حقانیت اسلام، تشیع و مظلومیت اهل بیت پیامبر(ص) بهره ببرد. در حقیقت قدرت برای ایشان هدف نبود، وسیله بود. امام(ع) به دنبال احیای اسلام حقیقی با تأسی به سیره و سنت پیامبر(ص) بود که نتیجه آن بطلان روش مملکت داری خلافت عباسی شد. ایشان با رفتار خود مأمون را از رسیدن به اهداف خود از آوردن امام(ع) به مرو و تحمیل ولایتعهدی بر او بازداشت. تاثیر امام رضا(ع) در تعالی باورهای معنوی مردم ایران در زمان حیات حجت الاسلام رفعتی به تاثیر وجود امام رضا(ع) و اندیشه های ایشان در باور معنوی مردم ایران اشاره کرد و بیان داشت: آمدن امام رضا(ع) به ایران برای ولایت عهدی امری اجباری بود و امام(ع)‌بارها این امر را در فرصت های مختلف یادآور شده بود اما ایشان برای انجام رسالت الهی خود که همان هدایت و جهت دادن فرصت انسان هاست از هیچ کوششی دریغ نکرد. برخی از تحلیلگران از جمله محمدهادی همایون تاریخ نگار رسالت امام رضا(ع) را در راستای تمدن بزرگ اسلامی تربیت مردم ایران معرفی می کند. از این رو هشتمین امام شیعیان در طول سفر خود در ایران و همچنین در مدت اقامتشان در مرو به صورت هدفمند به اجرای برنامه هایی پرداختند که نتیجه آن ناکامی مامون در رسیدن به اهدافش و همچنین تحقق رسالت الهی خودشان بود. کرامات امام رضا(ع) از لحظه ورود به ایران سرآغازی، برای تقویت شناخت ویژگی های امام(ع) و ایمان به شایستگی ایشان برای امامت بود. وجود بعضی ویژگی ها در این کرامات عاملی شدند، برای نهادینه شدن این باورها در اذهان مردم ایران تا در طی نسل های متمادی از آنها شیعیانی دائمی و محب واقعی اهل بیت(ع) بسازد تا بدانند که راه سعادت ارتباط و پیروی از اهل بیت(ع) است و آن را تمرین زندگی خود قرار دهند. قلمروهای سبک زندگی در آموزه های تربیتی امام رضا(ع) حجت الاسلام رفعتی در پایان آموزه های تربیتی امام رضا(ع) را توجه به قلمرو الهی، فردی،‌ اجتماعی و زیست محیطی پایه اساسی و چارچوب سبک زندگی دانست و افزود: این نوع از سبک زندگی می تواند در مسیر رشد تمامیت شخصیت فرد، استعدادهای او را شکوفا نماید و وی را به کمالی که مستحق آن است، برساند. امام رضا(ع)‌ لازم می داند، فرد توانمندی ادراکی خود را افزایش دهد و شناخت خود را نسبت به خدا و صفات او از قبیل بی نیازی خدای متعال، شنوایی، دانایی، توانایی، عدالت، خلاقیت و این که هیچ فردی مانند او نیست و وجود منحصر به فرد دارد و شریکی هم ندارد، ارتقاء دهد. امام رضا (ع) به عنوان امامی که پرچمدار روبرو شدن با فرهنگ‌ها و عقاید مختلف بود و از مناظره با آنها استقبال می‌کرد تا در جهت اصلاح آنها گامی مؤثر برداشته باشد، یکی از بهترین الگوها در اصلاح سبک زندگی انسان‌ها محسوب می‌شود؛ این اصلاحات در جایی که تک تک افراد جامعه با فرهنگ‌های مهاجمی روبرو هستند که گاه به آنها اجازه فکر کردن هم نمی‌دهد، امری مهم و غیر قابل انکار است.