جشنواره فیلم فجر در آخرین روز با نمایش فیلم سینما شهر قصه به نویسندگی و کارگردانی کیوان علی‌محمدی و علی اکبر حیدری شروع شد؛ فیلمی خاطره انگیز و با حال و هوای سینمای پیش و پس از انقلاب. سینما شهر قصه که بسیار شبیه به شاهکار سینمای ایتالیا سینما پارادیزو به کارگردانی جوزپه تورناتوره بود، مخاطب را به حال و هوایی از ایام گذشته و چهره‌های برجسته سینمای ایران از دیروز تا به امروز می برد و در یک کلام عشق به سینما را به تصویر می کشید. فیلمی که آهنگ و شعر تیتراژش (با صدای رضا یزدانی) استمرار همان مفاهیمی بود که فیلم سعی در بیان آن داشت. نشست فیلم سینما شهرقصه درحالی در کاخ جشنواره برگزار شد که بازیگر برجسته این فیلم بابک کریمی غایب بزرگ این جلسه بود. کارگردان این فیلم در ابتدای جلسه ضمن گلایه از جریان ممیزی آثار سینمایی و اتفاقاتی که منجر به عدم اکران فیلم قبلی اش گیلدا به کارگردانی وی و امید بنکدار بود، فیلمسازی در ایران را کاری سخت عنوان کرد که از عهده یک نفر به تنهایی برنمی آید. اشاره کارگردان این فیلم به خانه نشینی بسیاری از سینماگران قدیمی سینمای ایران و در انتظار مرگ نشستن آنان بدون فعالیت سینمایی که از آن محروم شده‌اند، یکی از اتفاقات جالب توجه در این نشست بود که علی محمدی آن را یکی از بدترین اتفاقاتی خواند که می تواند برای یک فیلمساز رخ بدهد. علی محمدی گفت: «من همیشه از خودم می‌پرسم گناه کسانی که با سینما برای ما خاطره ساختند، فراموش می‌شوند و کنار گذاشته می‌شوند. چیست؟ سکانس پایانی این فیلم ادای دینی به این عزیزان است». علی محمدی همچنین به این مسئله اشاره کرد که نباید تصور کنیم که سینما از سال ۵۷ به وجود آمده و بر این اساس گذشته و هنرمندانی که برای این هنر در ایران تلاش کرده و پیشگام بوده اند را به خاک فراموشی بسپاریم. انتقاد یکی از خبرنگاران به منتقد این جلسه علی فرهمند مبنی بر غیراصولی و غیرعلمی بودن استعمال واژه فیلمفارسی از نکات برجسته دیگر بود که منجر به ارائه توضیحاتی از سوی منتقد نشست شد. محتوای فیلم و اشاره آن به گذشته و اکنون سینمای ایران باعث ایجاد فضای احساساتی در زمان تماشای فیلم شده بود که در نشست هم استمرار داشت؛ چنانچه یکی از خبرنگاران هنگام تقدیر از عوامل گریه کرد و فرزاد حسنی (مجری نشست) و علی اوجی (بازیگر فیلم) هم به اشک هایی که در زمان نمایش ریخته بودند، اشاره کردند. بسیاری از آنچه تحت عنوان سوالات به دست مجری نشست رسید و مطرح شد، به تایید و تشکر از کارگردان و سازندگان اثر اختصاص داشت و این یکی از معدود جلساتی بود که سوالات نه در راستای انتقاد که در راستای تایید فیلم و فیلساز بود. سیاوش مفیدی بازیگر دیگر فیلم که با تاخیر به نشست رسید نیز درباره فیلم سینما شهرقصه عنوان کرد: «ما به همه گفتیم فیلم خوب از آب درآمده از شما نیز خواهش می‌کنم همین کار را کنید». دومین فیلم در اکران روز گذشته، فیلم خورشید به کارگردانی مجید مجیدی بود؛ فیلمی با امضای مجیدی و بار دیگر با درخشش کودکان؛ فیلمی که به رغم زمان طولانی اش (بیش از دو ساعت) مخاطبان را خسته نکرد و همه تا انتها با قصه و داستان همراه شدند. نشست فیلم هم یکی دیگر از نشست های شلوغ در ایام برگزاری جشنواره در کاخ بود؛ فیلمی که همچون حضور با تاخیر فیلم در جشنواره سی و هشتم، با تاخیری طولانی شروع شد. خورشید که تصویری سینمایی از کودکان کار و کودکانِ کار مهاجر افغانستانی بود، همراه با بازیگران نوجوانش برگزار شد. مجیدی که از ابتدا و به واسطه ساخت فیلم هایی