جشنواره‌های حافظی!
ایسنا/فارس "یادروز حافظ" در رفع قرن گذشته اجرایی شده است. برنامه‌ای که در سال‌های ابتدایی و تا نیمه راه، با حضور روسای جمهور کارسازی شد و پس از آن عالی‌ترین مقام‌های وزارتخانه‌های ارشاد و میراث فرهنگی، میهمانان و سخنرانان اصلی آن بوده‌اند و البته همه ساله مقام‌های ارشد استان فارس در این برنامه حضور داشته و سخنرانی کرده‌اند. امسال بیست و پنجمین سالی‌ست که برنامه "یادروز حافظ" در شیراز و برخی شهرهای ایران و جهان، برگزار می‌شود؛ حال آنکه برای دومین سال، به بهانه شیوع همه گیری کرونا، شیراز به عنوان مرکز رویداد، برنامه را به شکل مَجازی دنبال خواهد کرد. برگزاری یادروز حافظ، که همواره شامل یک برنامه افتتاحیه در شامگاه ۱۹ مهر و نشست‌هایی علمی؛ موضوع و سخنران محور، در هفته پس از این تاریخ بوده، مدافعان و منتقدانی داشته است. اگرچه سابقه طرح و بیان نقدها به این یادروزها، کمتر از اخبار رویدادها و کلام مدافعان و برنامه‌ریزان، بوده است. امسال و در آستانه بیست و پنجمین یادروز حافظ، عبدالعلی دست‌غیب، نویسنده، پژوهشگر، مترجم و منتقد ادبی، یادداشتی را در نقد این یادروز و یادروزهایی اینچنین، به نگارش درآورده و برای انتشار در اختیار ایسنا قرار داده است. عبدالعلی دست‌غیب که تاکنون ۴۰ کتاب از او منتشر شده است، همواره به عنوان یک منتقد ادبی، در عرصه فرهنگ و ادبیات و فلسفه، نمود و بروز داشته و عناوین منتقد برتر و مفاخر ادبی را طی سال‌های گذشته از آن خود کرده است. یادداشت این مترجم و منتقد را زیر عنوان "جشنواره‌های حافظی" در ادامه می‌خوانید: مراسم اعطای نشان مفاخر فارس به عبدالعلی دست‌غیب «در مهرماه ۱۴۰۰ آیین بزرگداشت حافظ با محوریت "حافظ و هنر" برگزار می شود. برگزاری این یادبود بزرگان دیار فارس به ویژه حافظ، برای معرفی داشته های فرهنگی ایران زمین به جهان است...بسیاری از افراد در سطح بین المللی، ایران را با بزرگانی همچون حافظ و سعدی می شناسند. همکاری های لازم از منابع غنی الهام گرفتن در هنر...(؟) همه ی ابعاد هنر در اشعار حافظ نمود دارد. حافظ در اشعارش از هنرهای گوناگون بهره مند شده. یادروز حافظ برای بیست و پنجمین سال متوالی در شیراز برگزار می شود. ستاد برگزاری این آیین باید در کمیته های زیرمجموعه ی ستاد، موضوعات مختلف {یعنی متفاوت} از جمله نشست های علمی {نشست های علمی از جمله موضوعات مختلف! زیرمجموعه ی چنان "ستاد"ی است}، تبلیغات شهری در سطح استانی و ملی، تکمیل مراحل نهایی ساخت تندیس حافظ، فراهم آوردن بستر اینترنت رایگان برای دسترسی عمومی به برنامه های یادروز.... بعضی از شعردوستان با برگزاری جشن های مکرر برای سعدی و حافظ مخالفند و بعضی دیگر موافق. نگارنده ی این سطور، سه کتاب درباره ی حافظ نوشته است. بنابراین از جمله ی مخالفان نمی تواند باشد: ۱- حافظ شناخت ۱۳۶۸ ۲- از حافظ به گوته ۳- هستی شناسی حافظ، همچنین در چند آیین یادروز حافظ سخن رانی کرده و مقالات متعددی نیز در مطبوعات کشور به همین مناسبت انتشار داده. کتاب هستی