فروشگاه اینترنتی بلینکالاآموزش خصوصی و مشاوره کارشناسی بدنه …فروش پودر ماهی، پودر گوشت، پودر …باشگاه مشتریان با امکانات ویژه …

جرعه‌ای از دعای ختم قرآن امام سجاد(ع) در ابتدای ضیافت الهی
شاید کمتر کسی تصور می کرد که ماه مبارک رمضان امسال برای مصون ماندن از شر ویروس کرونا به جای حضور در مساجد و اماکن مقدس و شرکت در مراسم های معنوی و جزء خوانی قرآن کریم در خانه های خود بنشینیم و در کنار خانواده به سفارش های ائمه عمل کنیم. یعنی در این ماهی که ضیافت الهی است روزانه به تلاوت یک جزء قرآن مشغول شویم ولی همین تلاوت قرآن به فرموده پیامبر اکرم (ص) خانه هایمان را نورانی می کند. رسول خدا (ص) فرمود خانه های خود را با تلاوت کلام الهی نورانی کنید. چون همانگونه که ستارگان آسمان برای اهل زمین می درخشد، خانه ای هم که در آن قرآن بسیار تلاوت شود، برای اهل آسمان می درخشد. همین قرنطینه و خانه نشینی فرصتی را فراهم کرده تا ماه مبارکی جدید را تجربه کنیم و با بهره گیری از آیات نورانی قرآن و کلام اهل بیت (ع) معرفت خود را افزایش دهیم. یکی از این معارف دعای چهل و دوم صحیفه سجادیه است که سیدالساجدین هنگامی که قرآن را ختم می کرد، ضمن دعایی مفصل به راز و نیاز به درگاه الهی می پرداخت و درس هایی را برای شیعیان به ارمغان گذاشت. همانگونه که بزرگان سفارش کرده اند دعای وداع امام سجاد (ع) با ماه رمضان را در آغاز ضیافت الهی زمزمه کنید، حالا که جزء خوانی قرآن را شروع می کنیم، از دعای چهل و دوم صحیفه بهره گرفته و با حضور قلبی بیشتر کلام الهی را بنوشیم و گوهری به اندازه تلاشمان از این دریای مواج و عمیق سیدالساجدین برگیریم.  آیت‌الله حسن ممدوحی کرمانشاهی استاد حوزه علمیه، صحیفه سجادیه را در کتاب شهود و شناخت ترجمه کرده و به شرح ۵۴ دعای سیدالساجدین پرداخته است. اینک به فرازهایی از دعای سیدالساجدین و شرح این استاد اخلاق می پردازیم؛ استادی که آیت الله جوادی آملی مفسر بزرگ قرآن کریم در مقدمه کتاب شهود و شناخت از او به صاحب علم صائب و عمل صالح یاد کرده است. در ابتدا فرازی از دعای امام چهارم و در ادامه شرح آیت الله ممدوحی بیان می شود.  شخصیت قرآنی پیدا کنیم این قرآن نوری است که تاریکی های گمراهی و جهالت ها با پیروی از آن روشن می گردد و برای کسی که به آن گوش فرا داده و آن را فهم کند، مایه شفا و بهبودی می باشد و میزان عدالتی است که زبانش از حق تجاوز نمی کند و نور هدایتی است که نورو برهان خود را از شاهدان پنهان نمی دارد و پرچم نجاتی است که اگر کسی به شیوه آن اقتدا و از آن پیروی کند، هرگز گمراه نمی شود و دست هلاکت به دامن کسی که به دستگیره محکم آن دست زند، نمی رسد. زمانی قرآن موجب رشد و هدایت می شود که به چند نکته توجه کنیم و یکی از این نکات گوش دادن به کلام الهی است به گونه‌ای که شخصیت قرآنی پیدا کنیم. این فراز آن گاه قرآن را موجب رشد و هدایت می داند که انسان به چند شرط و نکته اساسی پایبند باشد و شرط اول این است که به براهین قرآن توجه کند. یعنی اولا بیاندیشد و ثانیا نور و برهان آن را بفهمد. بر این اساس صرف خواندن بلکه حفظ تمامی قرآن اگرچه آثار ویژه خود را دارد ولی برای رشد و هدایت کافی نیست. این نکته را قرآن نیز گوشزد نموده که هدایت را فقط ویژه آن دسته از مردمان می داند که صاحب تعقل و تفکر باشند. (سوره یونس آیه ۱۰ و نحل آیه ۱۶) شرط دوم آن است که به قرآن خوب گوش فرا دهد و هنگام خواندن آن سکوت را رعایت کند و سکوتش همراه با فهم و استماع باشد. زیرا سکوت به تنهایی کافی نیست و فهم به صورت تصور الفاظ یا تصور معنا و مفاهیم و از هم بریده کلمات، مفید نخواهد بود، بلکه به گونه ای باید به قرآن گوش فرا دهد که جملات قرآن را شنیده و به تصدیق برسد و به تدریج شخصیت قرآنی پیدا کند. به دیگر سخن، آیات الهی به جان و قلب او بنشیند و خوراک وجود او گردد؛ آن چنان که چه بسا به آن جا برسد که قرآن مصداقی گردد و این مقام نزدیک ترین مرتبه به حضرات معصومین (ع) است. زیرا آنان خود