ایرنا -تهران- روستا هنوز نفس میکشد، اما صدایش دیگر شبیه گذشته نیست. آنها رفتند و گزها ماندند و میان دیوارهایی که هنوز ایستادهاند، جای خالی آدمها از هر ویرانی پررنگتر است. شاخههای گز، کوچههای خاکی، و پنجرههایی که به بیرون نگاه میکنند اما هیچ چشم انسانی آنها را پاسخ نمیدهد. اینجا قصه یک غصه است. غصهی زندگیای که از دل زمین بیرون کشیده شده و به جا گذاشته شدن خاطرات و نشانهها، تنها پیامد آن است.