شناسی او در مراسم بزرگداشت حافظ سال ۱۳۹۴ بهترین کتاب حافظ شناسی شناخته و برنده جایزه شده است. به آن ترتیب می توان گفت که نویسنده این سطور با حافظ  و آیین های بزرگداشت او (و نیز سعدی) آشناست و فردی بیگانه و مخالف بزرگداشت شاعر بزرگ ملی نبوده و نیست اما اکنون در سال ۱۴۰۰هجری خورشیدی، پرسش هایی در دانستگی من آمده که از مقامات مسئول فرهنگی پاسخ آن را می خواهد: الف- آیین بزرگداشت حافظ (و سعدی) به ابتکار چه شخص و کدام بنیادی بر پا شده؟ و چرا هر ساله؟ آیا برگزاری بیست و چهار دوره ی سالانه برای معرفی شاعر ما کافی نبوده است؟ ب- آیا شیراز و فارس بزرگان دیگری جز حافظ و سعدی ندارد؟ ابن خفیف، روزبهان، باباکوهی، عضدالدین ایجی (نویسنده ی مراقف، بزرگترین عالم کلام جهان اسلام)... و از معاصران نامور دکتر صورتگر، سیمین دانشور، صادق چوبک، دکتر حمیدی شیرازی، آیا اینان بزرگ نیستند و در این نمایش سهمی ندارند؟! چرا برای ادبیات مدرن مراسمی برپا نمی شود؟ ج- آیا اینگونه بزرگداشت ها و هزینه کردن اموال ملت و دولت کدام آماج تبلیغاتی را هدف گرفته؟ معرفی کردن سعدی و حافظ به عنوان هنرمند دینی؟ مشغول کردن دانستگی مردم به مسائل کهنه و از یاد رفته؟ معرفی کردن این هنرمندان به جهان؟ دراین صورت به چه وسیله ای و با معرفی کدام معرفی که اعتبار و بضاعت علمی کافی داشته باشد؟ د- همه ی ابعاد هنر در شعر حافظ نمد دارد یعنی چه؟ در مثل هر درام یا هنر نقاشی و مینیاتور یا هنر پیکرتراشی در کدام یک از اشعار حافظ نمود یافته است؟ این ایده هم تازگی ندارد،دکتر باستانی پاریزی سال ها پیش نوشته بود: حافظ هفت هنر! ه- مقام مسئولی خبر از تکمیل مراحل نهایی ساعت تندیس حافظ می دهد. مجسمه سازی که در این جا "تندیس" نامیده شده در دین اسلام حرام است. این مقام بر اساس چه مجوزی اجازه داده است مجسمه ی حافظ ساخته شود. {در صورتی که ساختن مجسمه (تندیس) در اسلام حرام نباشد، نگارنده این بخش از پیشنهاد های خود را پس می گیرد.} ح- یکی از فرض های متصدیان حافظ شناسی این است که این شاعر بزرگ ترین شاعر ماست و حتی از فردوسی، خیام، سعدی، مولوی و نظامی گنجوی بزرگ تر است. من این فرض غیر علمی را قبول ندارم. از جانب خود شاعر قبول ندارم زیرا که همه کس به گفته ی سعدی: فرزند خود به جمال نماید و عقل خود به کمال. مولوی، سعدی و فردوسی نیز خود را به طور اطلاق بزرگ ترین شاعر دانسته اند و "گلی مانند روی محبوب را در جهان ممکن شمرده اند اما سپس بدون اندکی تردید افزوده اند: نه ممکن است چو سعدی هزاردستان اش!" نگارنده ی این سطور که سال هاست تک تک ابیات و مصاریع حافظ و سعدی را وارسی می کند و برحسب ترمینولوژی ادبی-به طور فنی- می سنجد، بر حسب تجربه های ادبی و تدریس چندوچند ساله ی اشعار این شاعران، با این ادعاها موافق نیست و آن ها را داوری ذوقی و خود ستایی هنری می داند و باور دارد این قسم قضاوت ها و ادعاها از زاویه ی هنری و خود شناساندن شاعر، درخور توجه است اما پایه و مایه ی علمی ندارد و صرف ادعاست. از سوی دیگر این قسم