مصداق قرآن و قرآن ناطق هستند. شرط سوم آن است که نیت او از گوش دادن و تصدیق، راه یابی به صراط مستقیم باشد و با حفظ صراط مستقیم قرآنی، هراسی از هزاران خطوط انحرافی نداشته و با اطمینان دل و جان به انجام وظایف قطعی خود پرداخته و به نتایج قطعی ادای وظایف خود همواره مطمئن و خاطر جمع باشد. اگر کسی این سه پیام امام را با دقت دریافت کرده و به آنها گوش فرا داد، به خوبی در می یابد که قرآن نوری است هدایتگر که تاریکی های زندگی را روشن می کند و جهالت ها و گمراهی ها به واسطه پیروی از آن زدوده می شود و میزانی است که حق و باطل را روشن و مرز آن دو را مشخص می سازد. وقتی امام می فرماید «قرآن نوری است که در هر زمان و مکان، حالت آن ثابت است و  هرگز خاموش نمی شود» یعنی قرآن مطابق با فطرت اصیل انسانی است که در هیچ زمان و مکان دگرگونی و ناهماهنگی نمی پذیرد و در همه حال برای همه کس یکسان است و هرگز دستخوش پیش آمدها و دگرگونی های زمان ها نخواهد بود.» از این رو کسی که به هر آیه قرآن کریم دست می یابد، می بیند همان است که در جان و فطرت او جای دارد و حقیقت آن آیه مورد درخواست جدی اوست. طهارت دل و جان شرط بهره‌مندی بهینه از قرآن خدایا بر محمد و آل او درود فرست و پیوسته ظاهر ما را به وسیله قرآن شایسته گردان و با قرآن، خطر وسوسه ها را از صفحه دل ما پاک کن و آلودگی های آن را شست و شو ده و از وابستگی به گناهان محفوظ بدار. در این فراز به آثار قرآن کریم در وجود انسان اشاره شده و بیشترین تاکید بر مساله طهارت و پاکی جان انسانی و نقش آن در بهره گیری از معارف قرآن است. حضرت امام خمینی(ره) نکته بسیار جالبی در این زمینه در کتاب آداب الصلوه مطرح نموده است. از جمله فرموده های ایشان این است که شارع مقدس اهتمام فراوانی در نظافت ظاهر انسان در حال نماز فرموده است؛ به گونه ای که اگر ذره ای نجاست در بدن یا لباس نمازگزار باشد، نماز او باطل است و اگر ذره ای مانع، در وضو یا در تمام بدن، در حال غسل پدید آید و مانع رسیدن آب باشد، قطعا وضو و غسل و در نتیجه نمازش باطل است. آیا امکان دارد شارع مقدس، جان و دل انسانی را در حال نماز به طهارت و نظافت دعوت نکند؟ آیا آیات قرآنی از هر دل و جانی که برخیزد، در نظر خدا مقبول است؟ آیا هر نمازی در روح آدمی تقوا را می رویاند؟ آیا هر قلبی که می گوید «اهدنا الصراط المستقیم» ما را به راه راست هدایت فرما، می تواند خدا را آنچنان که شایسته اوست ستایش کند؟ در واقع شرط قبولی نماز، طهارت باطن است؛ اگرچه شرط صحت نیست. زیرا فرق بین شرط صحت و شرط قبول بسیار است و آن چه را فقهای عظام مقرر فرموده اند درباره شرایط صحت نماز است. شرط صحت نماز آن است که اگر حاصل نشود، عبادت باطل است و مکلف هنوز تکلیف خود را ادا نکرده و اعاده آن نماز واجب است. زیرا هنوز تکلیف الهی متوجه اوست و باید از عهده تکلیف برآید اما با فقدان شرایط قبولی، عبادت صحیح است و مکلف را مثلا تارک نماز نمی گویند و در آخرت به عذاب تارک الصلاه مواخذه نمی گردد ولی عروج روحی که حاصل و نتیجه نماز است و نیز فضایل، نتایج، آثار و ثمرات دیگر نماز را به دست نیاورده است و نمازی را که بازدارنده فحشا و منکر باشد، به جا نیاورده است. چون خداوند نماز را موجب کناره گیری از بدی ها و زشتی ها دانسته است. (سوره عنکبوت آیه ۴۵) با این حال بسیاری از نمازگزاران به انواع کارهای زشت و نابهنجار گرفتارند. دلیل آن است که این اثر ویژه از آثار نماز مقبول است نه نماز صحیح و چون نماز یاد شده طهارت باطنی ندارد آثار نماز مقبول نیز در کار نیست. قرآن نیز همانند نماز که باید از جان پاک برخیزد، می بایست در دل پاک بنشیند تا اثر تابناک خود را به جان بسپارد. بنابراین اگر در روایت آمده است «چه بسا قاری قرآن که قرآن او را لعنت می کند» سرش آن است که چنین قاریانی قرآن را در قلب و ظرف نامناسب و آلوده جای داده اند که خود نوعی بی احترامی به قرآن و در نتیجه موجب عدم بهره برداری از آثار ویژه آن خواهد بود. انس با قرآن اولین تاثیر