با مضامین کودک ونوجوان و سینمایی دغدغه مند برای مخاطبان شناخته شده است، بار دیگر در اثر متاخرش قهرمانانی نوجوان را به سینمای ایران معرفی کرد؛ قهرمانانی که در زندگی حقیقی شان هم کودکان کار هستند. پروسه انتخاب این نوجوانان هم یکی از نکات برجسته در این نشست بود که مجیدی اعلام کرد برای انتخاب آنان بازی حدود ۴۰۰۰ هزار کودک را دیده و حتی به شهرهایی جز تهران هم رفته است. نشست فیلم خورشید از این منظر بسیار جالب توجه بود که در فاصله سه صندلی، یکی از بزرگان شهیر سینمای ایران علی نصریان در یک سو و سه نوجوان تازه وارد به سینمای ایران را در سویی دیگر کنار هم داشت. صحبت های این نشست البته محدود به خود نشست نماند و مجیدی که در ابتدای صحبت هایش به مسائل اخیر کشور اشاره داشت، در راستای دغدغه مندی خویش در باب مطرح ساختن مسائل اجتماعی گفت که حدود یک سال درگیر موضوع قتل غزاله شکور توسط آرمان عبدالعلی بوده است و از خانواده غزاله تقاضای بخشش کرد. علی نصیریان هم که مخاطب حواشی اخیر سینمای ایران و کنشگران آن قرار گرفت، این گونه پاسخ داد که «باید برای هر دو گروه ارزش قایل باشیم». نکته جالب این نشست حضور طناز طباطبایی به عنوان بازیگری بود که نقشی بسیار کوتاه و کم دیالوگ را در این فیلم داشت؛ بازی در این نقش به اضافه بازی دیگر او در جشنواره امسال (فیلم شنای پروانه) که طباطبایی در آن فیلم هم حضوری بسیار کوتاه داشت باعث شد تا اصلی ترین سوال خبرنگاران از وی، دلیل  بازی در این نقش های بسیار کوتاه باشد؛ سوالی که طباطبایی در فیلم اول (شنای پروانه) حمایت از یک کارگردان جوان (محمد کارت) و در فیلم دوم (خورشید) کار با مجید مجیدی و سینمای کودک را علت برجسته آن عنوان کرد. پاسخ خنثی و عجیب جواد عزتی به خبرنگاری که از تکراری بودن نقش هایش در این دوره از جشنواره پرسیده بود، یکی دیگر از حواشی این نشست بود که باعث خنده حضار شد؛ عزتی در این باره گفت: «سینما سلیقه‌ایی است. اگر فکر می‌کنید نقش‌ها تکراری بوده است باید بگویم که اینگونه جواب گرفته‌ام». یکی از نقدهای خبرنگاران به اکران فیلم خورشید استثناء قائل شدن برای این فیلم و خارج از نوبت وارد بخش سودای سیمرغ شدن به دلیل دیر رسیدن و آماده نبودن این فیلم برای اکران بود که امیربنان (تهیه کننده فیلم) آن را رد کرد؛ بنان اعلام کرد که به جز خورشید فیلم های دیگری هم به این شکل وارد فضای رقابتی جشنواره شده اند و در مجموع این کار به دلیل این که تعداد آثار برای اکران را بالا برده، قابل تایید است. به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا،کارگردان فیلم سینمایی پسرکشی در نشست پرسش و پاسخ این فیلم سینمایی به صورت تلویحی با گلایه از اینکه زمانی برای برگزاری نشست فیلمش در نظر گرفته نشده به مجری برنامه اجازه مطرح کردن پرسش سوالات را نداد آخرین اکران از آخرین شب جشنواره فیلم فجر به فیلم پسر کشی به کارگردانی محمدهادی کریمی اختصاص داشت؛ فیلمی که به عنوان ششمین اثر در کارنامه کارگردانش داستانی اجتماعی و معمایی را در خلال چهار دهه به تصویر می کشید. این فیلم به دلیل خارج از برنامه وارد لیست اکران شدن، موفق به برگزاری نشست و بیان پرسش و پاسخ اهالی و رسانه و کارگردانش نشد؛ موضوعی که باعث گلایه تلویحی کریمی از زمان تخصیص یافته به فیلم شد و نشست با اعلام نامزدهای جشنواره سی و هشتم به پایان رسید. پس از اکران تمامی آثار، نامزدهای بهترین بخش‌ها معرفی شدند تا امروز شاهد پرواز سیمرغ‌ها به سمت برگزیدگان از این بین باشیم.