به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، سرطان نه یک چالش صرف پزشکی بلکه بازتابی از پیچیدگیهای سبک زندگی، فشارهای روانی و نارساییهای ساختاری در جامعه است. آمارهای مربوط به افزایش نرخ ابتلا در کشورمان هم آنقدر نشانه و قرینه با خود دارد تا هم سیاستگذاران و مجریان دستگاههای اجرایی و هم شهروندان از هر رسته و سنخ و طبقهای برای دگرگون کردن چرخهی این بیماری به تقلا و تکاپو بیفتند. یک عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، از شکافهای موجود در سیستم درمان و لزوم بازنگری در برنامههای ملی کنترل بیماری تا نقش حیاتی رسانه در هدایت مردم بهسوی غربالگری و عبور از تابوهای فرهنگی را یک به یک در تیررس تحلیلش میگیرد و ابعادی از این تراژدی را میکاود که فراتر از نسخهها و داروهای شیمیدرمانی، فرهنگ مواجهه با بیماری و عدالت در توزیع منابع درمانی را هدف گرفته باشد.
در ادامه گفتوگوی ایسکانیوز با عادله قلی زاده، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران را بخوانید:
قلیزاده در واکنش به اینکه آیا پیش بینی افزایش دو برابری آمار ابتلا به سرطان در ایران نسبت به میانگین جهانی تا سال ۱۴۴۰ نشان دهنده شکست برنامههای کنترلی است، اظهار کرد: الزاما نمیتوان با تکیه بر این آمار اینطور نتیجهگیری کرد. دلیل رشد آمار سرطان مباحث متعددی را در بر میگیرد که یکی از آنها ارتقای فرآیندهای غربالگری است. غربالگری تنها در برخی از سرطانها امکانپذیر و توصیه شده است؛ زیرا ما زمانی این اقدام را پیشنهاد میدهیم که شاخص هزینه اثربخشی آن مثبت باشد. به هر حال خود غربالگری هزینههای مالی خاص خود را دارد.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با بیان اینکه برنامههای کنترلی را نباید صرفا بر اساس یک شاخص قضاوت کرد، گفت: عوامل زیادی در افزایش بروز این بیماری نقش دارند که مسیر آنها مستقیم و ساده نیست. متغیرهای تغذیهای، سبک زندگی انسانها، اختلالاتی نظیر اضطراب و افسردگی و همچنین شاخصهای مالی در روند درمان، همگی معیارهای تعیین کنندهای هستند که باید در کنار یکدیگر بررسی شوند تا بتوان درباره موفقیت یا عدم موفقیت برنامهها به یک جمعبندی دقیق رسید.
نقش رسانه در شکستن تابوی غربالگری
وی درخصوص چگونگی سرمایهگذاری در برنامههای پیشگیری برای کاهش بار اقتصادی و افزایش بقای بیماران تصریح کرد: موضوع غربالگری ابعاد گوناگونی دارد که نخستین اولویت آن بحث آگاهیبخشی به آحاد جامعه است. پس از آن باید مطالعاتی انجام شود که صرفه اقتصادی و هزینه اثربخشی این اقدامات را اثبات کند. غربالگری به دو صورت اختیاری و اجباری تعریف میشود. در سرطانهای شایعی مانند سرطان سینه در زنان یا سرطانهای دستگاه گوارش، دو مانع جدی وجود دارد؛ نخست لزوم آگاهیبخشی رسانهای و دوم شکستن تابوی سرطان.
قلی زاده با تشریح موانع روانی موجود در مسیر تشخیص زودهنگام اضافه کرد: ترس و نگرانی از ابتلا به سرطان همواره مانند یک سد عمل میکند و مانع از آن میشود که افراد در مسیر غربالگری قرار بگیرند. به نظر من رسانهها باید بر روی این شاخصهای عمومی متمرکز شوند تا این ترس از بین برود.
وی ادامه داد: در بخش غربالگریهای اجباری نیز معاونت بهداشت وزارت بهداشت بر اساس میزان شیوع تصمیمگیری میکند. در واقع باید بررسی شود که آیا هزینه کردن برای غربالگری، بار مالی کمتری نسبت به هزینههای سنگین تحمیل شده برای درمان فرد مبتلا به سیستم سلامت وارد میکند یا خیر.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه خاطرنشان کرد: با وجود تمامی مباحث ساختاری، از نظر من مهمترین شاخص همچنان آگاهیبخشی و کار رسانهای برای از بین بردن تابوی این بیماری است. بسیاری از افراد ممکن است متوجه توده یا ضایعهای در بدن خود شوند، اما به دلیل همان ترس از پیگیری آن خودداری کنند.