قرائت کلام الهی است خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و قرآن را مونس ما در تاریکی های شب قرار ده و از تبهکاری ها و خاطرات بد شیطانی نگاه دار و قدم های ما را بازدار که مبادا به سمت گناهان حرکت کند و زبان ما را چنان کن که در باطل، سخن نراند؛ بدون آن که بر زبان ما گزندی وارد شود و اندام های ظاهری ما را از فرورفتن در معاصی بازدار و پیچیدگی های غفلت را که موجب منع عبرت‌گیری می شود، از ما دور کن تا این که دل ها عجایب قرآن را بفهمد و احکام بازدارنده آن را که کوه های سخت و استوار از پذیرش آن خودداری کردند، فراگیرد. امام سجاد (ع) در اینجا به برخی آثار دیگر قرآن اشاره کرده اند. مرحله اول تاثیرگذاری قرآن در وجود انسان، انس با قرآن است؛ به طوری که نیمه شب به شوق قرائت این کتاب کریم از خواب برخاسته و به تلاوت آن بپردازیم. اگر انس و محبت انسان به قرآن تشدید گردد و انسان قرآن را با توجه به معانی آن قرائت کند، قطعا خطورات شیطانی و وسوسه های آن بر دل و جان مسلط نمی شود. زیرا به طور طبیعی آن چه را انسان با آن مانوس است، از خاطره انسان عبور می کند. بنابراین هرکس پیوسته با قرآن انس داشته باشد در ذهن او آثار قرآن خطور می کند. برای نمونه کسی که پیوسته می خواند «قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون و الذین هم عن اللغو معرضون» مومنان رستگار شدند، هم آنان که در نمازشان فروتن هستند و در زندگی به کارهای لغو دست نمی زنند؛ حتما ذهن چنین فرد تربیت یافته ای، مرکز خطور هوس های ناروا نخواهد بود. بلکه انس با قرآن ماموری را در دل او می گذارد تا هرگز به سوی مجالس باطل گرایش پیدا نکند. همچنین کسی که آیه «ولایغتب بعضکم بعضا» هرگز غیبت یکدیگر را نکنید (سوره حجرات آیه ۱۲) ورد زبان او در اثر انس با قرآن باشد، زبانش به تهمت و غیبت نمی چرخد. سپس در اثر زدوده شدن فریب های شیطانی، پیچش های غفلت‌آور که مانع دریافت اندرز ناصحانه یا مواعظ آگاهانه است، از دل و جان او گشوده می شود و در دل او پیوسته آماده صعود به سوی فضایل معنوی و الهی و انسانی شده و همواره در پی آن می گردد از حکیمان بهره برد و از آثار بزرگان خوشه ای برچیند. در مرحله پایانی، قلب او آمادگی فهم عجایب و شگفتنی‌هایی را که انبوه در قرآن نهفته است، می یابد ولی قلب مومن عامل به قران، حامل آن امانت و وارث پیام سنگین الهی می‌شود. از اینجا معلوم می شود قرآن بطون و اسراری دارد که هر نامحرمی نمی تواند از آنها باخبر شود؛ فقط کسانی که ایمان در نهاد دل و جان آنان رخنه کرده، می توانند این پیام و امانت سنگین راحمل کنند. این اسرار و معارف، روزی هر کسی نخواهد بود، بلکه جان و دل مطمئنی را طلب می کند که تاب تحمل امانت داری و حمل این سلسله از ودیعه های وحی و نبوت را داشته باشد و به دیگر سخن دلی به پهناوری آسمان ها و قلبی به وسعت همه جهان می خواهد تا بتواند تجلی گاه قرآنی قرار گیرد که تمامی آسمان ها و زمین ها تاب تحمل آن را ندارند و کوه های باصلابت در اثر نزول آن از هم پاشیده و متلاشی می گردند. زنگارهای زندگی را با تلاوت قرآن از بین ببریم خدایا! تو مرا یاری کردی که قرآن را ختم کنم؛ همان نوری که تو فرو فرستاده ای و بر هر کتابی که نازل فرموده ای، برتری دارد و بر هر حدیثی که نقل فرموده ای تفوق داده‌ای. امام سجاد (ع) در این دعا فضایل قرآن کریم را به مبسوط تشریح کرده و به آثار وجودی قرآن در مراتب وجود انسان در دنیا و آخرت به ویژه در سیر به مراتب قرب حضرت حق پرداخته و بدین ترتیب قرائت تاثیرگذار در عمل، اخلاق و ذات انسان را با تمام ویژگی ها تبیین فرموده است. سید الساجدین یکی از فضایل قرآن را نور معرفی می کند که این ویژگی به طور مکرر در قرآن ذکر شده است. مثلا در آیات ۱۵ و ۱۷۴ سوره مائده می فرماید «و نور روشنگر به سوی شما فرستادیم» و «نوری از سوی خدا به سوی شما فرود آمد» از این دسته آیات برمی اید نور فقط همان چیزی نیست که با دیدگان می توان ادراک کرد. بلکه تمام آنچه به وسیله