پری کوچک غمگین
فیلم، از مدخلی به جهان مرگ ورود می‌کند که رئالیته اوبژکتیو، توان هضم جشنواره پدید آمده از ضیافت ماهی‌ها و دختر داغ‌دیده را ندارد. ضیافتی که نجات دختر از مرگ، نه ریشه در ترحم کائنات و تلاش هستی، برای بازپس دادن گوهر جان به کالبد تن دارد و نه حاصل ترحم فرشته مرگ بر مرد ماهیگیر غم‌زده‌ای دارد که گریه‌هایش را برای دریا می‌برد و سوگوار از دست دادن همسر زود سفر کرده‌اش است. دختر، بدون اینکه از زیست‌کار و عملکرد فردی‌اش در زندگی آگاه باشد، در نجات ماهی‌ها از دست پدر صیاد خود (که جبر زمانه، حیاتش را به این کار پیوند زده است)، به دوستی دوطرفه و وفادارانه‌ای با آنها می‌رسد که عامل نجات او از مرگ می‌شود. در واقع، کارمای رفتار دختر، بدون آنکه مبنایی برای حصول نتیجه در زندگی پس از مرگ او قرار گیرد، درست در زمانی که تلاشی مجدانه و آگاهانه برای رهایی ماهی‌ها دارد، به داد زندگی او می‌رسد و بازگشتی باشکوه و سورئال را برای او به ارمغان می‌آورد. همین بازگشت شاعرانه، در نمای اینسرت پایانی، چنان تأثیر عمیقی از فیلم در ذهن مخاطب باقی می‌گذارد که حجم هولناک اندوه حاصل از گریه‌های ابتدایی پدر و به‌ویژه دختر که در فقدان همسر/مادر به مخاطب وارد می‌شود، به فراموشی سپرده می‌شود و بازخورد فیلم را در یک چرخش آگاهانه، معطوف به عطوفت و نیک‌خواهی متقابل انسان و طبیعت می‌کند. این نتیجه‌گیری به کمک رویکرد خلاقانه و بهره‌گیری از ابزار ویژوال، چنان عمیق، لطیف، تماشایی و چشم‌نواز است که به نمونه‌ای قابل ذکر از استفاده تکنولوژی در فیلم کوتاه بدل می‌شود. هرچند ترسیم و به تصویر کشیدن غرق شدن دخترک در دریا و سپس نجات او توسط ماهی‌ها صرفاً با بهره‌برداری از ابزارهای رایانه‌ای مقدور است اما بهره‌گیری از علم در هنر، صرفاً به دلیل استیصال در نمایش رخدادهای پیش‌آمده در فیلم نیست؛ شیوه اجرای درونیات و مفروضات ذهنی و دنیای زیسته دختر، به‌گونه‌ای بعد جداگانه و ظریفی به فیلم افزوده که توانسته مخاطب را به کمک ابزاهای ساده کودکانه برای طراحی و نقاشی روی دیوار خانه، به دنیای رمزآلود، معمایی و اسرارآمیزی ببرد که تا پیش از این با آن روبه‌رو نبوده است. از سویی دیگر بر اساس شواهد بوم‌فمینیستی موجود در جان داد و براساس نظریات اکوفمینیسم (که نقش جنسیت را در روابط اجتماعی- محیط‌زیست، برجسته می‌کند)، رابطه بین جنس زن (دخترک داستان)، طبیعت و محیط‌زیست و نیز رابطه بین مرد (پدر صیاد)، فرهنگ و آسیب به طبیعت را تأیید می‌کند. بر اساس این دیدگاه، به‌طور کل، زنان، تماس نزدیک‌تری با محیط‌زیست محلی دارند و شاید این مسئله، دلیلی بر انتخاب کودک دختر در این فیلم است؛ دختری که پس از مرگ مادر، ژاکت سبزرنگ مادر را بر تن می‌کند و وظیفه جان‌بخشی به طبیعت را بر عهده می‌گیرد. جان داد، در تحلیلی معنایی و کارکردی دوگانه و ایهامی، علاوه بر این‌که به روایت رهایی روح از تن مادر و جان دادن او اشاره دارد، به بازگشت دوباره جان بر تن دختر و استمرار حیات او نیز اشاره می‌کند. همین مرگ آغازین و زندگی پایانی و معنای خلاف جهتی که از قوانین هستی در فیلم مستتر شده، در واقع سنگ بنای پوزخندی بر معادلات ذهنی واقع‌گریانی است که از قوانین و معانی جان داد به دور هستند. بنا بر این گزارش، فیلم‌ کوتاه جان داد به نویسندگی و کارگردانی سهیلا پورمحمدی که در جشنواره فیلم کوتاه تهران مورد توجه مخاطبن قرار گرفته است، درباره دختری است که به تازگی شاهد مرگ مادرش بوده است. محمود تقوی، ستیا اسدی دو بازیگر این فیلم کوتاه هستند. تیتر طلب بخشی از شعر تولدی دیگر سروده فروغ فرخزاد است.