قطعا در مواجهه نخست با شنای پروانه، تفکراتی از جنس قیصر مسعود کیمیایی و مغزهای کوچک زنگ زده اثر هومن سیدی را می توان در ذهن جستجو کرد اما شنای پروانه خارج از تمامی این مسائل فیلمی است از جنس سینما و برای مخاطب علاقمند سینما. فیلمی که درام را به خوبی می‌شناسد، تعلیق و کشمکش را در درون خود به همراه دارد و عناصر ارتباط با مخاطب را در خود حفظ کرده است. محمد کارت در شنای پروانه نشان داده است که ریتم و ضرباهنگ را نیز به خوبی می شناسد و می داند در پرداختن به این سوژه ملتهب چه زمانی نیاز به سکوت هست و باید ترمز فیلم را بکشد. این فیلم به خوبی فضا سازی می کند و از فضاسازی خلق شده نهایت استفاده را می کند، مزانسن درست است، بازی ها در خدمت اثر است و حرکت های دوربین بیهوده نا آرام نیست و در لحظاتی که باید قرار بگیرد، کارکرد خود را به درستی انجام می دهد. شنای پروانه پکیج بسیار خوبی از بازیگری است، بازی ها چه چهره و چه نابازیگر در کنار یکدیگر به خوبی همدیگر را پوشش می دهند و به هیچگاه با بازی مواجه نمی شوید که ضعفی در آن احساس شود، این تعادل و قوت در بازی را می توان هم در کاراکتر پدر به عنوان نابازیگر و هم در کاراکترهای کم حضور اما پررنگی چون پانته آ بهرام ، طناز طباطبایی و حتی امیر آقایی دید . به دور از هیجانات بعد از تماشای فیلم، باید گفت حتی موسیقی متن فیلم نیز جزو معدود موسیقی هایی است که کارکرد درست خود را به همراه دارد، هم فضاسازی می‌کند، هم افکتیو است و هم اینکه صرفا به عنوان یک عنصر تزئین کننده در فیلم به حساب نمی آید . در پایان باید گفت شنای پروانه فیلمی بی نقص نیست و می تواند با اندک اصلاحاتی فیلمی مستقل تر از آنچه که هست در اکران به پخش برسد.