آن هر نوع تاریکی مانند جهل، فقر، گمراهی و سرگردانی زدوده می شود، نور است. به دیگر سخن آنچه راهگشا بوده و شیوه انتخاب را به ما معرفی می کند و آدمی در کنار آن، فطرت خود را بازیافته و بدون هیچ گونه ابهام و تردید به راه روشن رهنمون می گردد و آینده خالی از دغدغه خود را می یابد، نوری است که دیدگان قلب را روشن می کند. زیرا انسان گذشته از دو چشمی که در سر دارد، دو چشم در دل دارد که باید آنها نیز بینا و روشن شود. یعنی همانطور که دیدگان ظاهری ما بدون نور حسی، توان دیدن ندارد، چشم دل ما نیز بدون روشنایی علم و ایمان فروغی ندارد و کور است. این مضمون در آیات متعدد قرآن مورد اشاره قرار گرفته است. مثلا در آیه ۱۷۹ سوره اعراف می فرماید لهم قلوب لایفقهون بها یعنی آنان دل دارند ولی از آن استفاده نکرده و در نمی یابند یا در آیه ۴۶ سوره حج می فرماید «درحقیقت، چشم ها کور نیستند ولی دل هایی که در سینه هاست، کور است» و در آیه ۲۴ سوره محمد اینگونه می فرماید افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها یعنی آیا به آیات قرآن نمی اندیشند یا بر دل هایشان قفل هایی نهاده شده است؟ از این آیات معلوم می شود قلب آنگاه از کوی نجات می یابد که انسان در قرآن تدبر کند. زیرا قرآن نور هدایتگری است که ظلمت ابهام و دو دلی را از دیدگان می زداید. همچنین از مضمون این فراز به دست می آید که باید بر ختم شریف قرآن همت ورزید. زیرا حضرت سجاد (ع) شکرگزاری می کند که قرآن را ختم فرموده است و تلاوت قرآن در احادیث بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو در حدیث آمده است «خانه هایتان را با تلاوت قرآن روشن کنید». تلاوت قرآن زنگارهای زندگی را از بین می برد و به حالت شفاف درمی آورد ولی باید دانست این نور، آنگاه روشن تر و دورنماتر است که تلاوت هماهنگ با فهم باشد و راستی بفهمیم این کتاب نور است. یعنی تیرگی های جان خود را با آن مداوا کنیم و بدانیم که قرآن حاکم و بر همه کتاب های آسمانی دیگر غالب می باشد؛ چه رسد به کتاب هایی که توسط انسان ها نگاشته شده است. انسان این واقعیت را آنگاه لمس می کند که آیات قرآن بر دل او بنشیند و جان و قلب او را نورانی کرده و در سر دوراهی ها به او کمک کند که به طور دقیق تشخیص دهد راه درست کدام است و خالی از تعجب نیست که ما با بودن کتاب هدایت، راه کج را برمی گزینیم. شاید بتوان گفت بی تفاوتی در برابر قرآن، نوعی خودکشی بلکه بدترین گونه انتحار است. زیرا زندگی جاوید را از دست داده و در چاه عمیق گمراهی فرورفتن، به ناامیدی می انجامد. بنابراین باید سعی کنیم با قرآن کریم محشور باشیم. اولین اثر غفلت از دستورهای قرآن در نخستین لحظه های ورود به عالم برزخ و اولین شب ورود به قبر است که درباره قرآن سوال می شود و جهل به قرآن، فرایندی جز ناتوانی و شرمندگی نخواهد داشت. گذشته از آن که همین شرمندگی خاتمه نیافته، انسان به خذلان دوری از خدا و سقوط در درکات جهنم گرفتار می شود. دستورهای قرآن را در متن زندگی قرار دهیم خدایا! اکنون که به ما کمک کردی تا قرآنت را تلاوت کنیم و لکنت زبان ما را با  فصاحت کتابت جبران فرمودی، کرامت دیگری فرما که جانب قرآن را رعایت کنیم و قلب ما به آیات استوار و محکم آن معتقد و به متشابهات آن معترف باشد. ممدوحی با برشمردن فصاحت فوق العاده قرآن در لفظ و معنا نوشت: این حسن و زیبایی قرآن، هنر فوق العاده ای است که در کلام الهی اعمال شده تا رغبت عموم مردم به خواندن آن بسیار باشد و مردم به سوی آن کشیده شوند و از آن بهره مند گردند و جاذبه ای طبیعی است که خدا در آن به ودیعه گذارده تا مردم را به سوی خود جذب کند. هشداری که امام سجاد (ع) می دهد آن است که خواندن قرآن و اعمال لهجه های خوب در قرائت، برای رشد انسان ها کافی نیست؛ بلکه باید کوشید تاجانب قرآن کریم را رعایت کرد و به آیات آن با کمال طمانینه خاطر، گوش جان سپرد و با اقرار به حقانیت آن، خود را از دست دیو شهوت و شیطان جهل رهانید. چه بسیار دیده می شود که قرآن کریم