لزوم نگاه چند رشتهای به موضوع سرطان
قلی زاده در واکنش به آمارهای ارائه شده پیرامون رشد ۱۱۵ درصدی بروز سرطان در ایران بین سالهای ۲۰۲۰ تا ۲۰۴۰ اظهار کرد: من به طور دقیق از منشا آماری که نشان دهنده فاصله دو برابری ایران با شاخصهای جهانی باشد اطلاع ندارم. ما از شاخصهای «گلوبوکن» (پایگاه دادههای جهانی سرطان) استفاده میکنیم و تا جایی که بنده مطلع هستم، تا کنون چنین تفاوت فاحشی با میانگینهای دنیا گزارش نشده است. البته برای قضاوت نهایی باید به دادههای ثبت شده و دقیقتری مراجعه کرد.
وی با تاکید بر اینکه سرطان یک بیماری چند عاملی است و نباید آن را تک بعدی دید، گفت: برای تحلیل وضعیت فعلی و مقابله با آن، تمامی تخصصهایی که نقش آنها در بروز این بیماری اثبات شده است باید ورود کنند. متخصصان بهداشت محیط، تغذیه، روانشناسی و روانپزشکی باید در کنار پزشکان قرار بگیرند و با انجام کارهای علمی و منسجم به این قضیه کمک کنند تا بتوانیم تصویر درستی از شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه در مواجهه با این بیماری ترسیم کنیم.
قلی زاده در تحلیل لایههای مختلف بروز سرطان، تاکید کرد: در بررسی موضوع سرطان، این پرسش مطرح میشود که کیفیت مواد غذایی در دسترس مردم ایران در مقایسه با جهان در چه وضعیتی است و تا چه اندازه این موضوع در افزایش نرخ ابتلا نقش دارد. باید بررسی کرد آیا سطح اختلالات روانشناختی و روانپزشکی در جامعه ما بهطور معناداری بالاتر از سایر جوامع است و آیا این وضعیت میتواند عاملی برای افزایش بروز سرطان در ایران باشد.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با اشاره به تغییرات بنیادین در الگوی زندگی انسانها، افزود: مدل زندگی یا لایفاستایل ما بهطور جدی با استانداردهای جهانی متفاوت شده است. همچنین باید به دقت سنجید که میزان آلودگیهای محیطی در کشور ما چقدر بالاتر از شاخصهای جهانی است و این موضوع تا چه اندازه در افزایش نرخ ابتلا به سرطان دخالت میکند.
قلی زاده در خصوص هدفگذاری برخی مسئولان حوزه بهداشت و درمان برای بهبود ۲۰ درصدی شاخص بقای بیماران سرطانی، گفت: قضاوت قطعی در این مورد مستلزم بررسی دقیق ابزارهای سختافزاری و نرمافزاری است. منظور از ابزارهای سختافزاری، دسترسی به تنوع لازم داروها و تجهیزات است و ابزارهای نرمافزاری به تناسب تعداد بیماران در مقابل تیمهای درمان مربوط میشود.
وی با بیان اینکه از جزئیات این نسبتها آگاهی کامل ندارد، افزود: در چنین شرایطی نمیتوان بهراحتی درباره واقعبینانه یا بلندپروازانه بودن این رقم نظر داد.
وی با یادآوری رویکردهای امیدبخش در سالهای گذشته، تصریح کرد: در سال ۱۳۹۸، ایران بهعنوان یکی از سه کشور پیشرو در زمینه کنترل بیماریهای غیرواگیر در سازمان ملل شناخته و مورد تقدیر قرار گرفت. این دستاورد میتواند محصول برنامههای ملی کنترل سرطان باشد که از سال ۱۳۹۴ برای یک بازه دهساله تدوین شد.
قلی زاده در واکنش به اینکه در سال ۱۳۹۸، ایران بهعنوان یکی از سه کشور پیشرو در زمینه کنترل بیماریهای غیرواگیر در سازمان ملل شناخته شده، اظهار کرد: دانشمندان، استادان و پزشکانی که در حوزه سرطان فعالیت میکنند، تلاشهای قابلتقدیری داشتهاند و پیشرفتهای بهدستآمده در این مسیر کاملاً قابل ملاحظه است. این پیشرفتها بهطور قطع بر میزان بقای بیماران در بازههای زمانی یک، پنج و دهساله اثرگذار است. اگرچه بهبود وضعیت تا رقم ۲۰ درصد ممکن است، اما تعیین دقیق این میزان بر عهده متخصصان و صاحبنظران این حوزه است.
