اگر صفحه را درست نمی‌بینید اینجا را کلیک کنید

امروز سرمایه‌گذار مهمتر از کارگردان است
رحیم طوفان در گفت وگو با خبرنگار سینمایی ایرنا، با اشاره به مصائبی که کرونا بر پیکره صنعت تصویر و فیلمسازی در ایران ایجاد کرده است، گفت: کرونا بر همه چیز تاثیر گذاشت و سینما و فیلمسازی ما که پیش از این پاندمی هم با مشکل مواجه بود پس از آن سخت ضربه خورد؛ مثلا اگر تولیدات ما پیش از کرونا را صددرصد در نظر بگیرید پس از آن به بیست درصد رسید. خود آن صددرصد ما هم کم بود حالا حساب کنید بیست درصد آن چقدر می شود و این یکی از بدترین آثار منفی کرونا بود. وی در ادامه و در پاسخ به این پرسش که چرا به رغم کاهش محدودیت‌های کرونایی همچنان سرمایه‌گذاری در عرصه سینما دچار رکود است، بیان کرد: اسم سرمایه گذار روی آن است؛ کسی که تاجر و در کار کسب درآمد است و هنرمند نیست و برایش فیلمساز و هنرپیشه از این جهت اهمیت دارد که سرمایه اش بازگردد. یعنی حساب و کتاب می کند که هزینه ای که می گذارد را در چه زمانی و به چه میزان برداشت می کند. کارگردان فیلم شمن (فیلم نیمه بلند-سال ۱۳۷۸) افزود: همه این موارد دست به دست هم داده است که ساخت فیلم به شدت کاهش یابد. مخصوصا با این گرانی. اگر دو سال پیش با ۳ میلیارد می توانستید به راحتی کاری را انجام دهید امروز چنان گرانی ای شده است که همان سبک فیلم را با ۱۰ میلیارد نمی شود جمع کرد. طوفان اظهار داشت: در این شرایط من و امثال من که کارگردان هستیم عملا خانه نشین شده ایم و جز این که فیلمنامه بنویسم و غصه بخوریم کاری نمی کنیم. خیلی ها در این شرایط بی کار شده اند. البته که در این میان برخی از عزیزان کارگردان برند شده اند و سرمایه گذار با کارهایشان جلو می آید. هیچ جای دنیا این گونه نیست که یک نفر از بیرون بیاید و سرمایه بیاورد این کارگردان با تاکید بر هزینه‌های تولید فیلم، یادآور شد: امروز برای ساخت یک فیلم درست و حسابی نمی توان زیر ۲۰ میلیارد تومان هزینه را در نظر بگیرید. طبیعتا سرمایه گذاری که ۲۰ میلیارد می گذارد، می داند که این سرمایه حدود دو سال طول می کشد تا بازگردد و می داند که اگر ۲۰ میلیارد هزینه می کند باید ۶۰ میلیارد بفروشد تا ۲۰ میلیاردش بازگردد. به همین دلیل عملا بسیاری از کارگردانان نمی توانند که فیلم بسازند. وی ادامه داد: در این شرایط آنهایی که کار می کنند هم کم هستند؛ و تنها کارگردان های خوبی که فیلم های موفق داشتند سرمایه گذار پشتشان می ایستد. البته این حمایت هم بسیار کم است و از هر هزار مورد یک نفر است. طوفان تصریح کرد: از سوی دیگر برخی از سرمایه گذاران صرفا به دلیل آشنایی وارد کار می شوند. در این شرایط یک کارگردان که تازه شروع به کار کرده، ارتباط و رفیق و آشنا دارد و از این لینک های ارتباطی سرمایه گذار را وارد سینما می کند و اینها سعی می کنند فیلمی کم بودجه هم بسازند و نه لزوما حرفه ای اما اگر این فیلم نفروشد هم آن سرمایه گذار آخرین باری می شود که به این عرصه ورود کرده است. کارگردان فیلم سینمایی یک کیلو و بیست و یک گرم (۱۳۹۵) خاطرنشان کرد: وقتی سرمایه گذار نباشد صنف و خانه سینما هم کاری از پیش نمی برند. خنده دار است که امروز مهمتر از کارگردان، سرمایه گذار است. وی افزود: درست است که تهیه کننده تولید می کند اما در واقع این گونه نیست و تهیه کننده یعنی سرمایه گذار. هیچ جای دنیا این گونه نیست که یک نفر از بیرون بیاید و سرمایه بیاورد و کمپانی ها هستند که تهیه کنندگان را شکل داده اند و جمع می شوند و فیلم می سازند و در این کشورها سرمایه گذار معنایی ندارد. البته چیزی به عنوان توسعه دهنده هست که این هم سازوکاری دارد اما فقط در ایران است که وقتی با فرد صحبت می کنید، می گوید من تهیه کننده هستم و سرمایه گذار نیستم. درحالی که اساسا تهیه کننده باید همان سرمایه گذار باشد یعنی وقتی من کارت تهیه کنندگی دارم و نتوانم دو عدد چای برای عواملم بخرم این کارت چه ارزشی دارد؟ طوفان گفت: تهیه کننده زمانی تهیه کننده است که سرمایه گذار باشد. البته برای دوستانی که اطلاع ندارند باید بگویم که این موضوع در سازمان صدا و سیما که تشکیلاتی است که بودجه دارد و تهیه کننده می آورد و به او حقوق می دهد و کارگردان را هم می آورد و به او حقوق می دهد فرق دارد و این حرف در آنجا صادق است نه در سینما. فیلم‌های کمدی از جهتی که مردم دنبال شادی زودگذر هستند، فروش دارند مولف کتاب آموزش زبان تصویربرداری در پاسخ به این پرسش که به رغم جمع شدن پاندمی کرونا و بهبود سلامت جمعی جامعه چرا همچنان فروش گیشه با رکود مواجه است، گفت: رکود از موارد دیگر است که به گردن کرونا انداخته اند. مردم حالشان خوب نیست و یک سینما رفتن عادی برای یک خانواه سه نفره ۲۰۰ هزارتومان هزینه دارد. وی با اشاره به فروش کمدی ها در این شرایط، اظهار داشت: تکلیف کمدی مشخص است چرا که مردم می گویند با وجودی که حالم بد است یک فیلم شاد حداقل حالم را بهتر می کند. طبعا وقتی در خانه حالمان بد است فیلم غمناک نگاه کنیم بلکه فیلمی می بینیم که یک موسیقی و رقص و آوازی داشته باشد که حالمان عوض شود. بر این اساس فیلم های کمدی از جهتی که مردم دنبال شادی زودگذر هستند، فروش دارند. طوفان تاکید کرد: البته این جریان به امروز باز نمی گردد؛ یادم هست که اکران اخراجی ها (اخراجی‌ها ۲ فیلم کمدی و جنگی به کارگردانی و نویسندگی مسعود ده‌نمکی و تهیه کنندگی حبیب‌الله کاسه‌ساز است که با فروش ۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، پرفروش‌ترین و پر مخاطب‌ترین فیلم در تاریخ سینمای ایران شد) همزمان شد با فیلم وقتی همه خوابیم (فیلمی از بهرام بیضایی ساختهٔ سالِ ۱۳۸۷) و در حالی که این فیلم ۳۴۰ میلیون فروخت، اخراجی ها به فروشی چند میلیاردی دست یافت. پس این فروشش و اقبال از کمدی ربطی به کرونا ندارد. این کارگردان ادامه داد: بازار عرضه و تقاضا است که شرایط را تعیین می کند و تقاضای مردم ایران من این است. ما با رفتن به سالن های اکران این آثار و تماشای این فیلم ها فرهنگ خودمان را مشخص می کنیم؛ وقتی فیلمی می آید و اگر ذره ای برای خانواده ها هم جذابیت ندارد ما دوست داریم آن را تماشا کنیم، فرهنگ ما این است. چون نتوانستم تهیه‌کننده فیلم خودم باشم سرمایه‌گذار را از دست دادم کارگردان فیلم کوتاه پاندول (۱۳۹۸) در پاسخ به این پرسش که چرا فیلم‌های مفهومی کم مخاطب هستند و فیلم های سطحی خوب می فروشند، گفت: وقتی مردم خریدار فیلمی (لامینور) که کارگردانش داریوش مهرجویی ای است - که همه او را می شناسند و در آثارش مباحث جامعه شناسی را ارائه می دهد - نیستند یعنی دارند تایید می کنند که فرهنگشان چه هست و چه نیست. وی افزود: این موضوع در کشور ما نهادینه شده است؛ وقتی مردم به فیلم های عمیق و فیلم هایی که چیزی به آنها اضافه کند علاقمند نیستند و به تماشای فیلم هایی می روند که چیزی بر آنان اضافه نمی کند و جز خنده ای گذرا عایدی ندارد و این رفتار را ادامه می دهند در حقیقت این فرهنگ را تقویت می کنند. طوفان گفت: البته که هر فیلمی ارزش خود را دارد و قابل احترام است اما در اینجا صحبت از خوراک مردم است؛ چرا وقتی صحبت از فیلم های معناگرا می شود منتقدان، سینمای اروپا را تصویر می کنند؟ به همان دلیل که این سینما دنبال آثار کم بودجه یا کمدی‌های عجیب و غریب نیست و کارهایی معناگرا که از پس سالها بازهم حرفی برای گفتن دارند را دنبال می کند. این کارگردان اظهار داشت: کارهای سینمای امروز فرانسه را ببینید که چگونه دنباله ژان لوک گدار هستند؛ اینها خوراکشان فیلم های هنری است و می‌خواهند فرزندانشان فیلم هایی را ببینند که غذای روح است و عقاید یک کارگردان سرشناسی را نگاه کنند که چیزی به درد آینده شان بخورد علاوه بر این که لذت بصری هم دارد و این دلیل تفاوت سینمای اروپا است. طوفان تاکید کرد: بحث ما در اینجا فیلمساز نیست؛ چرا که فیلمساز مجبور است که سرمایه گذار را در دست نگه دارد و بر این اساس این سبک فیلم ها را می سازد؛ بحث این فیلم یا آن فیلم نیست و بحث این است که همه مردم به همین سمت هستند و فیلم جدی را کم می بینید. وی در پاسخ به این پرسش که این روزها مشغول چه کاری است، خاطرنشان کرد: درحال حاضر مشغول طبابت هستم و اگر بشود فیلم هم می سازم اما طب سوزنی کار می کنم. دانشگاه و سینما تدریس می کنم و دوستان دیگر هم درگیر رستوران و کافی شاپ و ... هستند. دوستان ما در این مدت چراغ قوه به دست دنبال سرمایه گذار بودند و پیدا نکردند. کارگردان مستند شاعر طبیعت بیان کرد: در این جریان یک مشکل مهم هست که از خود ماست. در این دو سه سال گذشته سرمایه گذارهایی بودند که تمایل به همکاری با من داشتند اما می خواستند پول را به شخص کارگردان (خودم) بدهند چون تهیه کننده را نمی شناسند و منِ کارگردان چون تهیه کننده نیستم نتوانستم چرا که یا باید تهیه کننده بیاورم یا مبلغ هنگفتی به یک تهیه کننده بدهم که بیاید کارتش را بگذارد و این جریان یک دلالی شده است؛ درنهایت چون نتوانستم تهیه کننده فیلم خودم باشم سرمایه گذار را از دست دادم. وی گفت: این موضوع در کشور ما مرسوم است که برای این که کاری را بسازید باید تهیه کننده داشته باشید و وقتی نتوانید تهیه کننده شوید یعنی از پروانه ساخت خبری نیست و یکی از مشکلات ما خودمان هستیم. مشکلی که به دولت و ملت مربوط نیست. درباره کارنامه هنری رحیم طوفان رحیم طوفان (زاده ۱۳۵۷ در اردبیل) مدرس سینما، نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون است و از مهم‌ترین آثار وی می‌توان به کارگردانی فیلم یک کیلو و بیست و یک گرم اشاره کرد. طوفان در زمینه‌های تصویربرداری، تدوین و کارگردانی، طراح و مجری جلوه‌های دیداری و اکشن در سینما، نصب و اجرای کیبل کم و تصویربرداری هوایی، طراحی و اختراع دوربین‌های کابلی (کیبل کم) ربوتیک فعالیت داشته‌ و ساخت نوزده فیلم کوتاه و بلند، ساخت یک فیلم بلند سینمایی، تصویربرداری و تدوین بیش از سی فیلم کوتاه، بلند و سریال، ساخت بیش از پانصد تیزر تبلیغاتی و چندین برنامه‌سازی تلویزیونی و مستند را در کارنامهٔ کاری خود دارد. حضور در بیش از چهل جشنواره ملی و بین‌المللی فیلم کوتاه و دریافت بیش از ده جایزه از فستیوال‌های جهانی و بین‌المللی، تدریس عکاسی و تصویربرداری از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۷ در مؤسسه هنری و فرهنگی سروش وابسته به صدا و سیما و آموزشگاه‌های سینمایی آزاد، چاپ تألیف و گردآوری کتاب (آموزش زبان تصویربرداری)، چاپ چهار مقاله علمی در مورد دوربین‌های ربوتیک هوایی در مجله صنعت صدا و تصویر، عضو کانون کارگردانان، عضو انجمن مخترعین کشور، عضو بنیاد ملی نخبگان و مدیرعامل شرکت دانش بنیان جلوه‌گران آسمان طوفان (تنها شرکت صاحب تکنولوژی رباتیک سینمای ایران و اولین تولید کنندهٔ ربات‌های فیلمبرداری هوایی ایران زیرنظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری) نیز از فعالیتهای رحیم طوفان است. وی کار حرفه‌ای خود را از سینما آغاز کرده و سال ۱۳۹۵ فیلم یک کیلو و بیست و یک گرم را کارگردانی کرد. وی با ارائهٔ این اثر تجربه حرفه‌ای موفقی برای خود رقم زد و همکاری در کنار بازیگرانی نظیر سعید آقاخانی، فرشته صدرعرفایی، آناهیتا افشار و لیلا زارع توانست سطح کاری او را ارتقا ببخشد.