از رانندگی تاکسی تا قصه نویسی
مجید آقا بالا زاده یک راننده تاکسی میانسال فروتن در شهر ساحلی بندرانزلی است . راننده ای کم گوی و خجول که به توصیه مسعود سعد سلمان که " نوشتن ز گفتن مهم تر شناس / به گاه نوشتن به جا آر هوش " حرفها و درد و دلهایش را به جای گفتن در قالب داستانکها و داستان های کوتاه روایت می کند. روایتهایی ساده که چون از نگاه دقیق او به جامعه و مردمان اطرافش برآمده و مخاطب توان همذات پنداری با آن را دارد به دل می نشیند. دکتر حسین یاسری استاد ادبیات فارسی در مقدمه کتاب جدید این نویسنده با عنوان" الاغ ها هم خدایی دارند" که در انجمن داستان هزار و یک شب مجتمع ارشاد انزلی رونمایی شد نوشته است : اثری که از نظر خواهد گذشت سخن پردازی نیست و نویسنده در پی آن نبوده تا سخنی نگاشته باشد . وی ممیزه داستان نویسی و سخن پردازی را در سه مولفه تجربه انسانی ، ضبط تجربه انسانی و بهره گیری از زبانی ساده و روان عنوان و خاطرنشان کرد که تمامی ویژگی های داستان پردازی چه آشکارا و چه نهان در این اثر قابل ردیابی است. این استاد ادبیات فارسی در ادامه اظهار داشت:  مجید آقا بالازاد با تجربه هایش زیسته و بالیده و در تمامی داستانک ها و داستان های کوتاهش نمود و حضوری محسوس و ملموس داشته است . در این تجربه ها، عواطفی از سنخ و رنگ عاطفه شخصی ، اجتماعی، ملی و سرانجام عاطفه بشری نهفته است و این همان تجربه هایی است که نوشته اش را به درجه پذیرش نزدیک ساخته و خواننده را مجاب و مجذوب می کند تا با آن " هم ذات پنداری" کند و بر این پایه ، یک سو نگری در نوشته هاش جایگاه و پایگاهی نداشته و همه تجارب زیستی وعاطفی در این کتاب نمایانده شده است. یاسری  در آیین رونمایی از کتاب گفت : کتاب، آمیخته ای از زبان محاوره و زبان رسمی است . رگه های طنز در لابه لای نوشته ها تعبیه شده ، صحنه آرایی ها و فضاسازی داستانک ها و داستان های کوتاهش به مدد عناصر زیبایی سنجی نیمی توصیف، تشریح، مباحثه و جدل آفریده می شود . راوی با شخصیت های داستان زیسته و با زبان و رفتار آنها آشنایی دارد . در نوشته هایش نشانه هایی وجود دارد که بر اساس آن می توان از دریچه سبک شناسی جغرافیایی ، تاریخی، زبانی ، ادبی تحلیل نمود. آقا بالا زاد که پیش از این هم مجموعه داستانک هایش را در کتابی با عنوان " پدرها و مادرها هم ، گاهی گم می شوند"  می گوید : وقتی داستانی ذهنم را مشغول می کند تا آن را ننویسم آرام نمی گیرم. زهره زمانی رییس انجمن سینمای جوانان انزلی نیز در این مراسم داستانهای مجید آقا بالازاد را حاصل تجربیات فردی و نگاه عمیق او به جامعه و تصویری و دارای قابلیت تبدیل به فیلمنامه دانست. مریم ساحلی نویسنده و مدرس انجمن داستان هزار و یک شب انزلی نیز در آیین رونمایی از این کتاب گفت : آدم‌های داستانهای مجید آقابالازاد در لایه های میانی و همچنین اقشار ضعیف جامعه زندگی می‌کنند.  او با نگاهی عمیق به روایت زندگی  انسانها در بطن جامعه نشسته است. رنج و اندوه انسان‌ها و حضور و گذار اشیا در زندگی  از  منظر نگاه این نویسنده،  همراهان اثرش را به تامل وا می‌دارد. وی خاطرنشان کرد: نشست‌هایی چون جلسات رونمایی و معرفی کتاب و همچنین  نقد و بررسی آثار اگر در مسیر درست هدایت شوند،  می‌تواند در  تبادل تجارب و افکار و حمایت از نویسندگان و آثارشان تاثیری درخور داشته باشد.  در یکی از داستانک های این کتاب با نام " تلفن زیمنس سال های دور" می خوانیم : گوشی رنگ و رو رفته از دستگاه پایین افتاده  و از آن جدا بود! انگاری یکی بعد شماره گیری، یادش رفته بود که گوشی را دوباره رو دستگاه بذاره! خدا می دونه! شاید اونقده پشت خط ،معطل بوق اشغال مونده بود که حوصله اش سر رفته و گوشی را همین جور ول کرده و رفته بود. حس عجیبی سراغم اومد که همون جا رو به روش رو چارپایه زوار در رفته نشستم و زل زدم بهش. یهو به گوش دل، شنیدم ، یکی می خوند: " شده هرگز/ هر بار، گوشی را که برداری / نصیبت بوق اشغال کسی باشد که دیگر نیست ؟!" عجیب تر این بود که به گوش خیال، بوق ممتد اشغال رو هم می شنفتم ، بوق اشغال تلفون کسی که دیگه نبود.