داوری اظهار شده از سوی مدعیان حافظ شناسی برفرض اثبات یا بر حسب اندکی معقولیت داشتن، منحصرا در این چهاردیواری اعتبار دارد و هیچ فرد انگلیسی نخواهد پذیرفت سعدی در مثل از شکسپیر بزرگ تر و حافظ از میلتون بلندپایه تر است و طبعا هیچ فرد روسی نیز قبول نمی کند شاعران ما از پوشکین و لرمانتف ممتازتر باشند و همچنین آلمانی- حتی اگرما در کار شاعرستایی خود- خود را نیز بکشیم آن ها را والاتر از گوته، شیللر و هاینه نخواهد دانست. پس معرفی شاعران ما به جهان که از جمله موضوعات مختلف(!) زیرمجموعه ی ستاد برگزاری جشن هاست، پادرهوا می ماند و به محض این که چنین مدعاهایی به گوش افراد ملت های دارای ادبیات بزرگ برسد، درهای روابطی از این دست را خواهند بست و عطای ما را به لقای ما خواهند بخشید. می گویید این طور نیست؟ خب دراین زمینه سرمایه گذاری کنید. امتحانش خرج چندانی ندارد. محمد قزوینی که از تصحیح کنندگان و دوستداران حافظ بود و در تحقیق ادبی و تاریخی و زبان شناسی فارسی و عربی کم مانند ...به ما هشدار داده است مقیاس کار خود را در ادب شناسی "سلیقه و ذوق شخصی" قرارندهیم چه این روش خلاف سیره ی علما و مدققین و خلاف امانت و انصاف است چه هیچ کس حق ندارد که سلیقه و ذوق شخصی خود را برای عموم ناس حکم قرار دهد و طرز فهم و اجتهاد خود را بر دیگران تحمیل نماید و اجتهاد و قضاوت هیچ کس مخصوصا در امور ذوقیات برای دیگری حجت نیست و هیچ کس جز پاره ای مردم نادان و غیر مانوس به طریقه ی علمی-انتقادی، این روش را اختیار نکرده است" (دیوان حافظ، محمد قزوینی، صفحه ی (۲۵)، تهران، ۱۳۶۹) اما دست اندرکاران "سال روزها" و "یادکردها" درست بر خلاف سفارش علمی-تحقیقی قزوینی، پیشگام سنجش ادبی در ایران جدید، عمل می کنند. گزینه های آن ها در زمینه ی سخن رانی ها و به اصطلاح در زمینه ی تحقیقات ادبی، دلبخواهی و افواهی است. بزرگان تحقیق ادبی: همایی، قزوینی، فروزانفر، خانلری، معین، صفا، زرین کوب... رفته اند و اهل جدید تحقیق یا گفته های آن بزرگان را تکرار می کنند یا تکلف ها و تعارفاتی چند و "تاویل"هایی گیج کننده بر زبان می آورند. هدف پر کردن جدول است نه شناخت زوایای نامکشوف اشعار سعدی و حافظ... و این ماجرا در زمان و حالی است که ما هنوز شرح حالی مستند و "مجموعه ی اشعار"ی علمی و دقیق یا نزدیک به آنچه از زیر خامه‌ی  سعدی و حافظ بیرون آمده باشد، نداریم. در این حال این قسم رویکردهای غیر علمی و سخنرانی های بی درو پیکر و نظارت نشده و صرف مخارجی که در این تنگنای اقتصادی می بایست به مصرف واقعی و حقیقی گسترش علم و ادب برسد ....، چه معنایی دارد؟ آیا بهتر نیست که به جای برگزاری یادکردهای تشریفاتی، بنیادی تحقیقاتی و دلسوز برای پژوهشگری و تربیت پژوهشگران که بتوانند جانشین برحق قزوینی‌ها و دکتر معین ها ... بشوند و باشند، برپا کنیم؟ پژوهشگرانی اهل تحقیق که سلیقه و ذوق شخصی خود را برای عموم مردم حکم قرار ندهند و سرلوحه ی کارشان اختیار روش علمی-انتقادی و روشن گری اذهان دوستداران علم و ادب باشد.» انتهای پیام