اموزشگاه زبان عربی شرق تهرانآموزش مکالمه زبان ترکی استانبولیبهترین آموزشگاه زبان آلمانیآموزش خوشنویسی با خودکار فارسی …

چالش‌های والدین در تربیت فرزندان
ایسنا/لرستان یک روانشناس گفت: گذر از دوران سنتی به مدرنیته سبب شده که کودکان و نوجوانان در معرض انواع آسیب‌های روانی باشند. لیلا میررضایی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: در دنیای امروز، والدین برای تربیت فرزندان خود با چالش‌های بی‌شمار و دشواری روبرو هستند. وی با اشاره به این‌که امکانات عصر فناوری که دسترسی همگان را به اطلاعات و قدرت ناشی از آن افزایش داده، مدیریت سنتی والدینی را که مبتنی بر کنترل اطلاعات و قدرت ناشی از آن است، با دشواری روبرو کرده، عنوان کرد: گذر از دوران سنتی به مدرنیته سبب شده که کودکان و نوجوانان در معرض انواع آسیب‌های روانی باشند، به طوری‌که آخرین تحقیقات نشان می‌دهد که ۲۰ درصد از کودکان و نوجوانان ایرانی به‌نوعی از اختلالات روانی رنج می‌برند. میررضایی با اشاره به این‌که منطبق نشدن والدین با شرایط جدید، باعث ایجاد احساس درماندگی در آن‌ها و در کودکان و نوجوانان شده است، بیان کرد: هر نوع اختلال در عملکردهای هیجانی، تحصیلی و اجتماعی فرد را، اختلالات روانی می‌گویند. این روانشناس با اشاره به این‌که آمارهای پراکنده‌ای در این باره وجود دارد، اما تحقیقات جسته گریخته‌ای که در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد که حدود ۲۰ درصد از کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال ما به‌نوعی از این اختلالات روانی رنج می‌برند، ادامه داد: در سنین پیش دبستانی به طور معمول اختلالات روانی مربوط به اختلالات فیزیولوژی است، مانند اختلال در خواب و غذا که این مسئله به این دلیل پیش می‌آید که هنوز ریتم های فیزیولوژیک در کودک کامل نشده است. وی عنوان کرد: در این سنین همچنین کودک دچار اضطراب می‌شود که این اضطراب‌ها ناشی از جدایی از والدین است، البته در دوران پیش دبستانی انواع و اقسام اختلالات ناقص رشد یا اوتیسم نیز بسیار شایع است. میررضایی با بیان این‌که در سنین دبستان شایع‌ترین اختلال در کودکان، اختلال بیش‌فعالی و سوء تغذیه است، افزود: نتیجه مطالعات اپیدمیولوژیک ما نشان می‌دهد که ۱۰ درصد کودکان بیش‌فعالی دارند، یعنی به طور متوسط در هر کلاس درس ۴ تا ۵ نفر از دانش‌آموزان به این اختلال مبتلا هستند. این روانشناس بیان کرد: در دوران نوجوانی یا پس‌از دبستان، انواع و اقسام اختلالات ارتباطی، پرخاشگری و افسردگی وجود دارد، به طور کلی می‌توان گفت که ۲۰ درصد کودکان و نوجوانان ایرانی زیر ۱۸ سال مبتلا به یکی‌از انواع اختلالات روانی و نیازمند کمک هستند. وی با اشاره به این‌که کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری چالش‌های فراوانی را برای والدینشان به وجود می‌آورند، ادامه داد: این کودکان رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که تأثیری منفی بر اطرافیانشان شامل والدین، دوستان و معلمان می‌گذارد و واکنش‌های ناخوشایند این افراد در پاسخ به رفتار آن‌ها نیز متقابلاً به خودشان باز می‌گردد. میررضایی با بیان این‌که مشکل اصلی کودکان مبتلا به بیش‌فعالی این است که نمی‌توانند رفتارشان را کنترل کرده و به آن‌ها نظم ببخشند، تصریح کرد: کودکان مزبور به دلیل این ناتوانی، نمی‌توانند رفتاری هماهنگ و مناسب با محیط اطراف نشان دهند. این روانشناس افزود: علائمی مانند کم‌توجهی، حواس‌پرتی، تکانشگری و نقص تمرکز، تمایز رفتاری این کودکان با همسالان در کارهایی که نیاز به تمرکز و توجه بیشتری دارند، نظیر تکالیف مدرسه،  در این کودکان بروز می‌کند، آن‌ها همچنین به دلیل حواس‌پرتی، در به یادآوردن موضوعات مختلف مشکل دارند، زیرا ذهنشان بیش‌از حد مشغول اطلاعات حسی است. وی با اشاره به این‌که اختلال لجبازی از دیگر اختلالات دوران کودکی محسوب می‌شود، اظهار کرد: محققان هنوز به نتیجه روشن و واضحی درباره دلایل اختلال لجبازی دست نیافته‌اند، اما برخی معتقدند که دلایل این اختلال، عصبی و زیستی است. میررضایی با بیان این‌که این کودکان بسیار تحریک پذیرند و در دوران طفولیت، نوپایی و قبل از مدرسه اخلاق تندی دارند، تصریح کرد: با بروز این رفتارها از سوی کودکان، والدین آن‌ها نیز شروع به بدرفتاری و خشونت می‌کنند و این امر نتیجه‌ای جز پیشرفت علائم این اختلال در کودکان ندارد. این روانشناس با بیان این‌که کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک مدام به حقوق دیگران و قوانین و هنجارهای اجتماعی تجاوز می کنند، افزود: این رفتارها در خانه، مدرسه یا در جامعه از آن‌ها سر می‌زند، طیف مشکلات رفتاری این کودکان از رفتارهای آشکار ستیزه جویانه تا رفتارهای ناآشکار ناستیزجویانه را در بر می گیرد. وی با اشاره به این‌که محققان عقیده دارند که بیشتر کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری در خانواده‌های سرکوب‌گر بزرگ شده‌اند، ادامه داد: فرآیند این خانواده‌ها بدین صورت است که والدین و بچه ها برای کنترل یکدیگر از رفتارهای منفی استفاده می‌کنند و در واقع والدین توانایی لازم برای هدایت فرزندانشان را ندارند، در چنین خانواده‌ای، والدین هیچ پروایی از فرمان دادن، فریاد زدن، سرزنش و تنبیه کردن بچه‌ها ندارند. انتهای پیام