با قرائت های دقیق و صداهای متناسب و بسیار زیبا خوانده می شود ولی به همین مقدار بسنده شده و به احکام و دستورهای آن توجه نمی شود. این خود اگرچه به یک اعتبار، قرائت قرآن است ولی به لحظ دیگر بی توجهی به مفاد و دستورهای آن  و نوعی رها کردن و مهجور گذاردن قرآن است. از این رو در حدیث آمده است «چه بسا قاری قرآن که قرآن او را لعنت می کند.» بنابر این اگر کسی قرآن را قرائت کند ولی به دستورهای عمیق آن توجه نکند، باید بداند قرآن را وسیله خوانندگی قرار داده و این، خود نوعی بی احترامی به کلام خدای متعال است؛ بلکه باید در عمل به آن کوشید و قرآن کریم را در متن زندگی و دستورهای آن را از اصلی ترین برنامه خود قرار دهیم. از این رو امام سجاد (ع) عمل به آیات محکم قرآن و تسلیم و دلبستگی به آیات متشابه را ضروری بر شمرده است. زیرا متشابهات، خود محکماتی هستند که فهم شان به راسخان درعلم سپرده شده است. بر اساس آیه هفتم سوره آل عمران آیات قرآن به محکم و متشابه تقسیم می‌شود. محکم شامل آیاتی است که معنای آنها به قدری روشن است که نمی‌توان معنای دیگری برای آن در نظر گرفت و متشابه آیاتی است که احتمالات مختلفی برای معنای ظاهری آن وجود دارد. بر اساس بسیاری  روایات، مراد از راسخون در علم، پیامبر(ص) و ائمه (ع) هستند که از تأویل آیات متشابه قرآنی نیز آگاهی دارند. برخی دیگر معتقدند منظور از راسخون مطابق با معنای لغوی، هر کسی است که دانش و علم در وجودش استقرار یافته و صاحب‌ نظر است که پیامبر(ص) و ائمه (ع) مصداق‌های حقیقی و برتر آنان هستند. آیات محکم، آن سلسله از آیات است که معانی آنها درکمال وضوح است و هیچ گونه اجمال و ابهام ندارند. مانند آیه ۹۰ سوره نحل که می فرماید «خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد»  آیه ۵۹ سوره نساء نیز می فرماید «خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید». صدها آیه محکم دیگر که ام الکتاب هستند؛ یعنی آیات متشابه به وسیله آنها حل و روشن می شود ولی در این میان آیاتی وجود دارد که با قرینه قطعی می دانیم ظاهر آنها مقصود نیست. این استاد حوزه با ذکر آیات پنجم سوره طه، ۲۱ سوره فجر و ۵۵ سوره زخرف تاکید کرد: وقتی این قبیل آیات را با آیه «لیس کمثله شیء» می سنجیم، به خوبی درمی یابیم خدا مانند ندارد و معنای آیه «علی العرش استوی» عبارت از اقتدار بر کرسی هستی است که هیچ  کس توان مقابله با آن را ندارد. سایر آیات دیگر را نیز باید به همین صورت و متناسب با مقام خاص خدا معنا کرد که مبادا حال و بوی امکان و نقص و محدود بودن در آن ارائه شود. عجایب قرآن نزد معصومین(ع) است خدایا! تو قرآن را بر پیامبرت به طور اجمال نازل کردی. سپس عجایب قرآن را به طور مفصل برای او بیان نمودی و علم آن را همراه با تفسیرش به ارث ما اهل بیت گذاردی و ما را بر جاهلان به قرآن برتری داده و به فهم قرآن مسلط کردی تا با آن به کسانی که تاب تحمل آن را ندارند، برتری و شرافت داشته باشیم. علم به قرآن باید از شاخه نبوت افاضه گردد. زیرا گذشته از ظهور جمله بندی های قرآن، اسراری در لابه لای آن نهفته است که توقف بر افاضه و بیان معصوم دارد و این بدان جهت است که وحی، شعور فوق العاده ای است که باید خود، متولی روش استفاده از آن باشد و ذهن انسانی را کمک کند تا انسان بر اسرار بلند آن دست یابد. زیرا اذهان مردم غالبا به محسوسات انس دارد و معقولاتی را در خود جای داه که در دسترس آنهاست ولی قرآن دم از نظم عالی‌تر و فوق‌العاده‌تری می‌زند که نظام موجود نمودی از آن نظم متعالی است. از این رو قرآن کریم به مفسران معصوم نیازی حتمی دارد. قرآن کریم مشتمل بر عجایب فوق العاده است. یعنی آن رمزی از نظام کل هستی و سیر آن به طرف مبدا و سپس حشر همه موجودات و پس از حشر، بقای آنها در سازمان ابدیت است که هیچ علمی توان باز کردن روزنه ای به سوی این گونه اسرار را ندارد. زیرا هیچ یک از مقدمات علمی آن در دسترس نیست. از این رو بشر توان یافتن تفاصیل این اسرار را نخواهد داشت؛ چون مقدمات علمی ای که در دسترس بشر است با نتایج یاد شده سازگاری و تناسب ندارد و انسان فقط مجهولاتی را می تواند کشف کند که در حیطه نظام ظاهری جهان است. مثلا آنچه در عالم برزخ پیش می آید و آنچه در طول قیامت و در حساب عقاب و جزا مطرح می شود، مسائل ساده ای نیست که بتوان به طور عادی به آنها دست یافت.  