تعمیر مانیتورنمایندگی دیسک و صفحه والئو سبز …سرورنگآموزش خوشنویسی با خودکار فارسی …

گلی امامی؛ مترجم مولف و احیاگر ادبیات کودک و نوجوان
گلی امامی با نام کامل «گلرخ ادیب محمدی» در ۱۶ تیر ۱۳۲۱خورشیدی به دنیا آمد و نام او هم اکنون در نظر اهالی فرهنگ و ادب نام آشنا است. امامی در مقام نویسنده و مترجم، آثار باارزش و ماندگاری از نوابغ ادب و هنر جهان را به زبان فارسی ترجمه کرده، آلن دوباتن، ساموئل بکت، بیلی وایلدر و اینگمار برگمان از جمله نویسندگان و فیلمسازانی هستند که گلی امامی به برگردان  برخی گفت وگوها و نوشته های آنها پرداخته است. در ادامه به بهانه ۱۶ تیر و سالروز تولد او به واکاوی زندگی و حرفه نویسندگی گلی امامی نگاه کوتاهی انداخته ایم. گلی امامی در خصوص بیوگرافی و عرق و علاقه خود به کتاب و ترجمه چنین گفته است: اهل تهرانم. به دلیل شغل پدرم که شهردار و فرماندار بود، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان‌های گوناگون به انجام رساندم. وارد دانشکده هنرهای تزئینی شدم. برای ادامه تحصیل به آلمان و سپس انگلستان رفتم. در حقیقت به دلایل شخصی رفتم که دیگر برنگردم، به عبارت دیگر مهاجرت کردم اما تقدیر سرنوشت دیگری برایم رقم زده بود. در انگلستان با کریم امامی ازدواج کردم به ایران برگشتم و به فاصله چند ماه به استخدام مؤسسه انتشارات فرانکلین در آمدم و این اتفاق مسیر زندگی‌ام را تغییر داد. من که از کودکی عاشق کتاب و خواندن بودم، اکنون در قلب نهادی بودم که کتاب را از نخستین مراحل تا چاپ تولید می‌کرد و برای من حکم دانشگاه تولید کتاب را داشت. در آنجا بسیار آموختم و نیز در همانجا بود که مترجم شدم.   نخستین کتابی که ترجمه کردم (سرافینا، مری ک. هریس) برنده جایزه یونسکو برای بهترین ترجمه کتاب نوجوانان شد. تأییدی بر این که به این کار ادامه بدهم. اکنون بیش از ۵۰سال است که در کنار انواع فعالیت‌های موظفِ مربوط به نشر و کتاب، به ترجمه هم ادامه داده‌ام. طی این دوران چیزی بیش از چهل و چند کتاب با ترجمه من منتشر شده است. گلی امامی در مدت بیش از ۶۰ سال فعالیت فرهنگی اش در کنار ترجمه به عنوان کتابدار و کتابفروش نیز فعالیت می کرد. ایشان از زمان تأسیس کتابخانه هنر دانشگاه فارابی در ۱۳۵۴ خورشیدی تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان کتابدار و گردآورنده کتاب های این کتابخانه، فعالیت می کرد. ترجمه خوب و مترجم برتر از منظر گلی امامی گلرخ ادیب محمدی (گلی امامی)  به‌گفته خودش زیاد کتاب می‌خواند و کتابی را ترجمه می‌کند که واقعاً جلبش کند و رهایش نکند. امامی در مورد توانایی ترجمه خود واقع‌بین است. می‌داند از عهده چه متنی برمی‌آید و از عهده چه متنی برنمی‌آید. چندان دنبال کتاب‌های پرفروش یا جایزه نوبل‌ نمی‌رود، چون می‌گوید، حتی اگر از چنین کتابی خوشش هم بیاید می‌داند پیش از او چند مترجم، دست‌به‌کار ترجمه‌اش شده‌اند. از ترجمه‌های امامی می‌توان به دختری