"گلوله‌های جادویی" پیروزی جنگی را برای ارتش آمریکا به ارمغان نمی آورند

"تا آنجا که اکثر ما به یاد داریم، آمریکا به عنوان قدرتمندترین کشور جهان مطرح بوده است. هر چند هنوز هم تحت این عنوان مطرح است اما سلطه آمریکا متزلزل شده است، زیرا کشورهایی مانند چین، روسیه و کشورهای دیگر اقدامات متقابلی را علیه امتیازات مادی ایالات متحده آمریکا تدوین کرده یا به سراغ افزایش بودجه‌های خود در حوزه تسلیحات و تقویت نفوذ بین‌المللی‌شان رفته‌اند." به گزارش ایسنا، اریک گارتزکه، استاد علوم سیاسی و مدیر مرکز مطالعات صلح و امنیت در دانشگاه کالیفرنیا،‌ سن دیگو، در تحلیلی در پایگاه بیزینس اینسایدر نوشته است: « پس باید چه کارکرد؟ واشنگتن به طور فزاینده‌ای نگران این افول آشکار است. یکی از راه حل‌های ممکن این است که آمریکا هزینه‌های نظامی خود را افزایش دهد. تا حدی این اتفاق دارد می‌افتد. آمریکا همچنین متحدانش را هم دارد تشویق می‌کند که وارد عمل شوند. اما به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها چندان اشتیاقی به افزایش عمده مالیات‌ها نداشته و کشورهای همپیمان در اروپا و آسیا در برابر صرف هزینه‌های بیشتر در حوزه نظامی مقاومت نشان داده‌اند. اخیراً لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا، جایگزینی به ظاهر جذاب ارائه کرده است. اینکه آمریکا می‌تواند به جای تاکید صرف بر توانایی‌های نظامی متعارف خود، به سمت ادغام بیشتر سلاح‌های هسته‌ای قدرتمندش در ساختار کلی دفاعی خود حرکت کند. این استراتژی بزرگ آستین، که به عنوان "بازدارندگی یکپارچه" معرفی شده است، مانند یک گلوله جادویی به نظر می‌رسد. تنها کاری که آمریکا باید انجام دهد این است که دشمنی را با نابودی هسته‌ای تهدید کند تا این دشمن تسلیم شود. با این حال، مانند خیلی چیزهای دیگر در زندگی، در این رویکرد نیز نکته‌ای وجود دارد که به نظر می‌رسد این فرمانده نظامی کهنه کار آن را به حساب نیاورده یا حتی نادیده گرفته است. سلاح‌های هسته‌ای با سایر ابزارهای جنگی متفاوت هستند. این "گلوله‌ها" قرار نیست شلیک شوند. به استثنای موردهای هیروشیما و ناکازاکی، وجود تسلیحات هسته‌ای در زرادخانه آمریکا محورش بازدارندگی بوده است؛ رویکردی در قبال جنگ که به نظر می‌رسد آستین از آن استقبال می‌کند. کشورهایی مانند روسیه، با عامل بازدارنده هسته‌ای کهنه‌اش و کره شمالی که در یک جنگ چیزهای خیلی کمتری برای از دست دادن دارد، ناگهان قدرتمندتر می‌شوند. به همین دلیل است که در سال 2014، زمانی که پوتین به دلیل فعالیت‌های روسیه در اوکراین با تحریم‌هایی از سوی ناتو مواجه شد، به جهان یادآوری کرد که کشورش توانمندی‌هایی هسته‌ای "تاکتیکی" با قدرت انفجاری کمتر را حفظ کرده است. در اوایل جنگ سرد، دوایت آیزنهاور، رئیس جمهور وقت آمریکا برای جلوگیری از تجاوزگری شوروی در اروپا و پیشرفتهای چین در آسیا بر مفهوم "تلافی جویی در ابعاد گسترده" تکیه کرد. تهدیدات هسته‌ای ما در تمامی موارد بجز چند مورد معدود، به شکست انجامید. روسای جمهور بعدی به مدل ترکیبی بازدارندگی یعنی وضعیتی که در آن عمده بازدارندگی توسط نیروهای متعارف آمریکا در خارج از این کشور اعمال می‌شود، بازگشتند. امروز آستین و ارتش آمریکا با یک معضل چالش برانگیزتر روبرو هستند. اراده آمریکا در بیشتر جاهایی که وضعیت موجود به چالش کشیده شده و آمریکا در آنها به دنبال حفظ  جایگاهش است، به حاشیه رانده شده است. در جایی که آمریکا در ضمن ریسک کردن بر سر همه چیز برای غلبه یافتن دقت کافی را به خرج می‌دهد، بازدارندگی هسته‌ای احتمالاً به خوبی کار می‌کند. اما در بسیاری از موقعیت‌ها که در آنها آمریکا نسبت به دشمنش توانمندتر است، اما کمتر از آن مصمم است، بازدارندگی یکپارچه نتیجه معکوس خواهد داشت. چون که بازدارندگی بر ارزش‌ها متکی است – بر این که آمریکایی‌ها چقدر حاضرند برای دستیابی به یک نتیجه خاص ریسک کنند- و بهتر است این کشور همین حالا اولویت‌های دفاعی خود را دریابد نه اینکه بعدا و در بحبوحه یک بحران هسته‌ای آنها را تعیین کند. کسانی که امروز به جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا مشاوره می‌دهند باید توجه داشته باشند؛ هیچ ترفند ارزان یا آسانی برای جلوگیری از این منطق، هیچ گلوله جادویی، نه حتی از نوع هسته‌ای آن وجود ندارد. آشتی دادن تعهدات آمریکا با تمایلش به پرداخت هزینه، هر چند که سرراست‌ترین راه برای مقابله با این افول نسبی نظامی است، اما در عین حال راهی است که ثبات را به بهترین شکل تضمین می‌کند.» انتهای پیام