کیفیت حسابرسی اخروی آن چنان پیچیده است که جز فهم افراد معدود از ژرف ترین محققان توان دست یابی به آن را ندارند. بنابر این برای درک چنین مسائل عمیق چاره ای جز تبیین معصوم (ع) نخواهد بود. از جمله معارف قرآن در این زمینه می توان به مباحث مربوط به اسما و صفات الهی و کیفیت قیام و وابستگی موجودات عالم به مبدا متعالی یاد کرد که با ظریف ترین وجه بر قله بلند علوم قرآن جای دارد. سرایت حمد، تسبیح و سجده در تمامی موجودات از دیگر عجایبی است که فقط قرآن از این اسرار پرده برداشته است. مثلا در آیه ۱۸ سوره حج می فرماید: آیا ندیدی که آنچه در آسمان ها و زمین است و نیز خورشید، ماه، ستارگان، کوه ها، درختان، جنبندگان و بسیاری از مردم به درگاه حضرت حق سجده می کنند. این سر عظیم یعنی آگاهی همه کائنات، یگانه رازی است که در عالم هستی، وارثان آن، حضرات معصومین (ع) می باشند و تبلور آن در دعای عرفه بیان شده که می فرماید «خود را به همه چیز شناساندی. از این رو هیچ چیز نسبت به تو جاهل نیست. اینگونه علوم از عجایب فوق العاده ای است که اگر کسی راز گوشه ای از آن را دریابد، به رمز شق القمر و رمز حرکت تخت بلقیس از یمن به فلسطین با سرعتی بیشتر از سرعت نور پی خواهد برد. امام سجاد (ع) در فرازی دیگر از این دعا به عدم انفکاک حقیقت قرآن و عترت اشاره فرموده است؛ مساله ای که در روایات متواتر به آن اشاره شده که «این دو هرگز از یکدیگر جدایی ندارند و هر کس به آن دو تمسک نجوید، گمراه می شود.» بنا بر این آن حضرت با معرفی اهل بیت (ع) و نثار درود به روان پاک و بلند آن بزرگواران، روشنایی مسیر انسانیت را منحصر در پیروی آن مشعل داران راه پیامبر (ص) دانسته و آنان را به عنوان طلیعه داران پیشتاز در نظام هدایت بشری که از سوی خدا به این سمت تعیین شده اند، معرفی کرده است.  امام صادق (ع) فرمود «به راستی خدا به واسطه امامان هدایتگر از خاندان پیامبر (ص)، دین خود را روشن ساخت و راه و روش خود را به وضوح معرفی نمود و از باطن سرچشمه های دانش خود به آنان ا رزانی داشت. از این رو هر کس از امت محمد (ص) حق واجبی را که آنان بر دیگران دارند، بشناسند، شیرینی ایمان را چشیده و از فضیلت زیبایی اسلام آگاهی خواهد یافت.» در واقع قرآن و روایات اهل بیت (ع) همانند اقیانوسی از معارف هستند که هر کسی به قدر ظرفیت خود می تواند از آنها استفاده و ظرفیت خود را اشباع کند ولی این به آن معنا نیست که دقایق عظیم معرفتی برای عموم مردم قابل دسترسی باشد. درک اینگونه مسائل و معارف ویژه کسانی است که خود آن بزرگواران در احادیث بسیار معرفی کرده اند؛ چنان که آیات بسیاری از قرآن،  مخاطبان دقیق خود را عالمان، متفکران و اولوا الالباب یعنی صاحبان خرد و تعقل می داند.  بنابر این اگر چه این اقیانوس عمیق، ساحل های فراوانی دارد که بسیاری از مردم عادی را سیراب و اشباع می کند ولی هر شناگری باید به عمق متناسبی روی آورد تا بتواند راه طی شده را برگردد و با جمع وجور کردن خود و مهار امواج، به ساحل امن برسد و گرنه اگر بیش از حد خود دست و پا بزند، قطعا حریف عمق و موج این اقیانوس عظیم نخواهد بود و نتیجه مطلوب را به دست نخواهد آورد. استفاده ابزاری از قرآن ممنوع خدایا! بر محمد و خاندان او درود فرست و سنگینی گناهان را از دوش ما بردار و بهترین خلق و خوی نیکوکاران را به ما عطا کن و ما را به راه کسانی رهنمون ساز که در طول شبانه روز به قرآن عمل می کنند تا آن که از هرگونه پلیدی پاک گردیم و ما را در راه کسانی قرار ده که به نور قرآن نورانی هستند و هرگز آرزوهای دور و دراز آنان را از عمل کردن بازنمی دارد و آرزوهای طولانی با مکر و فریب مخصوص خود، راه