قلی زاده در واکنش به احتمال وجود مسالهی «سونامی سرطان» در کشور، گفت: آیا واقعاً در افزایش بروز این بیماری نسبت به دنیا پیشرو هستیم، پیش از پذیرش چنین تعابیری، باید آمارها را با معیارهای جهانی مقایسه کرد.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد مقایسه تطبیقی ایران با کشورهای توسعهیافته، از نظر وجود نارساییهای فرهنگی و ریسکهای رفتاری، اذعان کرد: در کنار مشکلات ساختاری، ما با موانع فرهنگی شدیدی روبهرو هستیم. ترس از انجام چکاپهای سالانه و ماهانه و دوری از اقدامات پیشگیرانه برای سلامتی، از جمله این نارساییهایی است که باعث میشود مردم بهجای پیشگیری، در مراحل پیشرفته بیماری با سیستم درمان مواجه شوند.
شکافهای ساختاری در زنجیره درمان
قلی زاده در ارزیابی ابزارهای موجود در حوزه پزشکی و دارویی، تصریح کرد: برای آسیب شناسی درست، باید تمامی ابعاد مسئله را بررسی کرد. این ابعاد شامل چهار مرحله اصلی است: نخست غربالگری، سپس تشخیص، مرحله درمان و در نهایت تداوم درمان. نکته حائز اهمیت این است که اگر تداوم درمان در مواردی که دیگر صحیح یا مفید نیست ادامه یابد، نوعی بیعدالتی رخ میدهد؛ چرا که فرصت درمان از کسی که نیازمند واقعی است گرفته شده و به فردی اختصاص مییابد که درمان دیگر کمکی به او نمیکند.
وی با اشاره به تفاوتهای موجود میان ایران و کشورهای پیشرفته تأکید کرد: صرفاً نپرداختن به موضوع غربالگری عامل ایجاد شکاف با کشورهای توسعه یافته نیست. ابزارهای تشخیصی، مسائل اقتصادی و تفاوتهای موجود میان سرویسهای خصوصی و دولتی نیز نقش کلیدی دارند. مواردی نظیر زمان انتظار برای تشخیص و درمان در مراکز دولتی، همگی ابعادی هستند که میتوانند خطر تشخیص در مراحل پیشرفته سرطان یا کاهش نرخ بقای بیماران را به همراه داشته باشند.
قلی زاده در پاسخ به این پرسش که آیا بروز سرطان در کشور بیشتر نتیجه الگوهای زیستی شهروندان است یا سیاستگذاریهای اجرایی، اظهار داشت: مجموعهای از عوامل در این روند نقش دارند و نمیتوان به سادگی سهم هر یک را مشخص کرد. با این حال، نقش آگاهیبخشی و اطلاعرسانی به عموم مردم بسیار پررنگ است. در این میان، تعریف درست از جایگاه رویکردهایی مانند طب سنتی که اخیراً پررنگ شده است، برای هدایت درمان در مسیر درست بسیار کمککننده خواهد بود.
او با تأکید بر اهمیت ارائه گزارشهای صحیح در رسانهها گفت: رسانه باید بتواند با جلوگیری از ایجاد ترس و نگرانی بیهوده در مردم، راه را برای پذیرش منطقیتر این تراژدی هموار کند. این امر کمک میکند تا ابتدای مسیر سخت تشخیص و درمان، به بهترین شکل ممکن آغاز شود.
عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در پایان بر لزوم یک برنامهریزی استراتژیک در حوزه رسانه تأکید کرد: فعالان رسانهای نباید در یک نقطه بایستند و تنها یک سخن بگویند و سپس موضوع را رها کنند. بلکه باید مسئولیتی را بپذیرند که از ابتدا تا انتهای مسیر همراه مردم باشند، ترسهای بیهوده را زدودن و جمعیت عام را هدایت کنند. این مسیر باید با حضور متخصصانی طی شود که مشروط به این است که با زبان مردم سخن بگویند؛ یعنی در سطحی صحبت کنند که نه بالاتر از سطح جامعه باشد و نه پایینتر.




















