با گوشواره‌های مروارید تریسی شوالیه، حباب شیشه سیلویا پلات،  کارگردانی فیلم اریک شرمن،  شش صحنه از ازدواج اینگمار برگمن،  زندگی کوتاه است یوستین گوردر، اجاق سرد آنجلا فرانک مک کورت، نقب‌زدن به امریکا ان تایلر و چهار اثر از آلن دوباتن: هنر سیر و سفر،  هنر چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند،  پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند و جستارهایی در باب عشق اشاره کرد. گلی امامی در پاسخ به این پرسش که بهترین ترجمه و برترین مترجمی که می شناسد کدام است، می گوید: اصولاً از پاسخ‌دادن به پرسش‌های کلی پرهیز می‌کنم. بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین نویسنده و غیره، پرسش‌های دقیقی نیستند و جواب دقیقی هم ندارند. پاسخ به این نوع پرسش نمی‌تواند چیزی را ثابت کند. ما مدام در معرض تحولات و اتفاقات زندگی شخصی و جهان اطرافمان هستیم و نظرمان هم در مورد چیزهای مورد علاقه‌مان تغییر می‌کند. که باید بکند.  بیش از ۶۰ سال است (حتماً بیش از ۶۰ سال است به خودم تخفیف داده‌ام) کتاب می‌خوانم. چون حرفه‌ام هم با کتاب و نشر سروکار داشت، طبعاً زیاد می‌خواندم (و می‌خوانم).  تا زمانی‌که به زبان دیگری مسلط نشده بودم، طبعاً زیاد ترجمه می‌خواندم. به عقب که نگاه می‌کنم در هر سنی و به اقتضای آن سن، کتابی یا ترجمه کتابی مرا تحت تأثیر قرار می‌داد و فکر می‌کردم، بهترین کتابی است که تاکنون خوانده‌ام. مدت زمانی بعد طبعاً کتاب دیگری جایگزین آن کتاب محبوب می‌شد.  تنوع بیشتر می‌شد، سلیقه‌ام عوض می‌شد و بسیاری عوامل دیگر. چندین ترجمه هستند که در زمانی‌که می‌خواندمشان تأثیر عمیقی بر من گذاشتند. کتاب «چنین کنند بزرگان» با ترجمه «نجف دریابندری» یکی از آن ترجمه های به یادماندنی و تاثیرگذار برای من بوده است. امامی کتاب هایی را ترجمه کرده است که به گفته خودش از مطالعه آنها لذت فراوانی برده و احتمالا به همین دلیل است که آثار ترجمه ایشان طیف وسیعی از کتاب های ادبیات نوجوان ، بزرگسال، روانشناسی، فلسفی و حتی سینمایی را دربر می گیرد. در ترجمه ادبیات بزرگسال بیشتر به آثار معاصر و جدید مایل است و از آثار دشوارفهم اجتناب می کند. با نگاهی به آثار ایشان به نظر می رسد، امامی آثاری را ترجمه می کند که دریچه ای نوین را به طرف جهان معاصر در زمینه های مختلف،  برای فارسی زبانان می گشاید. گلی امامی ترجمه خوب را ترجمه ای می داند که شبیه ترجمه نباشد و می گوید: «ترجمه خوب نباید بوی ترجمه بدهد. اصولاً شما به این دلیل ترجمه ای را می خوانید که یا به اصل آن دسترسی ندارید و یا زبان آن را نمی دانید که آن را بخوانید. هر آینه متنی را خواندید که روان بود، سکته نداشت، مفهوم بود و منظور نویسنده را به شما منتقل می کرد، ترجمه اصیل است و مترجم از عهده کارش برآمده و اینجاست که مسأله وفاداری به متن که موضوع بسیار حساسی است، مطرح می شود و ما که دیگر مویمان را در این کار سفید