را بر آنان نمی بندد. در این بخش امام سجاد (ع) آثاری را که قرآن کریم باید در روح انسانی ایجاد کند، به صورت دعا برشمرده و از خدا درخواست کرده این آثار را در روح ما باقی بگذارد. اگر این آثار بر قرآن مترتب نبود، درخواست آن به صورتی که بر قرآن مترتب باشد، معقول نبود. درهرحال از این دعا می فهمیم آثار خاصی باید بر خواندن قرآن بار شود و صرف قرائت آن بدون عمل و درنظر گرفتن مضامین آن کم خاصیت، بلکه شاید خواندن قرآن به صورت لقلقه زبان و نادیده گرفتن مضامین آن و دستورهای الهی نهفته در آن، عملا نوعی بی‌تفاوتی به دستورهای الهی باشد. آری به کار بستن این دستورهاست که قهرا وزر و وبال روحی انسان را می ریزد و انسان، اخلاق ابرار و نیکان را می یابد و به طور طبیعی سحرخیز می شود و لحظات شبانه روز را به غفلت نمی گذراند و به یاد الهی قرین روز و یار و همنشین شب های او می گردد و آثار نماز شب که موجب تطهیر جان و روح است، در دل و جان او پیدا می شود و نور قرآن کریم در سراسر وجود او تابناک و درخشان و چراغ راه گردیده و آرزوهای دور و دراز نمی تواند او را بفریبد و به طور کلی دارای زندگی معقول شده و کارهای حکیمانه از او سر می زند. بدینسان قرآن کریم نسخه حکیمانه عالم غیب و دستورالعم الهی است. بنابر این، تبرک جستن به جلد و اوراق آن بدون رابطه با محتوای آن در واقع استفاده ابزاری و صوری از قرآن است. این که همراه نوعروس قرآن روانه کنند و در بدو ورود به منزل نو، قرآنی را در آن بگذارند ولی تمام مراسم عروسی، خلاف قرآن و اساس زندگی در آن خانه، بر بی بند و باری و خلاف دستورهای قرآنی باشد، از هیچ اساس معقولی برخوردار نیست. در آیه ۳۰ سوره فرقان از شکایت قرآن در قیامت خبر داده و پیامبر اکرم (ص) اینگونه خواهد فرمود که «پروردگارا! قوم من این قرآن را مهجور گذاشته و به آن عمل نکردند.» آشتی با قرآن عبارت از همراه نوعروس بودن و یا در خانه قرار دادن آن نیست؛ بلکه عمل کردن به دستورهای آن است و آثاری را درپی دارد که امام سجاد (ع) در این فراز یادآور شده اند و گرنه انسان، هم چنان با قرآن قهر است. البته کارهایی از این دست و نیز مزین کردن جلد و اوراق قرآن به گرانترین جواهرات اگرچه از دیدگاه شرع مقدس مطلوب و نوعی رابطه و تعلق قلبی به قرآن است که البته بی تاثیر نخواهد بود؛ اما آثار ارتباط با قرآن در سایه عمل به آن حاصل می گردد که عبارت از ریختن پلیدی ها و هم افق گردیدن با صالحان و عابدان شب و آگاه در روز بودن و به دور از آرزوهای خام و فریفته نشدن به ظواهر دنیاست که در اینجا مورد اشاره قرار گرفته است. مدیریت جوامع بشری فقط با دستورهای الهی ممکن است خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و نقصان و فقر ما را با قرآن جبران و شیرینی زندگی و وسعت رزق به ما کرامت فرما و از رفتارهای مذموم و اخلاق پست دور بدار و به وسیله قرآن ما را از دره عمیق و هولناک کفر و انگیزه های نفاق نجات ده تا در روز قیامت به سوی خوشنودی تو و بهشت برین رهنمون گردیم و نیز ما را با قرآن در دنیا از ناخشنودی و خشم خود و تعدی و تجاوز به احکام دین باز دار و به احکام حلال و حرام پایدار بدار. امام سجاد (ع) در این دعا از خدا خواسته تا به وسیله قرآن، گرسنگی را در جامعه برطرف فرماید و زندگی آرام و فراخ و خوش به افراد کرامت فرماید. در نظر نخست انسان خیال می کند که امام (ع) از خدا درخواست معجزه ای از طریق قرآن کرده است که فقر و گرسنگی را از جامعه برچیند و غم و نکبت روزگار زدوده و زندگی پر رفاه و با نشاط جایگزین آن شود در حالی که این پندار، استعداد خام و ذهنیتی بس ساده است. مقصود امام سجاد (ع) آن است که مردم به قرآن پایبند باشند و به دستورهای آن عمل کنند تا در سایه آن، هرگونه گزند از جامعه سالم الهی رخت بربندد. اگر در نظام اقتصادی جامعه، تمام احکام دین پیاده شود، به طور یقین کمترین تنشی در جامعه نخواهد بود و همگی با کمال عافیت به زندگی مسالمت‌آمیز ادامه خواهند داد. اجتماعی که در آن رباخواری نباشد و دروغ، حیله، تزویر و کم فروشی ریشه کن شود و احتکار، منفعت طلبی، افزون طلبی و جاه طلبی به زندگی آکنده از صدق و صفا و صمیمیت تبدیل شود و امانت، صدق و ایثار جانشین ناهنجاری های ا خلاقی شود، قطعا عافیت و سلامت در همه شئون زندگی حاکم خواهد شد؛ به طوری که در برخوردهای اجتماعی کمترین مساله ای در کار نبوده و به تدریج این آرامش موجب خواهد شد که سرشت های پلید ریشه کن شده و حسد، کینه، بخل و نفاق از دل افراد و صحنه جامعه رخت بربندد و بلند نظری و فضیلت در جامعه حاکم شود. رهایی از آموزه‌های کفرآمیز، اثر دیگر عمل به قرآن دومین نکته ای که امام (ع) به وسیله قرآن درخواست فرموده، این است که اجتماع از دره عمیق کفر رهایی جوید؛ چون با حاکمیت قرآن در جامعه انسان ها، تربیت قرآنی سایه می افکند و با التزام عملی به دستورهای قرآن، کمبودهای اخلاقی و تربیتی تعدیل می شود و قرآن کریم اثر آرام بخشی خود را در روح و روان مردم به جا می گذارد. دلیل این ادعا آن است که سیدالساجدین (ع) در ذیل این فراز از خدا موفقیت در قیامت را درخواست فرموده که به خوبی نشان می دهد موفقیت در قیامت به جز با عمل به دستورهای قرآن و تنظیم دنیا به دست آوردنی نیست. دلیل دیگر آن است که آن حضرت می فرماید «خدایا، قرآن را در قیامت پیشرو و راهبر ما قرار ده» یعنی در قیامت دنبال قرآن حرکت کنیم و مسیر ما قرآنی باشد و در دنیا ما را از تجاوز به حدود و احکام باز دارد. بسیار روشن است ما آنگاه نسبت به حدود احکام الهی پایبند می شویم که قرآن، برنامه حرکت و عمل ما باشد و از مجموع این دعا به دست می آید که عمل قاطع به قرآن، سرچشمه همه آثار خوب در جامعه بوده و مدیریت جوامع بشری جز با دستورهای الهی میسور نیست. نجات از خواری در قیامت با عمل به قرآن خدایا! به واسطه قرآن در آن لحظه که به حساب ایستاده ایم، به بیچارگی ایستادن ما رحم کن و آن گاه که از پل دوزخ عبور می کنیم و مضطرب هستیم و قدم ها لرزان است، ترحم بفرما و قبل از انگیزش روز قیامت، تاریکی قبور ما را روشن کن و از سختی های روز قیامت و احوال آن نجات بخش. امام سجاد (ع) در این قسمت برای نجات از پیامدهای قیامت به قرآن توسل جسته است. بازگشت این سخن به آن است که قرآن و عمل به آن می تواند ما را از خواری و ذلت در قیامت نجات بخشد؛ عمل به قرآن، این توانایی را به ما می بخشد که از پل قیامت عبور کنیم؛ جایی که خواه ناخواه باید از آن عبور کنیم، با ثبات تمام و یا با تحمل اضطراب و لرزش. زیرا ریزش مردم در وادی جهنم آن چنان انبوه و حیرت زاست که تمام وجود عابر به سختی می لرزد. گرفتاری های قیامت تحمل‌نشدنی است و امام صادق (ع) فرمود «آن گاه که به حساب همه رسیده می شود و اهل جهنم به جهنم واصل و بهشتیان به جنت می خرامند، بر جهنمیان ندا سرمی دهند که دیگر مرگ در کار نیست و شما همیشه زنده و در عذاب خواهید بود و نیز به بهشتیان گفته می شود ای ساکنان حرم امن و امان که در مینوی دل انگیز جای گرفته اید، برای همیشه و به طور جاویدان برقرار هستید.» بنابراین در ایامی که فرصت فکر کردن و کار به ما ارزانی شده، به خوبی از آنها بهره مند شویم اما متاسفانه گوش شنوا اندک است و هر کس به اکثریت می نگرد و می بیند همه برای تامین زندگی چند روزه خود در تلاشند و غفلت اکثریت، گویی خود سخت غفلت آور است. به یاد دارم در یکی از شهرستان ها زلزله رخ داد و در آن لحظات آن چنان وحشت در مردم ایجاد شده بود که هر کس عزیزترین عزیزان خود را رها کرده و به سوی نقطه امنی می گریخت. از این رو شایسته است لحظه ای فکر کنیم و آن چه را درباره قیامت گفته اند به خاطر آوریم و بدانیم آنچه را قرآن کریم و پیشوایان ما گفته اند، تحقق خواهد یافت. قدری تلاش کنیم و از تعلقات خود کاسته و برای زندگی امن و امان در آن روز که هیچ دستگیره ای جز عمل صالح نیست و انسان به هر کجا پناه برد، جز تنش هلاک کننده در میان نیست، بکوشیم تا در فرصت باقی مانده پرده غفلت را از دیدگان خود بزداییم که فردا دیر است و پشیمانی سودی ندارد.