کرده ایم، بالاخره متوجه شدیم که بله به قول ایتالیایی ها «مترجم خائن» است. مترجم غیرخائن ترجمه لغت به لغت و غیرسلیس تحویل خواننده می دهد. مترجم وفادار به متن، محصولش بوی ترجمه می دهد و این لطفی ندارد. او باید به حدی در کارش تسلط داشته باشد که بتواند بدون آن که از محتوا فاصله بگیرد، مفهوم آن را به فارسی روان و قابل درک برگرداند و البته منظورمان در مورد آثار ادبی است و نه ترجمه متون فنی و حقوقی که درباره ترجمه های اصیل نادرست بنویسد و خواننده را آگاه کند و آن نیز منتقدی است که زبان می داند، با اصل کتاب آشناست و قادر است اصالت ترجمه را تشخیص دهد.» ادبیات کودک و نوجوان؛ جولانگاه اصلی گلی امامی گلی امامی پس از بازگشت به ایران و با در اختیار داشتن ترجمه زندگی در فرنگ و مصاحبت با نوابغ ادبی و فرهنگی هم دوره خود به سراغ ادبیات کودک و نوجوان رفت. در ایران در مؤسسه انتشاراتی فرانکلین به عنوان کتابدار و دستیار پروین ابوضیا استخدام شد و مدتی بعد به پیشنهاد همایون صنعتی نویسنده و ادیب معاصر رییس دفتر ایشان شد. گلی امامی از این دوره به عنوان دوره  آموزشی فوق العاده در محضر یک نابغه نشر، یاد می کند. در آن سال ها، ادبیات کودک و نوجوان در ایران در حال شکل گیری بود و بیشتر کتاب ها در این حوزه، ترجمه بودند. موسسه فرانکلین که در این زمینه نیز از پیشروان بازار نشر بود، کتابی در حوزه نوجوان را به گلی امامی معرفی کرد.  امامی که سخت تحت تأثیر این کتاب قرار گرفته بود، تصمیم به ترجمه اثر گرفت و در مدت یک ماه آن را ترجمه کرد و با اندک ویرایش به ترجمه کتاب «سرافینا » به دنیای کتاب ایران و زندگی چندین نسل از نوجوانان ایران راه یافت و در ۱۳۴۹ خورشیدی جایزه بهترین ترجمه کتاب داستانی نوجوان را از آن خود کرد. «سرافینا» نوشته «مری هریس» داستان دختر ۱۲ ساله ای در یک شبانه روزی انگلیسی دهه پنجاه میلادی را روایت می کند و ساختار و شخصیت پردازی محکمی دارد. پس از ترجمه «سرافینا»، کتاب «پی پی جوراب بلنده»  جهت ترجمه به او معرفی شد. این ترجمه نیز در۱۳۵۳ خورشیدی از طرف شورای کتاب کودک به عنوان بهترین ترجمه کتاب نوجوان انتخاب شد. «پی پی جوراب بلنده» نوشته «آسترید لیندگرن» داستانی سرشار از طنز درمورد زندگی دخترک ده دوازده ساله ای که هیچ شباهتی به هم سن و سال هایش ندارد و قدرت بدنی فوق العاده ای دارد و کارهای غیر عادی شیرینی انجام می‌دهد. گلی امامی با انتشار این ۲ ترجمه، به طور رسمی و با جدیت وارد دنیای ترجمه شد. امامی در دوره فعالیت فرهنگی اش هیچگاه ادبیات کودک و نوجوان را رها نکرد و آثار متعددی را ترجمه کرد، بطوریکه در ۱۳۹۶ خورشیدی نشان ویژه لاک پشت پرنده، به پاس تأثیر آثار ایشان بر حوزه ادبیات کودک و نوجوان به ایشان اهدا شد. منابع: ۱.فصلنامه مترجم/ سال بیست و ششم / شماره شصت و سوم  ۲ . گفت و گو با بیلی وایلدر، کمرون کروو، ترجمه: گلی امامی ۳. مجله آزما.  اسفند و فروردین ماه ۱۳۹۱–۱۳۹۲